{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
بهم گفت زندگی من! گفتم چه حسه خوبیه زندگی تو بودن... گفت مطمئنم از حس تو رو داشتن خوبتر نیست..
تو این “مـــَــن ها “ را از خودت “مــِـنها” کن من میـمیرم برای باقی مانده ات
دلم تنگ است وبی یادت در این غربت نمی مانم!برای ناز چشمانت چه بی صبرانه میخوانم !توهستی در وجود من تو را هرگز نمی رانم
ای فلک گر من نمیزادی اجاقت کوربود؟! من که خود راضی بر این خلقت نبودم زوربود؟من که باشم یا نباشم کاردنیا لنگ نیست! من بمیرم یا بمانم که کسی دلتنگ نیست...
آدما خنده هاشون همیشه از دلخوشی نیست... گاهی شکستن دلی کمتر ازآدم کشی نیست، گاهی دل اینقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره، یه جمله ساده گاهی چقدر واست غم میاره...
سر میز شام یادت که میفتم بغض میکنم،اشک در چشمانم حلقه میزند و همه با تعجب نگاهم میکنند..لبخندی میزنم و میگویم:چقدر داغ بود...!!
خداوند درهاي فراواني ساخته كه به حقيقت گشوده مي شوند و انها را براي تمام كساني كه با دست ايمان به ان مي كوبند باز مي كند. نيكي در انسان بايد ازادانهه جريان و تسري يابد.
وقتی کسی نیست که خودتو فرو کنی در آغوشش و گم شوی در رویاهای شبانه اش فرق نمیکند صبح با صدای اذان بیداری شوی یا ناقوس کلیسا.حتی درون خانه پدریت احساس غربت میکنی
به خودم قول میدهم! نه یکی نه دوتا...بلکه هزاران قول در یک شب! اما یک "سلام خوبی" کافیست برای فراموش کردن هزاران قول.. و دوباره روز از نو عاشقی از نو
دلم می خواست زمان را به عقب باز میگرداندم نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم ، برای اینکه نگذارم بیایند که رفتنشان را هم نبینم
چه زخمهایی به دلم خورد,تا یاد گرفتم که هیچ نوازشی بی درد نیست....
هر جلسه حضور غیاب می کرد تا بله اش را بشنود استاد عاشق شاگردش شده بود
افسوس به خاطر تمام لحظه هایی که می توانستی “مرهمم” باشی نه “دردم” …
اینجــا که باشــی مینشینم و دانه دانه اخم هایت را با دستانم از هم باز می کنم .. افسوس.. افسوس از نبودنت !!!
عاقبت قصه ی من هم شد آغاز/ چشم در چشم تو دوختم، شد پرواز/ دل در طلبت، پیوسته در محراب نماز/ خنده ی زیبایت، خوشترین نغمه ی ساز
عشق کوتاه است و فراموشی، چــــقدر طولانی...!
بهم گفت زندگی من! گفتم چه حسه خوبیه زندگی تو بودن... گفت مطمئنم از حس تو رو داشتن خوبتر نیست..
تو این “مـــَــن ها “ را از خودت “مــِـنها” کن من میـمیرم برای باقی مانده ات
دلم تنگ است وبی یادت در این غربت نمی مانم!برای ناز چشمانت چه بی صبرانه میخوانم !توهستی در وجود من تو را هرگز نمی رانم
ای فلک گر من نمیزادی اجاقت کوربود؟! من که خود راضی بر این خلقت نبودم زوربود؟من که باشم یا نباشم کاردنیا لنگ نیست! من بمیرم یا بمانم که کسی دلتنگ نیست...
آدما خنده هاشون همیشه از دلخوشی نیست... گاهی شکستن دلی کمتر ازآدم کشی نیست، گاهی دل اینقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره، یه جمله ساده گاهی چقدر واست غم میاره...
سر میز شام یادت که میفتم بغض میکنم،اشک در چشمانم حلقه میزند و همه با تعجب نگاهم میکنند..لبخندی میزنم و میگویم:چقدر داغ بود...!!
خداوند درهاي فراواني ساخته كه به حقيقت گشوده مي شوند و انها را براي تمام كساني كه با دست ايمان به ان مي كوبند باز مي كند. نيكي در انسان بايد ازادانهه جريان و تسري يابد.
وقتی کسی نیست که خودتو فرو کنی در آغوشش و گم شوی در رویاهای شبانه اش فرق نمیکند صبح با صدای اذان بیداری شوی یا ناقوس کلیسا.حتی درون خانه پدریت احساس غربت میکنی
به خودم قول میدهم! نه یکی نه دوتا...بلکه هزاران قول در یک شب! اما یک "سلام خوبی" کافیست برای فراموش کردن هزاران قول.. و دوباره روز از نو عاشقی از نو
دلم می خواست زمان را به عقب باز میگرداندم نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم ، برای اینکه نگذارم بیایند که رفتنشان را هم نبینم
چه زخمهایی به دلم خورد,تا یاد گرفتم که هیچ نوازشی بی درد نیست....
هر جلسه حضور غیاب می کرد تا بله اش را بشنود استاد عاشق شاگردش شده بود
افسوس به خاطر تمام لحظه هایی که می توانستی “مرهمم” باشی نه “دردم” …
اینجــا که باشــی مینشینم و دانه دانه اخم هایت را با دستانم از هم باز می کنم .. افسوس.. افسوس از نبودنت !!!
عاقبت قصه ی من هم شد آغاز/ چشم در چشم تو دوختم، شد پرواز/ دل در طلبت، پیوسته در محراب نماز/ خنده ی زیبایت، خوشترین نغمه ی ساز
عشق کوتاه است و فراموشی، چــــقدر طولانی...!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}