{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
خوبان را باید روی چشم ها گذاشت . . . کجایی ؟! چشم هایم بهانه ات را گرفته اند !
بی بهانه به خاطرم می ایی . . . شاید همین باشدمعنای عزیزبودنت
دِلم چِه کودکانه بَهانه ی تو را می گیرد اما تو بزرگانه بِه دِل نگیر فقط بگو : کودک است نِمی فهمد
برایِ مَــن همــه بــهانـه ها یعنـــی “تــو” !
بهانه هم اگر میگیری بهانه مرا بگیر . . . من تمام خواستن را وجب کردم . . . هیچکس . . . هیچکس به اندازه من عاشق تـو و بهانه هایت نیست . .
نفس شاید دلیلی باشد برای زندگی اما بی شک “ تو ” بهانه ی آنی . . .
پر است خلوتم از یاد عاشقانه او گرفته باز دل کوچکم بهانه او نسیم رهگذر این بار هم نیاورده به دست قاصدکی نامه یا نشانه او
تراشکار ماهری شدم بسکه تو نیامدی و من برای دلم بهانه تراشیدم !
بهانه نبودنت بهانه نداشتنم بهانه بهانه هایت همه تقصیر من است ؟ اما دلتنگت شده ام خودت هم میدانی فاصله مان زیاد نیست قدمی پیش بیائی تو را در آغوش میگیرم اما باید بیائی همین یک قدم را
هربار که کودکانه دست کسی رو گرفتم گم شده ام ! ترس من از گم شدن نیست . . . ترسم از گرفتن دستی ست که بی بهانه رهایم کند !
وقتى کسى براى نداشته هایت بهانه میگیرد ، بهتراست اوراهم نداشته باشى . . . گاهى نداشتن از داشتن بهتر است !
دلم به بهانه ندیدنت گریست بگذار بگرید و بداندهر چه خواست همیشه نیست .
دیـگه به همه چــیز شــک دارم وقتی تـــو به دوســــت داشــتـن مـن یـــقیـن داشتی و بـی بـــهانـه رفــتی
حرفهایم را تعبیر میکنی ، سکوتم را تفسیر ، دیروزم را فراموش ، فردایم را پیشگویی، به نبودنم مشکوکی ، در بودنم مردد ، از هیچ گلایه میسازی ، از همه چیز بهانه . . .
زندگی را بی بهانه میخواستم ولی غافل از اینکه داشتن تو قشنگترین بهانه ام شد . . .
قطره های اشک بی قرار نوازشگر گونه هایم است چه کنم که اشک قشنگترین بهانه است برای گفتن از بی تو بودن برای بیان دلتنگی و برای بیان غربت
خوبان را باید روی چشم ها گذاشت . . . کجایی ؟! چشم هایم بهانه ات را گرفته اند !
بی بهانه به خاطرم می ایی . . . شاید همین باشدمعنای عزیزبودنت
دِلم چِه کودکانه بَهانه ی تو را می گیرد اما تو بزرگانه بِه دِل نگیر فقط بگو : کودک است نِمی فهمد
برایِ مَــن همــه بــهانـه ها یعنـــی “تــو” !
بهانه هم اگر میگیری بهانه مرا بگیر . . . من تمام خواستن را وجب کردم . . . هیچکس . . . هیچکس به اندازه من عاشق تـو و بهانه هایت نیست . .
نفس شاید دلیلی باشد برای زندگی اما بی شک “ تو ” بهانه ی آنی . . .
پر است خلوتم از یاد عاشقانه او گرفته باز دل کوچکم بهانه او نسیم رهگذر این بار هم نیاورده به دست قاصدکی نامه یا نشانه او
تراشکار ماهری شدم بسکه تو نیامدی و من برای دلم بهانه تراشیدم !
بهانه نبودنت بهانه نداشتنم بهانه بهانه هایت همه تقصیر من است ؟ اما دلتنگت شده ام خودت هم میدانی فاصله مان زیاد نیست قدمی پیش بیائی تو را در آغوش میگیرم اما باید بیائی همین یک قدم را
هربار که کودکانه دست کسی رو گرفتم گم شده ام ! ترس من از گم شدن نیست . . . ترسم از گرفتن دستی ست که بی بهانه رهایم کند !
وقتى کسى براى نداشته هایت بهانه میگیرد ، بهتراست اوراهم نداشته باشى . . . گاهى نداشتن از داشتن بهتر است !
دلم به بهانه ندیدنت گریست بگذار بگرید و بداندهر چه خواست همیشه نیست .
دیـگه به همه چــیز شــک دارم وقتی تـــو به دوســــت داشــتـن مـن یـــقیـن داشتی و بـی بـــهانـه رفــتی
حرفهایم را تعبیر میکنی ، سکوتم را تفسیر ، دیروزم را فراموش ، فردایم را پیشگویی، به نبودنم مشکوکی ، در بودنم مردد ، از هیچ گلایه میسازی ، از همه چیز بهانه . . .
زندگی را بی بهانه میخواستم ولی غافل از اینکه داشتن تو قشنگترین بهانه ام شد . . .
قطره های اشک بی قرار نوازشگر گونه هایم است چه کنم که اشک قشنگترین بهانه است برای گفتن از بی تو بودن برای بیان دلتنگی و برای بیان غربت
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}