{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
تو رو با غریبه می بینم صدام در نمیاد . . . . دلم آتیش میگیره کاری ازم بر نمیاد
روی حباب ایستاده ام نه را برگشت دارم نه نای رفتن فریادهایم به گوشش نمیرسد،گوشش پرشده از هیاهوها چقدر غریب و بی کس شدم چشمانم گریه را بس کنید خسته ام به خواب ابدی احتیاج دارم
خانه و کاشانه ام کجاست؟ مقصدم کجاست؟ سرگشته و حیرانم بعد از نبود تو...
تا شیرینی خیال تو با من است، تلخی دلتنگی هام رو میگذارم برای بعد...!
وقتی منو ترک کردی: . . . حتی جلادها هم گریه کردند به خاطر این بی رحمی
آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم از آتش دوزخ نهراسیدیم که آن شب ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم
بعد از تو جواب تمام " دوستت دارم" ها مرسي شد...
اگر آنکه رفت خاطره اش راهم میبرد... فرهاد سنگ نمی سفت مجنون آشفته نمی خفت حافظ شعر نمی گفت..
تا وقتی که زنده ام، تا وقتی که نفس در شش هایم جریان دارد، و چشمهایم می بیند... دیوانه وار دوستت دارم
آسمان باد یگران صاف است و با ما ابر دارد می شود روزی صاف با ما اما صبر دارد
باید آهسته نوشت ، با دل خسته نوشت با لب بسته نوشت ، گرم و پر رنگ نوشت روی هر سنگ نوشت ، تا بخوانند همه که اگر عشق نباشد دل نیست !
ديگران را اگر از ما خبرى نيست چه غم ، نازنينا تو چرا بی خبر از ماشده اى
تک درخت زندگیم سوخت ، بگذار جنگل بسوزد.
نه بخت بد مراست سامان و، ای شب!! نه تو راست هیچ پایان چندین چه کنی مرا ستیزه بس نیست مرا غم زمانه؟ دل می بری و قرار از من هر لحظه به یک ره و فسانه
مـهره هــا را بـهم بریـز بـــازی نــــــمیـکنم در شـطرنـجی که شــــــاهـش تــو نـــــــبـاشی!
دلم . . . (کما) میخواهــد . . . از همان هایی که . . . دكتر میگوید : متاسفم فقط واسش (دعا ) کنیــد . . .
تو رو با غریبه می بینم صدام در نمیاد . . . . دلم آتیش میگیره کاری ازم بر نمیاد
روی حباب ایستاده ام نه را برگشت دارم نه نای رفتن فریادهایم به گوشش نمیرسد،گوشش پرشده از هیاهوها چقدر غریب و بی کس شدم چشمانم گریه را بس کنید خسته ام به خواب ابدی احتیاج دارم
خانه و کاشانه ام کجاست؟ مقصدم کجاست؟ سرگشته و حیرانم بعد از نبود تو...
تا شیرینی خیال تو با من است، تلخی دلتنگی هام رو میگذارم برای بعد...!
وقتی منو ترک کردی: . . . حتی جلادها هم گریه کردند به خاطر این بی رحمی
آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم از آتش دوزخ نهراسیدیم که آن شب ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم
بعد از تو جواب تمام " دوستت دارم" ها مرسي شد...
اگر آنکه رفت خاطره اش راهم میبرد... فرهاد سنگ نمی سفت مجنون آشفته نمی خفت حافظ شعر نمی گفت..
تا وقتی که زنده ام، تا وقتی که نفس در شش هایم جریان دارد، و چشمهایم می بیند... دیوانه وار دوستت دارم
آسمان باد یگران صاف است و با ما ابر دارد می شود روزی صاف با ما اما صبر دارد
باید آهسته نوشت ، با دل خسته نوشت با لب بسته نوشت ، گرم و پر رنگ نوشت روی هر سنگ نوشت ، تا بخوانند همه که اگر عشق نباشد دل نیست !
ديگران را اگر از ما خبرى نيست چه غم ، نازنينا تو چرا بی خبر از ماشده اى
تک درخت زندگیم سوخت ، بگذار جنگل بسوزد.
نه بخت بد مراست سامان و، ای شب!! نه تو راست هیچ پایان چندین چه کنی مرا ستیزه بس نیست مرا غم زمانه؟ دل می بری و قرار از من هر لحظه به یک ره و فسانه
مـهره هــا را بـهم بریـز بـــازی نــــــمیـکنم در شـطرنـجی که شــــــاهـش تــو نـــــــبـاشی!
دلم . . . (کما) میخواهــد . . . از همان هایی که . . . دكتر میگوید : متاسفم فقط واسش (دعا ) کنیــد . . .
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}