{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اینجا زمین است اثری از وجدان نیست این ترازو گر ترازوی خداست این کژی و نادرستی از کجاست
پس از قرني شنبه به نوروز ميافته !
روزگار ما رو ببین رفیق مرغمون تخم نمیکنه ولی گاومون هر روز می زاد
یکی میگه: تف به دنیا یکی ام دنیا رو عشقه واسه اینهمه تبعیض نگرونم واسه هر قطره ی اشکی که رو گونه ی یتیمه واسه آینده ی دنیا نگرونم
عشق شروعی خوش دارد و پایانی غم انگیز با اولین نگاه شروع میشود اما پایانش هنگامیست که عشق به اوج میرسد
ﻛﺎﺵ ﭼﻮﻥ ﭘﺎﻳﻴﺰ ﺑﻮﺩﻡ ﻛﺎﺵ ﭼﻮﻥ ﭘﺎﻳﻴﺰ ..ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻭ ﻣﻼﻝ ﺍنگیز ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺮﮔﻬﺎﻯ آﺭﺯﻭﻫﺎﻳﻢ ..ﻳﻜﺎﻳﻚ ﺯﺭﺩ ﻣﻴﺸﺪ آﺳﻤﺎﻥ ﺳﻴﻨﻪ ﺍﻡ .. ﭘﺮ ﺩﺭﺩ ﻣﻴﺸﺪ ﺍﺷﻜﻬﺎﻳﻢ .. ﻫﻤﭽﻮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﻣﻨﻢ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﻣﻴﺰﺩ ﻭ ﭼﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ ﭘﺎﻳﻴﺰ ﺑﻮﺩﻡ
پس از چهل سال چارواداري، الاغ خودشو نميشناسه !
اینجا زمین است به زمینت می کوبند سر پول عشقت را می فروشند به خیانت می گویند تفکر اروپایی اگر عاشق باشی فکر می کنند احمقی
پز عالي، جيب خالي !
من مانند هم سن و سالهای خویش نیستم که هر روز یک آرزویی دارند برای آینده من تنها یک آرزو دارم و آن این است که : شبی بخوابم و دیگر بیدار نشوم تا نشنوم تا نبینم تا نشکنم
پايين پايين ها جاش نيست، بالا بالا ها راش نيست !
ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﻬﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﮐﺎﻣﻞ ﻧﻮﺷﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺩﺍﻣﻪﺍﺵ ﺭﺍ ﺳﯿﺮ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩ
پاي خروستو ببند، بمرغ همسايه هيز نگو !
درد من نیستکه این درد پریشانی هاست این جنون عادت هر روزه ی تهرانی هاست پشت من پهنه ی زخم استولی شهر هنوز اولین دغدغه اش پینه ی پیشانی هاست
پا را به اندازه گليم بايد دراز كرد !
بمیرد غرور فهمیدی نمی مانم . . دیدی می روم . . رفتم باز هم ایستاده ای نگاه میکنی آخرم میکشد تو را این غرور لعنتی
اینجا زمین است اثری از وجدان نیست این ترازو گر ترازوی خداست این کژی و نادرستی از کجاست
پس از قرني شنبه به نوروز ميافته !
روزگار ما رو ببین رفیق مرغمون تخم نمیکنه ولی گاومون هر روز می زاد
یکی میگه: تف به دنیا یکی ام دنیا رو عشقه واسه اینهمه تبعیض نگرونم واسه هر قطره ی اشکی که رو گونه ی یتیمه واسه آینده ی دنیا نگرونم
عشق شروعی خوش دارد و پایانی غم انگیز با اولین نگاه شروع میشود اما پایانش هنگامیست که عشق به اوج میرسد
ﻛﺎﺵ ﭼﻮﻥ ﭘﺎﻳﻴﺰ ﺑﻮﺩﻡ ﻛﺎﺵ ﭼﻮﻥ ﭘﺎﻳﻴﺰ ..ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻭ ﻣﻼﻝ ﺍنگیز ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺮﮔﻬﺎﻯ آﺭﺯﻭﻫﺎﻳﻢ ..ﻳﻜﺎﻳﻚ ﺯﺭﺩ ﻣﻴﺸﺪ آﺳﻤﺎﻥ ﺳﻴﻨﻪ ﺍﻡ .. ﭘﺮ ﺩﺭﺩ ﻣﻴﺸﺪ ﺍﺷﻜﻬﺎﻳﻢ .. ﻫﻤﭽﻮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﻣﻨﻢ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﻣﻴﺰﺩ ﻭ ﭼﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ ﭘﺎﻳﻴﺰ ﺑﻮﺩﻡ
پس از چهل سال چارواداري، الاغ خودشو نميشناسه !
اینجا زمین است به زمینت می کوبند سر پول عشقت را می فروشند به خیانت می گویند تفکر اروپایی اگر عاشق باشی فکر می کنند احمقی
پز عالي، جيب خالي !
من مانند هم سن و سالهای خویش نیستم که هر روز یک آرزویی دارند برای آینده من تنها یک آرزو دارم و آن این است که : شبی بخوابم و دیگر بیدار نشوم تا نشنوم تا نبینم تا نشکنم
پايين پايين ها جاش نيست، بالا بالا ها راش نيست !
ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﻬﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﮐﺎﻣﻞ ﻧﻮﺷﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺩﺍﻣﻪﺍﺵ ﺭﺍ ﺳﯿﺮ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩ
پاي خروستو ببند، بمرغ همسايه هيز نگو !
درد من نیستکه این درد پریشانی هاست این جنون عادت هر روزه ی تهرانی هاست پشت من پهنه ی زخم استولی شهر هنوز اولین دغدغه اش پینه ی پیشانی هاست
پا را به اندازه گليم بايد دراز كرد !
بمیرد غرور فهمیدی نمی مانم . . دیدی می روم . . رفتم باز هم ایستاده ای نگاه میکنی آخرم میکشد تو را این غرور لعنتی
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}