{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
من هر وقت تصمیم میگیرم تو را فراموش کنم صبر# می آید!..... چقدر دوست دارم این عطسه های پاییزی را.
تراشکار ماهري شدم بسکه تو نيامدي و من براي دلم بهانه تراشيدم !
امشب نبودنت را به گریه نشستم و دست خیالت اشکهای مرا پاک می کرد.
تا حالا شده یکی رو خیلی خیلی دوستت داشته باشی که وقتی می یاد پیشت قلبت این قدر تند بزنه که به سختی بتونی حرف بزنی .
قلبم راشکستن شما میدانید چرا..........
نرسیده به بعض از خاطه ها میباید نوشت: آهسته بیاد بیاورید... خطر ریزش اشک ...
حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست
یادت هست، خیالت هست،خاطراتت هست،فقط کمی جای تو خالیست،نمی آیی؟؟
سرت گرم است.. مزاحمت نمی شوم.. اما بدان حرارت سرگرمی هایت مرا می سوزاند.
مرا پاپتی میخواند...! آنکه کفشهایم در راهش پاره شد...
دلـم یـه رمـان مـیـخـواد… اولـش مـن و تـو بـاشـیـم….. آخـرش مـا…!!! ♥
دلتنگی بــَـرآے تـــــــو… نــِمـیـدآنـم چـِـطـور مـیگـُذَرد…! امــآ بــــرآے مــن… اِنـْگــآر… خَـنـجـَر بـَـر گـَلـویـَم گــُذاشـتـہ انـد… امــآ نـِمـیـبُـرنـد…
نبینم یه وقت ناراحت از من بری یه گوشه بغض کنی مگه من مردم که بهم میگی دیگه غریبو داغونی
می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و دیوانه ی خویش
دلم را ... می برم، تا که در آن نقطه دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لکه ی عشق زین همه خواهش بی جا و تباه
دلم را... می برم تا ز تو دورش سازم ز تو، ای جلوه ی امید محال می برم زنده بگورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال
من هر وقت تصمیم میگیرم تو را فراموش کنم صبر# می آید!..... چقدر دوست دارم این عطسه های پاییزی را.
تراشکار ماهري شدم بسکه تو نيامدي و من براي دلم بهانه تراشيدم !
امشب نبودنت را به گریه نشستم و دست خیالت اشکهای مرا پاک می کرد.
تا حالا شده یکی رو خیلی خیلی دوستت داشته باشی که وقتی می یاد پیشت قلبت این قدر تند بزنه که به سختی بتونی حرف بزنی .
قلبم راشکستن شما میدانید چرا..........
نرسیده به بعض از خاطه ها میباید نوشت: آهسته بیاد بیاورید... خطر ریزش اشک ...
حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست
یادت هست، خیالت هست،خاطراتت هست،فقط کمی جای تو خالیست،نمی آیی؟؟
سرت گرم است.. مزاحمت نمی شوم.. اما بدان حرارت سرگرمی هایت مرا می سوزاند.
مرا پاپتی میخواند...! آنکه کفشهایم در راهش پاره شد...
دلـم یـه رمـان مـیـخـواد… اولـش مـن و تـو بـاشـیـم….. آخـرش مـا…!!! ♥
دلتنگی بــَـرآے تـــــــو… نــِمـیـدآنـم چـِـطـور مـیگـُذَرد…! امــآ بــــرآے مــن… اِنـْگــآر… خَـنـجـَر بـَـر گـَلـویـَم گــُذاشـتـہ انـد… امــآ نـِمـیـبُـرنـد…
نبینم یه وقت ناراحت از من بری یه گوشه بغض کنی مگه من مردم که بهم میگی دیگه غریبو داغونی
می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و دیوانه ی خویش
دلم را ... می برم، تا که در آن نقطه دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لکه ی عشق زین همه خواهش بی جا و تباه
دلم را... می برم تا ز تو دورش سازم ز تو، ای جلوه ی امید محال می برم زنده بگورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}