{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
به لحظه های "بی" توبودن سلام میكنم به سینه ام دلی هست به نام میكنم تمام میشود این فاصله ها بی گمان به لحظه های "با "تو بودن میكنم
سلام ای طراوت همیشه! دوست دارانت را دریاب! ما آن بیدلانیم که دل خود را در افق های آبی ات می جوییم.!
سلام بر تو كه عاشق سلام بر تو كه شیدا سلام بر تو كه خوابی سلام بر تو كه رویا سلام شعر فریبا سلام دلبر زیبا سلام راوی غم ها سلام عاشق شیدا
سلام عزیز مهربون ما رو نمیبینی خوشی؟ هنوزم مثل قدیما دلبری و عاشق کشی؟
به لحظه های "بی" توبودن سلام میكنم به سینه ام دلی هست به نام میكنم تمام میشود این فاصله ها بی گمان به لحظه های "با "تو بودن سلام میكنم
سلام من به هر چه وبه هر كــــسی كه با سحر تمام جسم و جان او پر از نماز می شود
برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن نگو رفتم " خداحافظی " کمی دیگر معطل کن
شرر زدی جگرم ... نازنین " خداحافظی " شکست بال و پرم ... نازنین " خداحافظی " دوان به سوی توبودم ... که از جفا تیری زد عشق بر کمرم ... نازنین " خداحافظی "
میگویم سلام ... هیچکس جوابم را نمی دهد پس خدانگهدار میگویم شاید از سر اتفاق یک نفر دست هایش تکان بخورد
می شه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با خدا حافظی بعضی ها از چشمت جاری می شه
" خداحافظی " طلوعم " خداحافظی " غروبم " خداحافظی " تو ای تنها امیدم
خدا لعنت کند بر واژه ها حتی " خداحافظی " که یعنی آتشی افتاده در من با " خداحافظی " سکوت افتاده مثل رعشه ای بر استخوان هایم شبیه موج سرد ساحل دریا " خداحافظی "
طعم ِ خیس ِ انوده و اتفاق ِ افتاده یک … آه … " خداحافظی " یک فاجعه ی ساده خالی شدم از رویا ... حسی منو از من برد یه سایه شبیه من ... پشت پنجره پژمرد
" خداحافظی " برای تو چه آسان بود ولی قلب من از این واژه لرزان بود " خداحافظی " برای تو رهایی داشت برای من غم تلخ جدایی داشت
این قصه هم رسیده به پایان " خداحافظی " جان شما و خاطره هامان " خداحافظی " من میروم بدون تو اما دعایم کن در اولین تراوش باران " خداحافظی "
بیخودی متاسف نباش تو آمده بودی که بروی اصلا تو چه می دانی چه ترسی ست ترس از کوچه ی بعد از " خداحافظی "؟
به لحظه های "بی" توبودن سلام میكنم به سینه ام دلی هست به نام میكنم تمام میشود این فاصله ها بی گمان به لحظه های "با "تو بودن میكنم
سلام ای طراوت همیشه! دوست دارانت را دریاب! ما آن بیدلانیم که دل خود را در افق های آبی ات می جوییم.!
سلام بر تو كه عاشق سلام بر تو كه شیدا سلام بر تو كه خوابی سلام بر تو كه رویا سلام شعر فریبا سلام دلبر زیبا سلام راوی غم ها سلام عاشق شیدا
سلام عزیز مهربون ما رو نمیبینی خوشی؟ هنوزم مثل قدیما دلبری و عاشق کشی؟
به لحظه های "بی" توبودن سلام میكنم به سینه ام دلی هست به نام میكنم تمام میشود این فاصله ها بی گمان به لحظه های "با "تو بودن سلام میكنم
سلام من به هر چه وبه هر كــــسی كه با سحر تمام جسم و جان او پر از نماز می شود
برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن نگو رفتم " خداحافظی " کمی دیگر معطل کن
شرر زدی جگرم ... نازنین " خداحافظی " شکست بال و پرم ... نازنین " خداحافظی " دوان به سوی توبودم ... که از جفا تیری زد عشق بر کمرم ... نازنین " خداحافظی "
میگویم سلام ... هیچکس جوابم را نمی دهد پس خدانگهدار میگویم شاید از سر اتفاق یک نفر دست هایش تکان بخورد
می شه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با خدا حافظی بعضی ها از چشمت جاری می شه
" خداحافظی " طلوعم " خداحافظی " غروبم " خداحافظی " تو ای تنها امیدم
خدا لعنت کند بر واژه ها حتی " خداحافظی " که یعنی آتشی افتاده در من با " خداحافظی " سکوت افتاده مثل رعشه ای بر استخوان هایم شبیه موج سرد ساحل دریا " خداحافظی "
طعم ِ خیس ِ انوده و اتفاق ِ افتاده یک … آه … " خداحافظی " یک فاجعه ی ساده خالی شدم از رویا ... حسی منو از من برد یه سایه شبیه من ... پشت پنجره پژمرد
" خداحافظی " برای تو چه آسان بود ولی قلب من از این واژه لرزان بود " خداحافظی " برای تو رهایی داشت برای من غم تلخ جدایی داشت
این قصه هم رسیده به پایان " خداحافظی " جان شما و خاطره هامان " خداحافظی " من میروم بدون تو اما دعایم کن در اولین تراوش باران " خداحافظی "
بیخودی متاسف نباش تو آمده بودی که بروی اصلا تو چه می دانی چه ترسی ست ترس از کوچه ی بعد از " خداحافظی "؟
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}