{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
میوه ای كه در دسترس ماست از میوه بالای شاخه درخت لذیذتر است، ولی میوه بالای درخت از این جهت در نظرمان جلوه می كند كه دستمان به آن نمی رسد.
آن كه امید دارد هر چهار فصل سال بهار باشد، نه خود را می شناسد، نه طبیعت را و نه زندگی را.
نیش های چند مگس هرگز اسب چابك را از تاختن باز نمی دارد.
گل را می توان زیر پا له كرد، ولی بوی عطر آنرا نمی توان در فضا كُشت.
تولد و مرگ را درمانی نیست مهم این است که فاصله میان این دو را شاد زندگی کنیم . . .
اگر ۴ تکه نان خوشمزه باشد و شما ۵ نفر باشید کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید (( مادر )) است . . .
قصه عشقت را به بیگانگان نگو چرا که این کلاغهای غریب بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه می سازند . . .
مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد . . .
بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشتهباشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن
آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند . . .
به شهادت تاریخ میگویم هر گاه روزگاز خواسته تفکر فاسدی را رسوا کند به او قدرت مطلق داده است . . .
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است . . .
آرزو سرابی است که اگر نابود شود، همه از تشنگی خواهند مرد . . .
به یک جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را میبرد و از میانشان میگذرد از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی . . .
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت و اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت!
از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی
میوه ای كه در دسترس ماست از میوه بالای شاخه درخت لذیذتر است، ولی میوه بالای درخت از این جهت در نظرمان جلوه می كند كه دستمان به آن نمی رسد.
آن كه امید دارد هر چهار فصل سال بهار باشد، نه خود را می شناسد، نه طبیعت را و نه زندگی را.
نیش های چند مگس هرگز اسب چابك را از تاختن باز نمی دارد.
گل را می توان زیر پا له كرد، ولی بوی عطر آنرا نمی توان در فضا كُشت.
تولد و مرگ را درمانی نیست مهم این است که فاصله میان این دو را شاد زندگی کنیم . . .
اگر ۴ تکه نان خوشمزه باشد و شما ۵ نفر باشید کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید (( مادر )) است . . .
قصه عشقت را به بیگانگان نگو چرا که این کلاغهای غریب بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه می سازند . . .
مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد . . .
بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشتهباشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن
آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند . . .
به شهادت تاریخ میگویم هر گاه روزگاز خواسته تفکر فاسدی را رسوا کند به او قدرت مطلق داده است . . .
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است . . .
آرزو سرابی است که اگر نابود شود، همه از تشنگی خواهند مرد . . .
به یک جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را میبرد و از میانشان میگذرد از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی . . .
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت و اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت!
از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}