{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
من اگر آنقدر که به یاد تو هستم به یاد خدا بودم , آن دنیا نیمی از بهشت به نام من بود !
چـه خوب اسـت گـاه گاهی دروغ بـگـویی بـه دلـت (!) و نـگـذاری که بـدانــد بـی نـــــهایـت تـنـــهـا سـت . . .
انقدر مرا سرد کردی....از خودت....از عشق....که به جای دل بستن"""یخ بستم"""
كسى چه ميداند كه امروز چند بار فرو ريختم از ديدن كسى كه تنها لباسش شبيه به "تو" بود
یکی داره باتوقدم میزنه روزهای بدم رو رقم میزنه یکی داره عاشقترت میکنه داره زندگیموبهم میزنه.......
اگر يار مرا ديدى به خلوت / بگو اى بى وفاى بى مروت غمم دادى و غمخوارم نكردى / سر و كارت به فرداى قيامت
دل شکستن سنگ نمیخواد ، دل به نگاهی سرد میشکند
به او گفتم: غمگین ترین ترانه را برایم بسرا. چشمانش رابست و آرام آرام گریست....گریست....
خسته در حبس زمينم، ماه من يادم كن، به نگاهی به پيامی، سخنی شادم كن...
حضور نشانه ی بودن نیست گاه غایبی خاطره اش هزاران آینه را به تصویر می کشد
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﻋﺎﺷﻘﻲ ﮎ ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺯﺵ پﺮﺳﻴﺪﻧﺪ :ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻲ؟ ﮔﻔﺖ :ﺗﺎ ﺣﺎﻻ پﺸﺖ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻋﺮﻭﺱ ﻋﺸﻘﺖ ﺑﻮﻕ ﺯﺩﻱ ....؟!
ﺯﺭﺩ ، ﻣﺜﻞ ﻧﻮﺭ . ﻣﻦ ﺷﻨﺎ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ . ﺩﻟﻢ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﺪﺍﺩ ﺗﺎ ﺷﻨﺎ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻡ . ﻭ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻡ ﺩﺭ ﺩﺭﯾﺎﯼِ ﺁﺑﯽ ﺑﯿﮑﺮﺍﻥ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎ ﻭ ﮐﺎﺑﻮﺳﻬﺎ ! (از ﻧﻤﺎﯾﺸﻨﺎﻣﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ --
وقتی که شال به دور گردنم می انداختی فکر اینجایش را نمیکردم!! باشد برو حال میدانم ک ادم برفی را برای آب شدن میسازند
فرهاد قصه ام شدی و تیشه را..... ولی دل بود آنجه کندی ازم،کوه غم نبود!!!
تا حالا دقت کردین اول از یکی که اومده تو زندگیت بدت میا میخوای بذاریش سر کار وقتی به خودت میای میبینی عاشقش شدی و خودت بدجور سر کاری.
مشــکل از ایــنجا شــروع شــد … در شــب آرزوهــا، مــــن “او” را آرزو کــردم، و او “او” را ….........................!
من اگر آنقدر که به یاد تو هستم به یاد خدا بودم , آن دنیا نیمی از بهشت به نام من بود !
چـه خوب اسـت گـاه گاهی دروغ بـگـویی بـه دلـت (!) و نـگـذاری که بـدانــد بـی نـــــهایـت تـنـــهـا سـت . . .
انقدر مرا سرد کردی....از خودت....از عشق....که به جای دل بستن"""یخ بستم"""
كسى چه ميداند كه امروز چند بار فرو ريختم از ديدن كسى كه تنها لباسش شبيه به "تو" بود
یکی داره باتوقدم میزنه روزهای بدم رو رقم میزنه یکی داره عاشقترت میکنه داره زندگیموبهم میزنه.......
اگر يار مرا ديدى به خلوت / بگو اى بى وفاى بى مروت غمم دادى و غمخوارم نكردى / سر و كارت به فرداى قيامت
دل شکستن سنگ نمیخواد ، دل به نگاهی سرد میشکند
به او گفتم: غمگین ترین ترانه را برایم بسرا. چشمانش رابست و آرام آرام گریست....گریست....
خسته در حبس زمينم، ماه من يادم كن، به نگاهی به پيامی، سخنی شادم كن...
حضور نشانه ی بودن نیست گاه غایبی خاطره اش هزاران آینه را به تصویر می کشد
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﻋﺎﺷﻘﻲ ﮎ ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺯﺵ پﺮﺳﻴﺪﻧﺪ :ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻲ؟ ﮔﻔﺖ :ﺗﺎ ﺣﺎﻻ پﺸﺖ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻋﺮﻭﺱ ﻋﺸﻘﺖ ﺑﻮﻕ ﺯﺩﻱ ....؟!
ﺯﺭﺩ ، ﻣﺜﻞ ﻧﻮﺭ . ﻣﻦ ﺷﻨﺎ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ . ﺩﻟﻢ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﺪﺍﺩ ﺗﺎ ﺷﻨﺎ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻡ . ﻭ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻡ ﺩﺭ ﺩﺭﯾﺎﯼِ ﺁﺑﯽ ﺑﯿﮑﺮﺍﻥ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎ ﻭ ﮐﺎﺑﻮﺳﻬﺎ ! (از ﻧﻤﺎﯾﺸﻨﺎﻣﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ --
وقتی که شال به دور گردنم می انداختی فکر اینجایش را نمیکردم!! باشد برو حال میدانم ک ادم برفی را برای آب شدن میسازند
فرهاد قصه ام شدی و تیشه را..... ولی دل بود آنجه کندی ازم،کوه غم نبود!!!
تا حالا دقت کردین اول از یکی که اومده تو زندگیت بدت میا میخوای بذاریش سر کار وقتی به خودت میای میبینی عاشقش شدی و خودت بدجور سر کاری.
مشــکل از ایــنجا شــروع شــد … در شــب آرزوهــا، مــــن “او” را آرزو کــردم، و او “او” را ….........................!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}