{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
از مرگ ماهی ها میترسم… وگرنه درد دلم را به دریا خواهم گفت
دل من در سبد عشق به نيل تو فتاد / نگهش دار، به موسي شدنش مي ارزد...
نازنين مثل قناري در قفس هر شب هوايت مي کنم / آسمان کوچکي دارم فدايت مي کنم
کاش مي شد همدلي را قاب کرد / ساکنان شهر غم را خواب کرد کاش مي شد نور چشمان تو را / جانشين ثابت مهتاب کرد
گرچه از فاصله ماه ز من دورتري / ولي انگار همين جا و همين دور و بري ماه مي تابد و انگار تويي مي خندي / باد مي آيد و انگار تويي مي گذري.
سرود انتظار تو ترانه دلم شده / باز اميد ديدنت بهانه دلم شده
دلت آينه ايثار عشق است / نگاهت معني بيدار عشق است تو در آبادي دل خانه داري / تو را ديدن همان ديدار عشق است
مهربونيات زياده که هنوز خوب و صبورى مثل يه حس قشنگى، حتى وقتى خيلى دورى
نفس نمی کشد هوا قدم نمی زند زمین سکوت می کند غزل بدون تو یعنی همین
وقتی دیدی زندگی واست سخت شده یه نفس عمیق بکش و دوباره به زندگیت برس و بعد متوجه میشه اون نفسی که کشیدی هیچ فایده ای نداشت
تورو داشتن یه خیاله واسه من یه جور محاله کاش می شد بیای کنارم تا بگم من تورو دارم تو همونی که می خواستم تا ابد باشه کنارم تو بیا همراه من باش نفس و همراز من باش
سلامتی کسی که عشق بود نفس بود زندگی بود مفهوم دلبستگی بود ولی دیگه چیزی نیست فقط بود
حالا که رفته ای حسابی که هوا را بی من نفس کشیدی سر دو راهی که رسیدی، به چپ برو به جهنم ختم می شود
چه قدر سخته که تو نفست هق هق کنی و عشقت به کس دیگه ای بگه نفس
شب است و باز هم آهم بلند است نفس بی جرعه ای در سینه، بند است صد و هجده؟ بفرما، من خمارم کد انگور نیشابور چند است
یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
از مرگ ماهی ها میترسم… وگرنه درد دلم را به دریا خواهم گفت
دل من در سبد عشق به نيل تو فتاد / نگهش دار، به موسي شدنش مي ارزد...
نازنين مثل قناري در قفس هر شب هوايت مي کنم / آسمان کوچکي دارم فدايت مي کنم
کاش مي شد همدلي را قاب کرد / ساکنان شهر غم را خواب کرد کاش مي شد نور چشمان تو را / جانشين ثابت مهتاب کرد
گرچه از فاصله ماه ز من دورتري / ولي انگار همين جا و همين دور و بري ماه مي تابد و انگار تويي مي خندي / باد مي آيد و انگار تويي مي گذري.
سرود انتظار تو ترانه دلم شده / باز اميد ديدنت بهانه دلم شده
دلت آينه ايثار عشق است / نگاهت معني بيدار عشق است تو در آبادي دل خانه داري / تو را ديدن همان ديدار عشق است
مهربونيات زياده که هنوز خوب و صبورى مثل يه حس قشنگى، حتى وقتى خيلى دورى
نفس نمی کشد هوا قدم نمی زند زمین سکوت می کند غزل بدون تو یعنی همین
وقتی دیدی زندگی واست سخت شده یه نفس عمیق بکش و دوباره به زندگیت برس و بعد متوجه میشه اون نفسی که کشیدی هیچ فایده ای نداشت
تورو داشتن یه خیاله واسه من یه جور محاله کاش می شد بیای کنارم تا بگم من تورو دارم تو همونی که می خواستم تا ابد باشه کنارم تو بیا همراه من باش نفس و همراز من باش
سلامتی کسی که عشق بود نفس بود زندگی بود مفهوم دلبستگی بود ولی دیگه چیزی نیست فقط بود
حالا که رفته ای حسابی که هوا را بی من نفس کشیدی سر دو راهی که رسیدی، به چپ برو به جهنم ختم می شود
چه قدر سخته که تو نفست هق هق کنی و عشقت به کس دیگه ای بگه نفس
شب است و باز هم آهم بلند است نفس بی جرعه ای در سینه، بند است صد و هجده؟ بفرما، من خمارم کد انگور نیشابور چند است
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}