{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
دود سیگار با یه روح بیمار عکس دونفره ی ما روی دیوار دو سه روزه بیکار توی خونه بیدار اشکایی که میچکه روی گیتار
شدم مثل همون مردی که با گیتار محبوبش میخونه نغمه ی شادو نمی بینن دل خونش
این پنج پنجه امشب همخوابگان خاکند بدرود دست و گیتار سیگار پشت سیگار
قسم میخورم بعد از تو گیتار هم آغوشم بود و باران دستی برای پاک کردن اشک هایم
امروز و فرداهایم ، پس فرداها ، همه و همه خراب شده اند بعد از تو برگرد
این روزها سنگین و نحس اند ، چه کنم ؟ لحظات هم بهانه ات میگیرند رفتی و ردپایت در پس کوچه های قلبم باقی مانده است
چندیست در نبودنت به ساعت شنی می نگرم ، یک صحرا گذشته است !
کوتاه ترین قصه ی دنیا : رفت … !
چه فرقی دارد ، شهر ما خانه ی ما باشد یا نباشد ؟ وقتی تو نه در شهر ما هستی و نه در خانه !
رفتــه ای و مــن هــر روز، بــه مــوریــانــه هــایــی فکــر مــی کنــم کــه آهستــه و آرام گــوشه هــای خیــال ام را مــی جــونــد! تــا بــی “خیــال” نشــده ام، بــرگــرد . . .
طب مدرن ، طب سنتی ، طب سوزنی ، همه را امتحان کرده ام درد بی درمان است درد دوریت
بــآ مـَن از بـودن بـگـــو گـوشــم را کــَـر کـرده هـیـآهـوی نــَـبودنـت
اونی که گفته : دوری و دوستی یا طعم دوستی رو نچشیده یا درد دوری نکشیده
میان آن همه الف و ب و مشق دبستان آنچه در زندگی واقعیت داشت خط فاصله بود
امتداد فاصله از اعتبار عاطفه نمی کاهد همیشه هستی همین حوالی
مثل این که این دل آدم بشو نیست با لبخندت خر می شود و با دوریت سگ
دود سیگار با یه روح بیمار عکس دونفره ی ما روی دیوار دو سه روزه بیکار توی خونه بیدار اشکایی که میچکه روی گیتار
شدم مثل همون مردی که با گیتار محبوبش میخونه نغمه ی شادو نمی بینن دل خونش
این پنج پنجه امشب همخوابگان خاکند بدرود دست و گیتار سیگار پشت سیگار
قسم میخورم بعد از تو گیتار هم آغوشم بود و باران دستی برای پاک کردن اشک هایم
امروز و فرداهایم ، پس فرداها ، همه و همه خراب شده اند بعد از تو برگرد
این روزها سنگین و نحس اند ، چه کنم ؟ لحظات هم بهانه ات میگیرند رفتی و ردپایت در پس کوچه های قلبم باقی مانده است
چندیست در نبودنت به ساعت شنی می نگرم ، یک صحرا گذشته است !
کوتاه ترین قصه ی دنیا : رفت … !
چه فرقی دارد ، شهر ما خانه ی ما باشد یا نباشد ؟ وقتی تو نه در شهر ما هستی و نه در خانه !
رفتــه ای و مــن هــر روز، بــه مــوریــانــه هــایــی فکــر مــی کنــم کــه آهستــه و آرام گــوشه هــای خیــال ام را مــی جــونــد! تــا بــی “خیــال” نشــده ام، بــرگــرد . . .
طب مدرن ، طب سنتی ، طب سوزنی ، همه را امتحان کرده ام درد بی درمان است درد دوریت
بــآ مـَن از بـودن بـگـــو گـوشــم را کــَـر کـرده هـیـآهـوی نــَـبودنـت
اونی که گفته : دوری و دوستی یا طعم دوستی رو نچشیده یا درد دوری نکشیده
میان آن همه الف و ب و مشق دبستان آنچه در زندگی واقعیت داشت خط فاصله بود
امتداد فاصله از اعتبار عاطفه نمی کاهد همیشه هستی همین حوالی
مثل این که این دل آدم بشو نیست با لبخندت خر می شود و با دوریت سگ
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}