{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
هی با توام ..... مخاطب خاص یا بهت میرسم یا نمیزارم کسی بهت برسه
تمام رگهای متصل به قلبم رو بستم... دیگر راه فرار نداری! میدانم میمیرم ولی تا لحظه مرگم در قلبم هستی!
تعمیرگاهى باید ساخت از آغوشت براى وقتهایى که حالم خیلى خراب است…
نه، دنیا کوچک نیست وگرنه من هر روز نشانی خانهات را گم نمیکردم و لابهلای سطرهای غمگین زندگی به دنبال دستهای تو نمیگشتم…
این اشک ها همه گردن "تو" حق الناس سنگینی به دوش می کشی....
هیچ اتفاق خاصی نیفتاده! ستون حوادث خالیست... هنوز زنده ام بی تو! باورت میشود؟
به پرستو نبايد دل بست زيرا كه او نازك دل است و ميگريزد از ما مانند باد از سرما و فراموش ميكند تمام روزهاي با هم بودن را
دلتنگی ﺑﺪﻧﻴﺴﺖ ، ﻳﺎﺩﮔﺎﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻭ ﺩﻭﺭﻧﺪ.
چه سخت است دلتنگ قاصدك بودن در جاده اى كه در ان هيچ بادى نميوزد!
دورى يعنى فراق فراق يعنى دلتنگى دلتنگى يعنى تو تو يعنى همه ى دنياى من
در يك آشنايى دوستانه ما با هم دست داديم ... تو فقط دست دادى و من همه چيزم را از دست دادم...!
با آمدنت بهار دل پيدا شد/ بلبل به نوا آمد و گلها وا شد اى كاش كه رفتنت نمى ديدم من / با رفتن تو قيامتى بر پا شد ...
چقدر بايد بگذرد؟؟ تا من در مرور خاطراتم وقتى از كنار تو رد مى شم تنم نلرزد ... بغضم نگيرد ...
تو را با ديگرى ديدم كه بى من شادمان بودى گمانم بود بى احساسى و تو بيش از آن بودى رها كردى مرا رفتى شكستن بود تقديرم تمام فكر من هستى به فكر ديگران بودى
هميشه دور بودن معناي فراموش كردن نيست ، گاهي فرصتي ست براي دلتنگ شدن
كاش ميشد غصه ها رو تا كنم * پشت پرچين نگاها جا كنم * كاش ميشد در امتداد لحظه ها * لحظه اى را نيز با تو نجوا كنم
هی با توام ..... مخاطب خاص یا بهت میرسم یا نمیزارم کسی بهت برسه
تمام رگهای متصل به قلبم رو بستم... دیگر راه فرار نداری! میدانم میمیرم ولی تا لحظه مرگم در قلبم هستی!
تعمیرگاهى باید ساخت از آغوشت براى وقتهایى که حالم خیلى خراب است…
نه، دنیا کوچک نیست وگرنه من هر روز نشانی خانهات را گم نمیکردم و لابهلای سطرهای غمگین زندگی به دنبال دستهای تو نمیگشتم…
این اشک ها همه گردن "تو" حق الناس سنگینی به دوش می کشی....
هیچ اتفاق خاصی نیفتاده! ستون حوادث خالیست... هنوز زنده ام بی تو! باورت میشود؟
به پرستو نبايد دل بست زيرا كه او نازك دل است و ميگريزد از ما مانند باد از سرما و فراموش ميكند تمام روزهاي با هم بودن را
دلتنگی ﺑﺪﻧﻴﺴﺖ ، ﻳﺎﺩﮔﺎﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻭ ﺩﻭﺭﻧﺪ.
چه سخت است دلتنگ قاصدك بودن در جاده اى كه در ان هيچ بادى نميوزد!
دورى يعنى فراق فراق يعنى دلتنگى دلتنگى يعنى تو تو يعنى همه ى دنياى من
در يك آشنايى دوستانه ما با هم دست داديم ... تو فقط دست دادى و من همه چيزم را از دست دادم...!
با آمدنت بهار دل پيدا شد/ بلبل به نوا آمد و گلها وا شد اى كاش كه رفتنت نمى ديدم من / با رفتن تو قيامتى بر پا شد ...
چقدر بايد بگذرد؟؟ تا من در مرور خاطراتم وقتى از كنار تو رد مى شم تنم نلرزد ... بغضم نگيرد ...
تو را با ديگرى ديدم كه بى من شادمان بودى گمانم بود بى احساسى و تو بيش از آن بودى رها كردى مرا رفتى شكستن بود تقديرم تمام فكر من هستى به فكر ديگران بودى
هميشه دور بودن معناي فراموش كردن نيست ، گاهي فرصتي ست براي دلتنگ شدن
كاش ميشد غصه ها رو تا كنم * پشت پرچين نگاها جا كنم * كاش ميشد در امتداد لحظه ها * لحظه اى را نيز با تو نجوا كنم
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}