{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
من آن مرغم که امروزم پری نیست قفس زادم قفس را هم دری نیست دلم شاد از نگاه مادرم بود گشودم چشم و دیدم مادری نیست
من آن مرغم که امروزم پری نیست قفس زادم قفس را هم دری نیست دلم شاد از نگاه مادرم بود گشودم چشم و دیدم مادری نیست
گاهی زیستن در قفس هم زیباست به شرطی که قفس, قلب کسی باشد که دوستش
در جان عاشق من شوق رها شدن نیست خو کرده قفس را، میل رها شدن نیست من با تمام جانم پر بسته و اسیرم باید که با تو باشم در پای تو بمیرم
راهی رفتن است و بس، به جستجوی هم نفس میبردش به آسمان، عشق رهایی از قفس
عشق را دوست دارم ولی نه در قفس… بوس را دوست دارم نه در هوس… تو را دوست دارم تا آخرین نفس
من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس بند، بندم همه در حسرت یک پرواز است من به پرواز نمی اندیشم، به تو می اندیشم که زیباتر از اندیشه یک پرواز است
در غریبی ناله کردم کسی یادم نکرد در قفس جان دادم و صیاد آزادم نکرد ضربه ی سیلی چنان از زندگی سیرم نمود آرزوی مرگ کردم مرگ نیز یادم نکرد
میگی پرنده رو دوست داری ولی توی قفس میذاریش میگی بارون و دوست داری ولی با چتر میری زیر چجوری نترسم وقتی بهم میگی دوست دارم عزیزم
فقط یه ایرانی میتونه ۲سال بره سربازی ۳۰سال از سربازیش خاطره بگه
فقط به ایرانی می تونه یه شامپو بگیره در عرض یک هفته اون رو تموم کنه و توش رو پر آب کنه و یک ماه دیگه استفاده کنه هنر نزد ایرانیان است و بست
فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه “عِـه رفت رو پیغامگیرشون” و سریعاً تلفن رو قطع کنه
فقط یه ایرانی میتونه هر چی که افتاده زمین با فوت ضد عفونی کنه
فقط یه ایرانی میتونه اینو باور داشته باشه که اگه جفت راهنمای ماشین و روشن کنه، مجازه تو اتوبان دنده عقب حرکت کنه
فقط یک ایرانی هنگام دور زدن با ماشین، بجای استفاده از راهنما، دستش رو بیرون از ماشین میاره
فقط به ایرانی میتونه انقدر فال بگیره تا یکیش مطابق میلش در بیاد
من آن مرغم که امروزم پری نیست قفس زادم قفس را هم دری نیست دلم شاد از نگاه مادرم بود گشودم چشم و دیدم مادری نیست
من آن مرغم که امروزم پری نیست قفس زادم قفس را هم دری نیست دلم شاد از نگاه مادرم بود گشودم چشم و دیدم مادری نیست
گاهی زیستن در قفس هم زیباست به شرطی که قفس, قلب کسی باشد که دوستش
در جان عاشق من شوق رها شدن نیست خو کرده قفس را، میل رها شدن نیست من با تمام جانم پر بسته و اسیرم باید که با تو باشم در پای تو بمیرم
راهی رفتن است و بس، به جستجوی هم نفس میبردش به آسمان، عشق رهایی از قفس
عشق را دوست دارم ولی نه در قفس… بوس را دوست دارم نه در هوس… تو را دوست دارم تا آخرین نفس
من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس بند، بندم همه در حسرت یک پرواز است من به پرواز نمی اندیشم، به تو می اندیشم که زیباتر از اندیشه یک پرواز است
در غریبی ناله کردم کسی یادم نکرد در قفس جان دادم و صیاد آزادم نکرد ضربه ی سیلی چنان از زندگی سیرم نمود آرزوی مرگ کردم مرگ نیز یادم نکرد
میگی پرنده رو دوست داری ولی توی قفس میذاریش میگی بارون و دوست داری ولی با چتر میری زیر چجوری نترسم وقتی بهم میگی دوست دارم عزیزم
فقط یه ایرانی میتونه ۲سال بره سربازی ۳۰سال از سربازیش خاطره بگه
فقط به ایرانی می تونه یه شامپو بگیره در عرض یک هفته اون رو تموم کنه و توش رو پر آب کنه و یک ماه دیگه استفاده کنه هنر نزد ایرانیان است و بست
فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه “عِـه رفت رو پیغامگیرشون” و سریعاً تلفن رو قطع کنه
فقط یه ایرانی میتونه هر چی که افتاده زمین با فوت ضد عفونی کنه
فقط یه ایرانی میتونه اینو باور داشته باشه که اگه جفت راهنمای ماشین و روشن کنه، مجازه تو اتوبان دنده عقب حرکت کنه
فقط یک ایرانی هنگام دور زدن با ماشین، بجای استفاده از راهنما، دستش رو بیرون از ماشین میاره
فقط به ایرانی میتونه انقدر فال بگیره تا یکیش مطابق میلش در بیاد
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}