{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
در خواب ناز بودم شبی .... دیدم کسی در می زند ..... در را گشودم روی او .... دیدم غم است در می زند ..... ای دوستان بی وفا .... غم با این همه بیگانگی ... هر شب به ما سر میزند .
غصه تو برای من، شاید من برای تو، دلت گرفت بگو خودم، گریه کنم به جای تو.
با من که شکسته ام کمی راه بیا بالی بگشا و گاه و بی گاه بیا آزرده مشو بیا گناه از من بود گفتم که مقصرم تو کوتاه بیا
حسی دارم ، اگر بدانی بد نیست / شعری گفتم تو هم بخوانی بد نیست // الان خیلی دلم برایت تنگ است / در هر صورت خبر رسانی بد نیست
قرارمان یک مانور کوچک بود! قرار بود تیرهای نگاهت مشقی باشد! اما ببین ... یک جای سالم بر قلبم نمانده است.
اگه یه روز رفتی و تنهام گذاشتی ، نفرینت نمی کنم فقط آرزو می کنم عاشق یکی بشی که دوستت نداشته باشه....
یادت ای دوست بخیر / بهترینم خوبی / خبری نیست ز تو / دل من میخواهد / که بدانی بی تو / دلم اندازه دنیا تنگ است.
درسایه دل شکستگی پیر شدم / غم خوردم با غمت نمک گیرشدم / تا آمدی آشنای قلبت باشم / گفتی که من از غریبه ها سیر شدم...
بلور خوش رنگ شبی ، وقتی که شب نشین ، منم با تو به دیوار جنون ، رنگ ترانه میزنم فاتح قلب آسمون! تکیه بزن به شونه هام واسه یه بارم که شده بگو هنوز تو رو میـخوام
زندگی کردن من مردن تدریجی بود هرچه جان کند تنم عمر حسابش کردند
دل ناله کند از من ، من ناله کنم از دل ، یارب تو قضاوت کن دیوانه منم یا دل . . . ؟
تعلق که نداشته باشی به جایی … به کسی … به چیزی … تمام شدنت راحت تر از آنی میشود که گمان می بُردی !
بهاران می رود اما بدان تا زنده هستم بهار دوستی را دوست دارم می پرستم
آری من از رویاهای پراکنده ام در سرزمینی یاد میکنم که انگار وطن من بود ودلم ودلم برای تو نامهربان نه مثل همیشه که بیشتر از همیشه.......تنگ میشود
تصميم گرفتم آنقدر كم ياب شوم تا دلي برايم تنگ شود. ولي افسوس فراموش شدم .
بگــــــــــــذر تابستان حالـــــم با تـــو خوب نمی شـود پاییــــــــــــــــز حال مرا خوب می شناسد..
در خواب ناز بودم شبی .... دیدم کسی در می زند ..... در را گشودم روی او .... دیدم غم است در می زند ..... ای دوستان بی وفا .... غم با این همه بیگانگی ... هر شب به ما سر میزند .
غصه تو برای من، شاید من برای تو، دلت گرفت بگو خودم، گریه کنم به جای تو.
با من که شکسته ام کمی راه بیا بالی بگشا و گاه و بی گاه بیا آزرده مشو بیا گناه از من بود گفتم که مقصرم تو کوتاه بیا
حسی دارم ، اگر بدانی بد نیست / شعری گفتم تو هم بخوانی بد نیست // الان خیلی دلم برایت تنگ است / در هر صورت خبر رسانی بد نیست
قرارمان یک مانور کوچک بود! قرار بود تیرهای نگاهت مشقی باشد! اما ببین ... یک جای سالم بر قلبم نمانده است.
اگه یه روز رفتی و تنهام گذاشتی ، نفرینت نمی کنم فقط آرزو می کنم عاشق یکی بشی که دوستت نداشته باشه....
یادت ای دوست بخیر / بهترینم خوبی / خبری نیست ز تو / دل من میخواهد / که بدانی بی تو / دلم اندازه دنیا تنگ است.
درسایه دل شکستگی پیر شدم / غم خوردم با غمت نمک گیرشدم / تا آمدی آشنای قلبت باشم / گفتی که من از غریبه ها سیر شدم...
بلور خوش رنگ شبی ، وقتی که شب نشین ، منم با تو به دیوار جنون ، رنگ ترانه میزنم فاتح قلب آسمون! تکیه بزن به شونه هام واسه یه بارم که شده بگو هنوز تو رو میـخوام
زندگی کردن من مردن تدریجی بود هرچه جان کند تنم عمر حسابش کردند
دل ناله کند از من ، من ناله کنم از دل ، یارب تو قضاوت کن دیوانه منم یا دل . . . ؟
تعلق که نداشته باشی به جایی … به کسی … به چیزی … تمام شدنت راحت تر از آنی میشود که گمان می بُردی !
بهاران می رود اما بدان تا زنده هستم بهار دوستی را دوست دارم می پرستم
آری من از رویاهای پراکنده ام در سرزمینی یاد میکنم که انگار وطن من بود ودلم ودلم برای تو نامهربان نه مثل همیشه که بیشتر از همیشه.......تنگ میشود
تصميم گرفتم آنقدر كم ياب شوم تا دلي برايم تنگ شود. ولي افسوس فراموش شدم .
بگــــــــــــذر تابستان حالـــــم با تـــو خوب نمی شـود پاییــــــــــــــــز حال مرا خوب می شناسد..
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}