{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
همبازى هایمان را تا وقتى دوست داریم ، كه خوب مى بازند!
چقدردراشتباهند-آنانكه به جاى ساده گرفتن زندگى آن راسرسرى می گیرن
عشق یعنی گم شدن، پیدا شدن/عشق یعنی غرق در رویا شدن/عشق یعنی حسرت دیدار تو/عشق یعنی من شوم بیمار تو.
این عشق براىمن هیچ نداشت اما،گلهاىبالشم راباغبان خوبى بوداشكهاى هرشبم!
حرف هست…به اندازه ى یک دنیا هم هست…سكوتم از بى كسى است!!!
همیشه سكوتم به معناى پیروزىتونیست،گاهی سكوت میكنم تابفهمی چه بی صدا باختى
میگن قلب آدما اندازه مشتشونه ولی چطوری یه دنیا مهربونی یه آسمون صداقت یه کهکشون محبت یه دریا عشق تو مشت تو جا شده؟
نقاشی تو را می کشم ولی به جای رنگ قرمز به قلب فلزی ات ضد زنگ می زنم تا از آسیب اشک هایم در امان باشد
چرا اینجوری نشستی برو عقب تکیه بده پاهاتو دراز کن و راحت بشین آخه این قلب فقط جای توست
همرنگ تمام آرزوهای منی غارتگر قلب و جان و دنیای منی دور از تو نفس کشیدنم ممکن نیست من ماهی تشنه ام تو دریای منی
قلب عزیزم لطفا خفه شو و تو همه کار ها دخالت نکن همین که خون پمپاژ میکنی کافیه اگه هم خسته شدی اجباری به کار نیست
کهنه فروشی تو کوچمون داد میزد کهنه میخرم وسایل شکسته و پاره پوره میخرم بی اختیار فریاد زدم قلب شکسته هم میخری؟ خندید بهم گفت اگر ارزشی داشت کسی اونو نمی شکست
عشق های پوچ امروزی به من آموخت فقط یک قلب برای من می تپد و آن قلب خودم است …
تو قلب من یه امپراطوره تسلیم میشه چون که مجبوره برو نباید مال من باشی خواهش نکردم این یه دستوره
” زندگى ” کاروانیست زودگذر آهنگى نیمه تمام و تابلویى زیبا و فریبنده میسوزد و میسوزاند و هیچ چیز درآن رنگ حقیقت نمیگیرد جز “خوبی”
قلب من به تیغ کسانی زخم برداشت که از آنها انتظار دوستی داشتم نه فراموشی …
همبازى هایمان را تا وقتى دوست داریم ، كه خوب مى بازند!
چقدردراشتباهند-آنانكه به جاى ساده گرفتن زندگى آن راسرسرى می گیرن
عشق یعنی گم شدن، پیدا شدن/عشق یعنی غرق در رویا شدن/عشق یعنی حسرت دیدار تو/عشق یعنی من شوم بیمار تو.
این عشق براىمن هیچ نداشت اما،گلهاىبالشم راباغبان خوبى بوداشكهاى هرشبم!
حرف هست…به اندازه ى یک دنیا هم هست…سكوتم از بى كسى است!!!
همیشه سكوتم به معناى پیروزىتونیست،گاهی سكوت میكنم تابفهمی چه بی صدا باختى
میگن قلب آدما اندازه مشتشونه ولی چطوری یه دنیا مهربونی یه آسمون صداقت یه کهکشون محبت یه دریا عشق تو مشت تو جا شده؟
نقاشی تو را می کشم ولی به جای رنگ قرمز به قلب فلزی ات ضد زنگ می زنم تا از آسیب اشک هایم در امان باشد
چرا اینجوری نشستی برو عقب تکیه بده پاهاتو دراز کن و راحت بشین آخه این قلب فقط جای توست
همرنگ تمام آرزوهای منی غارتگر قلب و جان و دنیای منی دور از تو نفس کشیدنم ممکن نیست من ماهی تشنه ام تو دریای منی
قلب عزیزم لطفا خفه شو و تو همه کار ها دخالت نکن همین که خون پمپاژ میکنی کافیه اگه هم خسته شدی اجباری به کار نیست
کهنه فروشی تو کوچمون داد میزد کهنه میخرم وسایل شکسته و پاره پوره میخرم بی اختیار فریاد زدم قلب شکسته هم میخری؟ خندید بهم گفت اگر ارزشی داشت کسی اونو نمی شکست
عشق های پوچ امروزی به من آموخت فقط یک قلب برای من می تپد و آن قلب خودم است …
تو قلب من یه امپراطوره تسلیم میشه چون که مجبوره برو نباید مال من باشی خواهش نکردم این یه دستوره
” زندگى ” کاروانیست زودگذر آهنگى نیمه تمام و تابلویى زیبا و فریبنده میسوزد و میسوزاند و هیچ چیز درآن رنگ حقیقت نمیگیرد جز “خوبی”
قلب من به تیغ کسانی زخم برداشت که از آنها انتظار دوستی داشتم نه فراموشی …
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}