{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
وقتی فهمید میخوامش، خندید و رفت / التماس رو تو چشام دید و رفت / با تمام خوبیهام اون بی وفا / رنگ غم تو چشام پاشیدو رفت
سنگین کام میگیری مردی…! دراین سرمای خیابان به یاد کدامین بی وفا، خاطراتت را دود میکنی…؟
بی وفا این روزها نه مجالی برای دلتنگی دارم نه حوصله ات را وب سایت امیر اف بی ولی با این همه گاه گاهی دلم هوای تو را می کند
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
هی بی وفا؟ برگرد ببین آیینه، عکس تو را قاب کرد مرا نشان نمی دهد
ای بی وفا رسم وفا رسم وفا از غم نیاموزی چرا غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر می زند
دلم را مبتلایت کرده بودم خودم را خاک پایت کرده بودم ندانستم بی وفا هستی وگرنه همان اول رهایت کرده بودم
وفا یعنی این که: بعد از رفتنت نازنینم حتی نگذاشتم کسی بفهمد مرا دور زدی بی وفا
برای رسیدن به تو آنقدر دویدم که دیگر برای همراه شدن با تو نفسی برایم باقی نماند و من از تو جا ماندم آخه بی وفایی یه ذره برام صبر میکردی تا نفسم چاق شود
به هرکس دل سپردم بی وفا شد چون پابندش شدم از من جدا شد نمیدانم از اول بی وفا بود یا که من نازش را کشیدم بی وفا شد
اگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بی وفا ای بی مروت غمم دادی و غم خوارم نکردی سر و کارت به فردای قیامت
بی وفا بودم شکایت میکرد باوفا شدم خیانت میکرد مهربان شدم رهایم کرد
مرد به زن : عزيزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دين رو به زندگيم آوردي! چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا' وجود نداره !
نه ! چشمانم شور نبود اگر که آخر کارمان ندامت شد ، دست هایم بی نمک بود !
زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي گويند تا در حفظ آن شريك باشند !
اون که از من گذشت ، واسه من درگذشت پس روحش شاد و یادش فراموش !
وقتی فهمید میخوامش، خندید و رفت / التماس رو تو چشام دید و رفت / با تمام خوبیهام اون بی وفا / رنگ غم تو چشام پاشیدو رفت
سنگین کام میگیری مردی…! دراین سرمای خیابان به یاد کدامین بی وفا، خاطراتت را دود میکنی…؟
بی وفا این روزها نه مجالی برای دلتنگی دارم نه حوصله ات را وب سایت امیر اف بی ولی با این همه گاه گاهی دلم هوای تو را می کند
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
هی بی وفا؟ برگرد ببین آیینه، عکس تو را قاب کرد مرا نشان نمی دهد
ای بی وفا رسم وفا رسم وفا از غم نیاموزی چرا غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر می زند
دلم را مبتلایت کرده بودم خودم را خاک پایت کرده بودم ندانستم بی وفا هستی وگرنه همان اول رهایت کرده بودم
وفا یعنی این که: بعد از رفتنت نازنینم حتی نگذاشتم کسی بفهمد مرا دور زدی بی وفا
برای رسیدن به تو آنقدر دویدم که دیگر برای همراه شدن با تو نفسی برایم باقی نماند و من از تو جا ماندم آخه بی وفایی یه ذره برام صبر میکردی تا نفسم چاق شود
به هرکس دل سپردم بی وفا شد چون پابندش شدم از من جدا شد نمیدانم از اول بی وفا بود یا که من نازش را کشیدم بی وفا شد
اگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بی وفا ای بی مروت غمم دادی و غم خوارم نکردی سر و کارت به فردای قیامت
بی وفا بودم شکایت میکرد باوفا شدم خیانت میکرد مهربان شدم رهایم کرد
مرد به زن : عزيزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دين رو به زندگيم آوردي! چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا' وجود نداره !
نه ! چشمانم شور نبود اگر که آخر کارمان ندامت شد ، دست هایم بی نمک بود !
زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي گويند تا در حفظ آن شريك باشند !
اون که از من گذشت ، واسه من درگذشت پس روحش شاد و یادش فراموش !
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}