{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
پرنده ها چون بی گناهیشان را نمی توانند ثابت کنند محکوم به حبس ابد پشت میله های قفس اند
من آن مرغم که امروزم پری نیست قفس زادم قفس را هم دری نیست دلم شاد از نگاه مادرم بود گشودم چشم و دیدم مادری نیست
من آن مرغم که امروزم پری نیست قفس زادم قفس را هم دری نیست دلم شاد از نگاه مادرم بود گشودم چشم و دیدم مادری نیست
گاهی زیستن در قفس هم زیباست به شرطی که قفس, قلب کسی باشد که دوستش
در جان عاشق من شوق رها شدن نیست خو کرده قفس را، میل رها شدن نیست من با تمام جانم پر بسته و اسیرم باید که با تو باشم در پای تو بمیرم
یه بارم سرکلاس بودیم استادم خعلی فک میزد بعدش من گفتم استاد خسته نباشی استاد: ممنون ولی من خسته نیستم من: چرا استاد شما الان داغی نمیفهمی
راهی رفتن است و بس، به جستجوی هم نفس میبردش به آسمان، عشق رهایی از قفس
عشق را دوست دارم ولی نه در قفس… بوس را دوست دارم نه در هوس… تو را دوست دارم تا آخرین نفس
من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس بند، بندم همه در حسرت یک پرواز است من به پرواز نمی اندیشم، به تو می اندیشم که زیباتر از اندیشه یک پرواز است
خدا رو شکر این ترم نه از کسی جروه میگیرم نه کتاب اخه همشو از ترم قبل دارم !
در غریبی ناله کردم کسی یادم نکرد در قفس جان دادم و صیاد آزادم نکرد ضربه ی سیلی چنان از زندگی سیرم نمود آرزوی مرگ کردم مرگ نیز یادم نکرد
میگی پرنده رو دوست داری ولی توی قفس میذاریش میگی بارون و دوست داری ولی با چتر میری زیرش چجوری نترسم وقتی بهم میگی دوست دارم عزیزم
همین الان حس درس خوندن بهم دست داد سریع بسم الله گفتم و صدقه دادم خدا رو شکر برطرف شد
یعنی سرعتی که دانشجویان ایرانی تو تقلب کردن و تقلب نوشتن و موقعیت مراقب رو حدس زدن و به حالت اولیه برگشتن رو دارن, باید تو گینس ثبت کرد والا حیفن آخه : به سرعت نور گفتن میگ میگ
حال و روزم این است دردی دارم که با فریاد و چند قطره اشک از بین خواهد رفت ولی مدتی است فریاد بر زندان سکوت گلویم چنگ می اندازد!! و اشک اجازه خروج از زندان شرم چشمانم را دریافت نمیکند…
پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست عجل تیشه ای بود که شد باعث ویرانی من مه گردون ادب بودی و در خاک شدی خاک زندان تو گشت ای مه زندانی من…
پرنده ها چون بی گناهیشان را نمی توانند ثابت کنند محکوم به حبس ابد پشت میله های قفس اند
من آن مرغم که امروزم پری نیست قفس زادم قفس را هم دری نیست دلم شاد از نگاه مادرم بود گشودم چشم و دیدم مادری نیست
من آن مرغم که امروزم پری نیست قفس زادم قفس را هم دری نیست دلم شاد از نگاه مادرم بود گشودم چشم و دیدم مادری نیست
گاهی زیستن در قفس هم زیباست به شرطی که قفس, قلب کسی باشد که دوستش
در جان عاشق من شوق رها شدن نیست خو کرده قفس را، میل رها شدن نیست من با تمام جانم پر بسته و اسیرم باید که با تو باشم در پای تو بمیرم
یه بارم سرکلاس بودیم استادم خعلی فک میزد بعدش من گفتم استاد خسته نباشی استاد: ممنون ولی من خسته نیستم من: چرا استاد شما الان داغی نمیفهمی
راهی رفتن است و بس، به جستجوی هم نفس میبردش به آسمان، عشق رهایی از قفس
عشق را دوست دارم ولی نه در قفس… بوس را دوست دارم نه در هوس… تو را دوست دارم تا آخرین نفس
من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس بند، بندم همه در حسرت یک پرواز است من به پرواز نمی اندیشم، به تو می اندیشم که زیباتر از اندیشه یک پرواز است
خدا رو شکر این ترم نه از کسی جروه میگیرم نه کتاب اخه همشو از ترم قبل دارم !
در غریبی ناله کردم کسی یادم نکرد در قفس جان دادم و صیاد آزادم نکرد ضربه ی سیلی چنان از زندگی سیرم نمود آرزوی مرگ کردم مرگ نیز یادم نکرد
میگی پرنده رو دوست داری ولی توی قفس میذاریش میگی بارون و دوست داری ولی با چتر میری زیرش چجوری نترسم وقتی بهم میگی دوست دارم عزیزم
همین الان حس درس خوندن بهم دست داد سریع بسم الله گفتم و صدقه دادم خدا رو شکر برطرف شد
یعنی سرعتی که دانشجویان ایرانی تو تقلب کردن و تقلب نوشتن و موقعیت مراقب رو حدس زدن و به حالت اولیه برگشتن رو دارن, باید تو گینس ثبت کرد والا حیفن آخه : به سرعت نور گفتن میگ میگ
حال و روزم این است دردی دارم که با فریاد و چند قطره اشک از بین خواهد رفت ولی مدتی است فریاد بر زندان سکوت گلویم چنگ می اندازد!! و اشک اجازه خروج از زندان شرم چشمانم را دریافت نمیکند…
پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست عجل تیشه ای بود که شد باعث ویرانی من مه گردون ادب بودی و در خاک شدی خاک زندان تو گشت ای مه زندانی من…
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}