{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
از زخم، شناسنامه دارند هنوز در مسجد خون اقامه دارند هنوز آنان همه از تبار باران بودند رفتند، ولی ادامه دارند هنوز
به لطف بی معرفتی دوستان فهمیدم معرفت گنجینه ای است که اگه انسان نداشته باشه انگارهیچ چیز ندارد !
رفیق بی معرفت مثل پنجره ی رو به دیوار می مونه چطوری پنجره ؟
یک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد این چندمین پیامک است ندادی پاسخ ای دوست فقط حساب دستت باشد
از اوج فلک ستاره چیدن سخت است دور از منی و به تو رسیدن سخت است ای دوست که بی تو زندگی زندان است بدان که از تو دل بریدن سخت است
هفدهم شهریور، سالروز قیام 17 شهریور و کشتار جمعی از مردم به دست ماموران ستم شاهی پهلوی می باشد.
قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را می خورند
خرابتم نذار هرکی از کنار ما رد می شه بگه این خراب شده مال کیه !
به یاد عشق های آسمانی/به یاد لحظه های بی نشانی دلم را نازنین! سنگر به سنگر/به شوق ردپایی می کشانی
به سمت ساحل آبی ست راهت/و صد آیینه شد محو نگاهت به یاد لحظه های سبز سنگر/گلی رویید جای سجده گاهت
گفت رها کن رفیق را تا به تو دنیا دهم گفتم که یک موی رفیق را به کل دنیا ندهم گفت در عوض او تو دنیا داری گفتم که با عشق رفیق است که دنیا دارم
آنان که زبان عشق را می دانند/لب بسته سرود عاشقی می خوانند با رفتن شان ترنم آمدن است/خورشید غروب کرده را می مانند
پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا دارد هر کجا هست ، به هر فکر ، به هر کار ، به هر حال عزیز است خدایا تو نگهدارش باش
یه بغل گل های لاله سبدی پر از ستاره می فرستم واسه دوستم که دلش مثل بهاره
به خون گر کشی خاک من، دشمن من/بجوشد گل اندر گل از گلشن من تنم گر بسوزی، به تیرم بدوزی/جدا سازی ای خصم، سر از تن من کجا می توانی، ز قلبم ربایی/تو عشق میان من و میهن من
زندگی با همه تلخی اش یه درس خوب بهم داد اونم اینه که رفیق اونی نیست که باهاش خوشی رفیق اونیه که بدون اون داغونی
از زخم، شناسنامه دارند هنوز در مسجد خون اقامه دارند هنوز آنان همه از تبار باران بودند رفتند، ولی ادامه دارند هنوز
به لطف بی معرفتی دوستان فهمیدم معرفت گنجینه ای است که اگه انسان نداشته باشه انگارهیچ چیز ندارد !
رفیق بی معرفت مثل پنجره ی رو به دیوار می مونه چطوری پنجره ؟
یک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد این چندمین پیامک است ندادی پاسخ ای دوست فقط حساب دستت باشد
از اوج فلک ستاره چیدن سخت است دور از منی و به تو رسیدن سخت است ای دوست که بی تو زندگی زندان است بدان که از تو دل بریدن سخت است
هفدهم شهریور، سالروز قیام 17 شهریور و کشتار جمعی از مردم به دست ماموران ستم شاهی پهلوی می باشد.
قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را می خورند
خرابتم نذار هرکی از کنار ما رد می شه بگه این خراب شده مال کیه !
به یاد عشق های آسمانی/به یاد لحظه های بی نشانی دلم را نازنین! سنگر به سنگر/به شوق ردپایی می کشانی
به سمت ساحل آبی ست راهت/و صد آیینه شد محو نگاهت به یاد لحظه های سبز سنگر/گلی رویید جای سجده گاهت
گفت رها کن رفیق را تا به تو دنیا دهم گفتم که یک موی رفیق را به کل دنیا ندهم گفت در عوض او تو دنیا داری گفتم که با عشق رفیق است که دنیا دارم
آنان که زبان عشق را می دانند/لب بسته سرود عاشقی می خوانند با رفتن شان ترنم آمدن است/خورشید غروب کرده را می مانند
پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا دارد هر کجا هست ، به هر فکر ، به هر کار ، به هر حال عزیز است خدایا تو نگهدارش باش
یه بغل گل های لاله سبدی پر از ستاره می فرستم واسه دوستم که دلش مثل بهاره
به خون گر کشی خاک من، دشمن من/بجوشد گل اندر گل از گلشن من تنم گر بسوزی، به تیرم بدوزی/جدا سازی ای خصم، سر از تن من کجا می توانی، ز قلبم ربایی/تو عشق میان من و میهن من
زندگی با همه تلخی اش یه درس خوب بهم داد اونم اینه که رفیق اونی نیست که باهاش خوشی رفیق اونیه که بدون اون داغونی
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}