{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
نسان به نحوی با حیوانات رفتار می كند كه زندگی بر آنها دشوار تر از مرگ است.
قصه فقط یك راه فرار برای آرزوهای ناكام است.
مردم هرچه بكارند همان را درو خواهند كرد .
كسي كه "امروز" از "ديروز" آگاهتر نباشد، انسان خردمندي نيست.
هر كس مطابق افكار خودش دیگری را قضاوت می كند .
گامهاي من رو به جلو همواره آرام بوده اند. اين را خودم مي دانم، اما هرگز هيچ گامي را رو به عقب برنداشته ام
اگر مرگ نبود فریادهای نا امیدی به آسمان بلند می شد، به طبیعت نفرین می فرستاد
ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب های زندگانی نجات می دهد.
به همه اعتماد داشتن خطرناك است، به هيچ كس اعتماد نداشتن خطرناكترين است.
مرگ، همه هستی ها را به یک چشم نگریسته و سرنوشت آنها را یکسان میکند نه توانگر می شناسد و نه گدا.
من مايلم امور دولت را به نحوي اداره كنم كه اگر در پايان فرمانروايي خود همه دوستانم را از دست دادم، دست كم يكي از دوستانم باقي بماند و آن، وجدان و قلب من است
مرگ بهترین پناه دردها و غمها و رنج ها و بیدادگری های زندگانی است.
پدرم به من كار كردن را آموخت، نه عشق و علاقه به كار را
مرگ، مادر مهربانی است که بچه ی خود را پس از یک روز طوفانی در آغوش کشیده، نوازش میکند و می خواباند.
رنج و غصه را براي خودت بپذير و رفاه و آسايش را براي همه .
ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺸﻨﻔﻴﺪ : ﻛِﻴﻒ ﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﺳﺮ ﭘﻴﺮﻱ ﭘﺸﻴﻤﺎﻥ ﻧﺸﻴﺪ .
نسان به نحوی با حیوانات رفتار می كند كه زندگی بر آنها دشوار تر از مرگ است.
قصه فقط یك راه فرار برای آرزوهای ناكام است.
مردم هرچه بكارند همان را درو خواهند كرد .
كسي كه "امروز" از "ديروز" آگاهتر نباشد، انسان خردمندي نيست.
هر كس مطابق افكار خودش دیگری را قضاوت می كند .
گامهاي من رو به جلو همواره آرام بوده اند. اين را خودم مي دانم، اما هرگز هيچ گامي را رو به عقب برنداشته ام
اگر مرگ نبود فریادهای نا امیدی به آسمان بلند می شد، به طبیعت نفرین می فرستاد
ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب های زندگانی نجات می دهد.
به همه اعتماد داشتن خطرناك است، به هيچ كس اعتماد نداشتن خطرناكترين است.
مرگ، همه هستی ها را به یک چشم نگریسته و سرنوشت آنها را یکسان میکند نه توانگر می شناسد و نه گدا.
من مايلم امور دولت را به نحوي اداره كنم كه اگر در پايان فرمانروايي خود همه دوستانم را از دست دادم، دست كم يكي از دوستانم باقي بماند و آن، وجدان و قلب من است
مرگ بهترین پناه دردها و غمها و رنج ها و بیدادگری های زندگانی است.
پدرم به من كار كردن را آموخت، نه عشق و علاقه به كار را
مرگ، مادر مهربانی است که بچه ی خود را پس از یک روز طوفانی در آغوش کشیده، نوازش میکند و می خواباند.
رنج و غصه را براي خودت بپذير و رفاه و آسايش را براي همه .
ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺸﻨﻔﻴﺪ : ﻛِﻴﻒ ﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﺳﺮ ﭘﻴﺮﻱ ﭘﺸﻴﻤﺎﻥ ﻧﺸﻴﺪ .
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}