{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
عشق چیز عجیبی نیست عشق یعنی تو دلت بگیرد و من نفسم
نگرانم نکنی با دو چشم نگران ای ز روی تو به دور چشمهای دگران
سلامم به گرمای قلب تو دوست دلم لحظه ای با دلت روبروست بگو عاشقی تا سلامت کنم تمام دلم را به نامت کنم
ﺗﻮﺭﻭ ﻳﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﻳﺪﻡ ﺷﺒﻢ ﺍﺑﺮﻳﺸﻤﯽ ﺷﺪ ﺗﻤﻮﻡ ﺩﻧﻴﺎ ﻏﺮﻕ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﺒﻬﻤﯽ ﺷﺪ
عاشقانه را نباید نوشت عاشقانه باید گرم نفس باشد بکر بکر از سینه بیرون بیاید و نجوا شود کنار گوشی که آن قدر نزدیک است که می توانی لاله اش را لمس کنی با لبانت
زخمهایم معتاد دستهای شورتند
ولی اینجا ب سوی اسمانهاست هنوز این دیده ی امیدوارم خدایا این صدارا میشناسی؟ من اورا دوست دارم دوست دارم
جانم باش تا به لبم برسی می خواهم همه ببینند با تو جان به لب شدم لعنتی دوست داشتنی
دوست داشتن را نه می نویسند ونه می گویند بلکه ثابت می کنند
عاشق که شاخ و دم ندارد حواست که نباشد ؛ بی تاب که باشی زل بزنی به یک نقطه دلتنگ که باشی همه چیز تمام است محکوم میشوی به عشق
من یک فردم زوجم تو باش
ترسم بگویمت از عشق آتش اشتیاق بگیرد دامنت بسوزی نیلوفر ثانی
پشت پلک هایمنام تورو نوشتم تا وقتی چشمهایم را بر روی کسی بستم بداند چرا
یه قانونی تو دنیا هست به نام قانون من و تو ویعنی تو با هرکسی غیر من باشی غیرقانونیه
ای کاش آن شب دست در مویش نمی برد زلفش که آمد روی پیشانی دلم رفت
چشمان تو حروف را بی استفاده می کنند کافی است نگاه کنی
عشق چیز عجیبی نیست عشق یعنی تو دلت بگیرد و من نفسم
نگرانم نکنی با دو چشم نگران ای ز روی تو به دور چشمهای دگران
سلامم به گرمای قلب تو دوست دلم لحظه ای با دلت روبروست بگو عاشقی تا سلامت کنم تمام دلم را به نامت کنم
ﺗﻮﺭﻭ ﻳﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﻳﺪﻡ ﺷﺒﻢ ﺍﺑﺮﻳﺸﻤﯽ ﺷﺪ ﺗﻤﻮﻡ ﺩﻧﻴﺎ ﻏﺮﻕ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﺒﻬﻤﯽ ﺷﺪ
عاشقانه را نباید نوشت عاشقانه باید گرم نفس باشد بکر بکر از سینه بیرون بیاید و نجوا شود کنار گوشی که آن قدر نزدیک است که می توانی لاله اش را لمس کنی با لبانت
زخمهایم معتاد دستهای شورتند
ولی اینجا ب سوی اسمانهاست هنوز این دیده ی امیدوارم خدایا این صدارا میشناسی؟ من اورا دوست دارم دوست دارم
جانم باش تا به لبم برسی می خواهم همه ببینند با تو جان به لب شدم لعنتی دوست داشتنی
دوست داشتن را نه می نویسند ونه می گویند بلکه ثابت می کنند
عاشق که شاخ و دم ندارد حواست که نباشد ؛ بی تاب که باشی زل بزنی به یک نقطه دلتنگ که باشی همه چیز تمام است محکوم میشوی به عشق
من یک فردم زوجم تو باش
ترسم بگویمت از عشق آتش اشتیاق بگیرد دامنت بسوزی نیلوفر ثانی
پشت پلک هایمنام تورو نوشتم تا وقتی چشمهایم را بر روی کسی بستم بداند چرا
یه قانونی تو دنیا هست به نام قانون من و تو ویعنی تو با هرکسی غیر من باشی غیرقانونیه
ای کاش آن شب دست در مویش نمی برد زلفش که آمد روی پیشانی دلم رفت
چشمان تو حروف را بی استفاده می کنند کافی است نگاه کنی
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}