{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
چه کنم ای دوست که تو سلطان جهانی و من درویش خرابات تو ارباب وفایی و من نوکر ارباب
پیامت زیبا ، مرامت بی همتا ، دوستیمون پا برجا ، به یادتم همه جا..!
سرخوش آن لحظه که از دوست سلامی برسد ... بی خبر باشی و از دوست پیامی برسد
از شمع یک چیز آموختم:ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم
دشمن اگر کُشت به دوست می توان گفت با کی بتوان گفت این که دوست مرا کُشت . . .
من از پاکدلانم که زکس کینه ندارم یک شهر پُر ا ز دشمن و یک دوست ندارم . . .
بهر امتحان ای دوست گر طلب کنی جان را آنچنان برافشانم کز طلب خجل مانی . . .
هر چند که از آینه بی رنگ تر است / از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است بشکن دل بی نوای ما را ای رفاقت ! / این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است . . .
هرکـس به طریقی دل ما میشکند / بیگانه جدا ، دوست جدا میشکند بیگانه اگر میشکند حرفی نیست / من در عجبم دوست چرا میشکند . . .
سرافرازم نمی سازی به دشنامی و پیغامی اگر صلح است پیغامی وگر جنگ است دشنامی . . .
ما شقایق های باران خورده ایم / سیلی نا حق فراوان خورده ایم ساقه احساسمان خشکیده است / زخم ها از باد و طوفان خورده ایم
در رفاقت رسم ما جان دادن است / هر قدم را صد قدم پس دادن است هرکه بر ما تب کند جان میدهیم / ناز او را هرچه باشد میخریم . . .
مردی و نامردی، جنسیت سرش نمی شود معرفت که نداشته باشی ، نامردی . . .
یه زغال برمیدارم دورت خط میکشم و مینویسم: این بی معرفت دنیای منه !
این اس ام اس رو میزنم به سلامتی همه بی معرفتا که سخت مشغول شطرنج زندگی اند و نمیدونن ما مات رفاقتشون هستیم
مرام فقط مرام گاو،چون نگفت من گفت ما….. رفیق فقط کلاغ نه بخاطر سیاهیش به خاطر یه رنگیش… معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش به خاطر خاکی بودنش…
چه کنم ای دوست که تو سلطان جهانی و من درویش خرابات تو ارباب وفایی و من نوکر ارباب
پیامت زیبا ، مرامت بی همتا ، دوستیمون پا برجا ، به یادتم همه جا..!
سرخوش آن لحظه که از دوست سلامی برسد ... بی خبر باشی و از دوست پیامی برسد
از شمع یک چیز آموختم:ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم
دشمن اگر کُشت به دوست می توان گفت با کی بتوان گفت این که دوست مرا کُشت . . .
من از پاکدلانم که زکس کینه ندارم یک شهر پُر ا ز دشمن و یک دوست ندارم . . .
بهر امتحان ای دوست گر طلب کنی جان را آنچنان برافشانم کز طلب خجل مانی . . .
هر چند که از آینه بی رنگ تر است / از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است بشکن دل بی نوای ما را ای رفاقت ! / این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است . . .
هرکـس به طریقی دل ما میشکند / بیگانه جدا ، دوست جدا میشکند بیگانه اگر میشکند حرفی نیست / من در عجبم دوست چرا میشکند . . .
سرافرازم نمی سازی به دشنامی و پیغامی اگر صلح است پیغامی وگر جنگ است دشنامی . . .
ما شقایق های باران خورده ایم / سیلی نا حق فراوان خورده ایم ساقه احساسمان خشکیده است / زخم ها از باد و طوفان خورده ایم
در رفاقت رسم ما جان دادن است / هر قدم را صد قدم پس دادن است هرکه بر ما تب کند جان میدهیم / ناز او را هرچه باشد میخریم . . .
مردی و نامردی، جنسیت سرش نمی شود معرفت که نداشته باشی ، نامردی . . .
یه زغال برمیدارم دورت خط میکشم و مینویسم: این بی معرفت دنیای منه !
این اس ام اس رو میزنم به سلامتی همه بی معرفتا که سخت مشغول شطرنج زندگی اند و نمیدونن ما مات رفاقتشون هستیم
مرام فقط مرام گاو،چون نگفت من گفت ما….. رفیق فقط کلاغ نه بخاطر سیاهیش به خاطر یه رنگیش… معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش به خاطر خاکی بودنش…
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}