{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اگر روزى محبت کردى بى منت لذت بردى بى گناه بخشیدى بدون شرط ان روزواقعا زندگى کرده اى…
محبت هایت را شمردم، درست بود اما این عشقت را پس بگیر، گوشه ندارد!!
قنوت امشب زهرا فقط شده مادر به روی سینه مادر نهاده سر، کوثر الهی مادر یاسم غریب می میرد غریب بود و غریبانه جان دهد آخر
برای مادر ایمان سزاست گریه کنیم و با سرشک امامان سزاست گریه کنیم
مقام و منزلتش را کسی چه می داند شریک امر رسالت همیشه می ماند قد خمیده و موی سفید او امشب هزار روضه برای رسول می خواند
اشک غمت به ساحل پلک ترم نشست سنگ فراق شیشه ی قلب مرا شکست امن یجیب خواندن من بی نتیجه ماند زهرا یتیم گشت و پدر بی خدیجه ماند
تمام هستي خود را به عشق بخشيدم به عشق اينكه به بيت نبي است مأوايم ولي چه زود شنيدم پس از من و احمد حريم عشق بسوزد به دست اعدايم
خداست شاهد حالم كه من چه ها ديدم اگر چه شاد ز يك عمر امتحانهايم گهي به شعب ابي طالبم گواه بلا گهي ستم كش اهل حجاز و بطحايم
یادمان باش دشای دشبی آنچنان آرام گرفتیم که دیدار صبح فردا ممکن نشد، پس به امید فردا ها محبت هایمان را ذخیره نکنیم!!
رحمت خدا بر خدیجه علیها السلام باد که شاخه های بی پناه رسالت، بر ریشه های مقتدرش پیوند خورده بودند.
همت سر تسلیم به دیوار تو سوده پیش از تو زنی لب به شهادت نگشوده تو در دل سختی به پیمبر گرویدی هر بار بلا را به سر و دوش کشیدی
اي سلام آورده جبريل از خداوندت، سلام وي محمّد برده نامت را به لب با احترام همسر و همسنگر و همگام با خيرالانام سايهات تا صبح محشر بر سر دين مستدام
هنوز عطرِ تو مادر به جسمِ من جاریست هنوز زخمِ نبودن به سینهام کاریست ز مصحف مددت یک ورق به جا مانده میان آن در و دیوار لحظه ی یاریست
زیبایی یک زن به چشمانش است که میتوان درآن محبت و عشق را احساس کرد…
مادرِ زهرا چو دل را بر نبی تقدیم کرد جانثاری بهر احمد را به خود تصمیم کرد با نثار جان و مالش نزد زهرا دخترش یاری همسر نمودن را چنین ترسیم کرد
اى بانوى ذوالکرم خدیجه اى مادر اهل غم خدیجه دلداده تو حبیب حق بود صاحب نفس حرم خدیجه
اگر روزى محبت کردى بى منت لذت بردى بى گناه بخشیدى بدون شرط ان روزواقعا زندگى کرده اى…
محبت هایت را شمردم، درست بود اما این عشقت را پس بگیر، گوشه ندارد!!
قنوت امشب زهرا فقط شده مادر به روی سینه مادر نهاده سر، کوثر الهی مادر یاسم غریب می میرد غریب بود و غریبانه جان دهد آخر
برای مادر ایمان سزاست گریه کنیم و با سرشک امامان سزاست گریه کنیم
مقام و منزلتش را کسی چه می داند شریک امر رسالت همیشه می ماند قد خمیده و موی سفید او امشب هزار روضه برای رسول می خواند
اشک غمت به ساحل پلک ترم نشست سنگ فراق شیشه ی قلب مرا شکست امن یجیب خواندن من بی نتیجه ماند زهرا یتیم گشت و پدر بی خدیجه ماند
تمام هستي خود را به عشق بخشيدم به عشق اينكه به بيت نبي است مأوايم ولي چه زود شنيدم پس از من و احمد حريم عشق بسوزد به دست اعدايم
خداست شاهد حالم كه من چه ها ديدم اگر چه شاد ز يك عمر امتحانهايم گهي به شعب ابي طالبم گواه بلا گهي ستم كش اهل حجاز و بطحايم
یادمان باش دشای دشبی آنچنان آرام گرفتیم که دیدار صبح فردا ممکن نشد، پس به امید فردا ها محبت هایمان را ذخیره نکنیم!!
رحمت خدا بر خدیجه علیها السلام باد که شاخه های بی پناه رسالت، بر ریشه های مقتدرش پیوند خورده بودند.
همت سر تسلیم به دیوار تو سوده پیش از تو زنی لب به شهادت نگشوده تو در دل سختی به پیمبر گرویدی هر بار بلا را به سر و دوش کشیدی
اي سلام آورده جبريل از خداوندت، سلام وي محمّد برده نامت را به لب با احترام همسر و همسنگر و همگام با خيرالانام سايهات تا صبح محشر بر سر دين مستدام
هنوز عطرِ تو مادر به جسمِ من جاریست هنوز زخمِ نبودن به سینهام کاریست ز مصحف مددت یک ورق به جا مانده میان آن در و دیوار لحظه ی یاریست
زیبایی یک زن به چشمانش است که میتوان درآن محبت و عشق را احساس کرد…
مادرِ زهرا چو دل را بر نبی تقدیم کرد جانثاری بهر احمد را به خود تصمیم کرد با نثار جان و مالش نزد زهرا دخترش یاری همسر نمودن را چنین ترسیم کرد
اى بانوى ذوالکرم خدیجه اى مادر اهل غم خدیجه دلداده تو حبیب حق بود صاحب نفس حرم خدیجه
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}