{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
مهد پرورش خرد، آغوش عقل نیست، بلكه دامان عشق است. نهال خرد باید در كوزه عشق كاشته شود و با آب احساسات آبیاری گردد.
تمام سرمایه فكری و دانش باید تسلیم یك عظمت اخلاقی و روحی گردد، وگرنه دانش مانند رودی خواهد بود كه نتوانسته خط سیر خود را بپیماید و به دریا بریزد و با وضعی اندوه بار در صحرا و ریگزارها فرو می رود.
هیچ چیز بهتر از كار كردن به جای غصه خوردن، آدمی را به خوشبختی نزدیك نمی كند.
چون مردم كمتر متوجه سعادت هستند، بدبختی ها بیشتر نمایان است.ستم و ستمگری را عادی فرض می كنند و سعادت و عدالت را جزء اتفاقات می پندارند.
خوشبختی بر سه ستون استوار است : فراموش كردن گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده.
غنچه خوشبختی در جای تاریك، بی صدا و گودی پنهان شده كه بسیار نزدیك به ماست، ولی كمتر از آنجا می گذریم و آن، دل خود ماست.
روزی كه بشر كاملاً به نادانی خود پی برد، به موفقیت بزرگی دست یافته است؛ زیرا دانش در این دنیا چیزی جز پی بردن به نادانی نیست.
وقتی انسان به نادرستی یك نظریه پی برد و آنرا حفظ كرد، دلیل بر حماقت اوست.
عدالت انتظار پاداش ندارد، بلكه خود عمل دارای زیبایی و سرور است.
در روی زمین سعادتی بالاتر از یك عشق پاك و بادوام متصور نیست.
هیچ موجودی در دنیا وجود ندارد كه در اثر عشق ورزیدن به یك موجود دیگر، حتی اگر یك عشق پیش پا افتاده و پست هم باشد، اصلاحی در روح خود به عمل نیاورد.
وقتی عشقی در كار است، پای عقل می لنگد.
هیچ چیز به زیبایی یك قفل بسته نیست؛ البته تا زمانی كه كسی نداند چگونه می توان آن را باز كرد.
نباید آنقدر در اندیشه فرو رویم كه قدرت همه چیز از ما سلب شود؛ چرا كه اگر هدف، سلامت اندیشه های ما باشد باید بدانیم كه بیشتر اندیشه های نادرست و غلط، در عمل، جبران و اصلاح خواهد شد.
تمام چیزهایی كه نوابغ آینده خواهند گفت، هم اكنون در وجود من و شما هست؛ منتها باید آنها را پیدا كرد و روی آنها انگشت گذاشت.
زندگان، مردگانی هستند كه در دوران آسایش به سر می برند.
مهد پرورش خرد، آغوش عقل نیست، بلكه دامان عشق است. نهال خرد باید در كوزه عشق كاشته شود و با آب احساسات آبیاری گردد.
تمام سرمایه فكری و دانش باید تسلیم یك عظمت اخلاقی و روحی گردد، وگرنه دانش مانند رودی خواهد بود كه نتوانسته خط سیر خود را بپیماید و به دریا بریزد و با وضعی اندوه بار در صحرا و ریگزارها فرو می رود.
هیچ چیز بهتر از كار كردن به جای غصه خوردن، آدمی را به خوشبختی نزدیك نمی كند.
چون مردم كمتر متوجه سعادت هستند، بدبختی ها بیشتر نمایان است.ستم و ستمگری را عادی فرض می كنند و سعادت و عدالت را جزء اتفاقات می پندارند.
خوشبختی بر سه ستون استوار است : فراموش كردن گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده.
غنچه خوشبختی در جای تاریك، بی صدا و گودی پنهان شده كه بسیار نزدیك به ماست، ولی كمتر از آنجا می گذریم و آن، دل خود ماست.
روزی كه بشر كاملاً به نادانی خود پی برد، به موفقیت بزرگی دست یافته است؛ زیرا دانش در این دنیا چیزی جز پی بردن به نادانی نیست.
وقتی انسان به نادرستی یك نظریه پی برد و آنرا حفظ كرد، دلیل بر حماقت اوست.
عدالت انتظار پاداش ندارد، بلكه خود عمل دارای زیبایی و سرور است.
در روی زمین سعادتی بالاتر از یك عشق پاك و بادوام متصور نیست.
هیچ موجودی در دنیا وجود ندارد كه در اثر عشق ورزیدن به یك موجود دیگر، حتی اگر یك عشق پیش پا افتاده و پست هم باشد، اصلاحی در روح خود به عمل نیاورد.
وقتی عشقی در كار است، پای عقل می لنگد.
هیچ چیز به زیبایی یك قفل بسته نیست؛ البته تا زمانی كه كسی نداند چگونه می توان آن را باز كرد.
نباید آنقدر در اندیشه فرو رویم كه قدرت همه چیز از ما سلب شود؛ چرا كه اگر هدف، سلامت اندیشه های ما باشد باید بدانیم كه بیشتر اندیشه های نادرست و غلط، در عمل، جبران و اصلاح خواهد شد.
تمام چیزهایی كه نوابغ آینده خواهند گفت، هم اكنون در وجود من و شما هست؛ منتها باید آنها را پیدا كرد و روی آنها انگشت گذاشت.
زندگان، مردگانی هستند كه در دوران آسایش به سر می برند.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}