{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
خیلی وقته چشمهایم ازفکرتوبارانیست/سالهاست دریای دلم ازعشق توطوفانیست/دیگرکاسه صبرم شده لبریز ازدردبی تو بودن/خدایا انتظار دیدن دوست چقدر طولانیست...
مِهــربــ ـــــــــــان که میشــَ ــــــــــوی دلم بیشتَـــــ ــــــــــــر تَنگــــــــــ میشود بَرایَتــــــــــــ
دوست دارم هر گاهي دلم گرفته ميشود،سرم را بر روي شونه هاي كسي بگذارم كه دلم آرام گيرد و كليد قلبش را در قلب من جاي گذارد
کاش دهخدا می دانست دلتنگی … اشک …. فاصله …. بی وفایی…. تعریفش فقط دو حرف است “تـــو”
باران که می بارد دلم برایت تنگ تر می شود راه می افتم بدون چتر من بغض میکنم ، آسمان گریه ...
دیگر بهار هم سر حالم نمی کند / چیزی شبیه گریه زلالم نمی کند آه ای خدا مرا به کبوتر شدن چه کار؟ / وقتی که سنگ هم رحم به بالم نمی کند . . .
تنها چیزی که فروغش به خاموشی نمیگراید,خاطرات پاک به یاد هم بودن است...
صورت مسئله را حل نكردي،بازهم پاكش كردي،فكر نكردي دل را بانيش كلامت نابود كردي
از میان تمام بازی های کودکانه تنها” یادم تو را فراموش “را خوب بلد بودی
زِنـــدِگـﮯ دَر اَعماقِ عادَت ها هیج فــَــرقـﮯ با مـَـرگ نـَــدارد... تــــو مـُـــردِه اﮮ فـَـقـَــط مـَـعناﮮ مــَــرگ را نـِمـﮯ دانـﮯ....
میدانی از کجای زندگی بیشتر خسته ام ...؟؟ انجا که وسط خنده هایم یکباره بغض میکنم...
من یک جاى دنیا خیلى خوش بختم.. در چارچوب قاب عکس دونفرمان..
فریادها را همه میشنوند هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است بیصدابه یادتم
صف میکشند دلتنگیهای من چون دانه های تسبیح به نخ کشید شده چقدر بکردانم دانه ها ر ا تا تو بیایی ...
دکتر !!! تمام زندگی ام درد میکند,, وقتی که خاطراتم عقب گرد میکند........
به سلامتی اونایی که هرچی سعی می کنی که فقط برای یه لحظه بهشون فکر نکنی فقط یه لحظه اما بازم نمی تونی!!! این یعنی عشق...! پس به سلامتی هرچی عاشقه...!
خیلی وقته چشمهایم ازفکرتوبارانیست/سالهاست دریای دلم ازعشق توطوفانیست/دیگرکاسه صبرم شده لبریز ازدردبی تو بودن/خدایا انتظار دیدن دوست چقدر طولانیست...
مِهــربــ ـــــــــــان که میشــَ ــــــــــوی دلم بیشتَـــــ ــــــــــــر تَنگــــــــــ میشود بَرایَتــــــــــــ
دوست دارم هر گاهي دلم گرفته ميشود،سرم را بر روي شونه هاي كسي بگذارم كه دلم آرام گيرد و كليد قلبش را در قلب من جاي گذارد
کاش دهخدا می دانست دلتنگی … اشک …. فاصله …. بی وفایی…. تعریفش فقط دو حرف است “تـــو”
باران که می بارد دلم برایت تنگ تر می شود راه می افتم بدون چتر من بغض میکنم ، آسمان گریه ...
دیگر بهار هم سر حالم نمی کند / چیزی شبیه گریه زلالم نمی کند آه ای خدا مرا به کبوتر شدن چه کار؟ / وقتی که سنگ هم رحم به بالم نمی کند . . .
تنها چیزی که فروغش به خاموشی نمیگراید,خاطرات پاک به یاد هم بودن است...
صورت مسئله را حل نكردي،بازهم پاكش كردي،فكر نكردي دل را بانيش كلامت نابود كردي
از میان تمام بازی های کودکانه تنها” یادم تو را فراموش “را خوب بلد بودی
زِنـــدِگـﮯ دَر اَعماقِ عادَت ها هیج فــَــرقـﮯ با مـَـرگ نـَــدارد... تــــو مـُـــردِه اﮮ فـَـقـَــط مـَـعناﮮ مــَــرگ را نـِمـﮯ دانـﮯ....
میدانی از کجای زندگی بیشتر خسته ام ...؟؟ انجا که وسط خنده هایم یکباره بغض میکنم...
من یک جاى دنیا خیلى خوش بختم.. در چارچوب قاب عکس دونفرمان..
فریادها را همه میشنوند هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است بیصدابه یادتم
صف میکشند دلتنگیهای من چون دانه های تسبیح به نخ کشید شده چقدر بکردانم دانه ها ر ا تا تو بیایی ...
دکتر !!! تمام زندگی ام درد میکند,, وقتی که خاطراتم عقب گرد میکند........
به سلامتی اونایی که هرچی سعی می کنی که فقط برای یه لحظه بهشون فکر نکنی فقط یه لحظه اما بازم نمی تونی!!! این یعنی عشق...! پس به سلامتی هرچی عاشقه...!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}