{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
لقاک هوای رضاک منایفهب لی لقاک وهب لی رضاک دیدارتوآرزوی من است ورضایت توخواسته منپس ببخش برمن دیدارت راورضایتت را
پس چه در خانه نشستیم؟ علی تنها ماند منتظر بهر چه هستیم؟ علی تنها ماند با ولی باش مگو راه ولایت سخت است آنکه هم پای ولایت نرود بدبخت است
ریت الحلونعسان وانه مخده نتشابک انه ویا خدی عله خده ترجمه: ای کاش آن زیبارو خوابش بگیرد و من بالش او بودم تا گونه اش بر گونه ام قرار گیرد
دیگر از این همه نیرنگ به تنگ آمده است با علی لشگر شبرنگ به جنگ آمده است ظاهرا غصه میراث پیمبر دارند تا علی را مگر از مسند دین بردارند
گر کرب و بلا نبوده ایم حال هستیم گر شام بلا نبوده ایم، حال هستیم ای مردم عالم همگی گوش کنیـد تا آخر خون مطیع رهبر هستیم
ینشدنی البطران تاکل عدس لیش گتله انشد الگصاب کیلو اللحم بیش ترجمه : آدم سرخوش ازم میپرسه که چرا عدس میخوری منم بهش گفتم که برو از غصاب بپرس گوشت کیلو چنده
القلب لک ینادی والروح بعدک سراب کل الوجوه تغیب عادی وانت غیابک عذاب
این نهضت سبز اموی مرگش باد این دشمن فرزند علی مرگش باد در روز عزای فاطمه رقصیدند تا روز حکومت ولی مرگش باد
احبک انت و انت بل حب تکفینی احبک انت و انت بالدمع تروینی احبک انت و انت بالقلب تحمینی احبک انت و انت بالدم تفدبنی احبک انت و انت بالعین تسحرنی احبک انت و انت فی الحلم تلاقینی
گرگ ها خوب بدانند، در این ایل غریب گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز گرچه نیکان همگی بار سفر بربستند شیر مردی چو علی خامنه ای هست هنوز
خنده و طعنه به اشعار و شعارم بزنید تیر غم بر دل دیوانه و زارم بزنید در حمایت ز امامم علی خامنه ای می شوم میثم تمار به دارم بزنید
هلا یا کل هالدنیا غیابک حیل دمرنی ابی ارجع مثل اول حبیبی لا تخلینی
ارمنی در غم زینب می سوخت فتنه گر روز عزا کف می زد
شسویلک أگص من چبدی و أشویلک؟ شسویلک؟ أزور احسین وأدعیلک شسویلک؟ أطوف ابحضرت العباس وأبچیلک شسویلک؟ تبقی أنت عزیز الروح أخر نفس أهدیلک
شعله بر مسجد و مصحف می زد در عزای شه دین دف می زد
بحثت فی کتاب الاوفیا من الاف الی الیا عن صدیق من الاصدقا یستحق المحبه والوفا فوجدته یبدا وینتهی بک یا اعزاالاصدقا
لقاک هوای رضاک منایفهب لی لقاک وهب لی رضاک دیدارتوآرزوی من است ورضایت توخواسته منپس ببخش برمن دیدارت راورضایتت را
پس چه در خانه نشستیم؟ علی تنها ماند منتظر بهر چه هستیم؟ علی تنها ماند با ولی باش مگو راه ولایت سخت است آنکه هم پای ولایت نرود بدبخت است
ریت الحلونعسان وانه مخده نتشابک انه ویا خدی عله خده ترجمه: ای کاش آن زیبارو خوابش بگیرد و من بالش او بودم تا گونه اش بر گونه ام قرار گیرد
دیگر از این همه نیرنگ به تنگ آمده است با علی لشگر شبرنگ به جنگ آمده است ظاهرا غصه میراث پیمبر دارند تا علی را مگر از مسند دین بردارند
گر کرب و بلا نبوده ایم حال هستیم گر شام بلا نبوده ایم، حال هستیم ای مردم عالم همگی گوش کنیـد تا آخر خون مطیع رهبر هستیم
ینشدنی البطران تاکل عدس لیش گتله انشد الگصاب کیلو اللحم بیش ترجمه : آدم سرخوش ازم میپرسه که چرا عدس میخوری منم بهش گفتم که برو از غصاب بپرس گوشت کیلو چنده
القلب لک ینادی والروح بعدک سراب کل الوجوه تغیب عادی وانت غیابک عذاب
این نهضت سبز اموی مرگش باد این دشمن فرزند علی مرگش باد در روز عزای فاطمه رقصیدند تا روز حکومت ولی مرگش باد
احبک انت و انت بل حب تکفینی احبک انت و انت بالدمع تروینی احبک انت و انت بالقلب تحمینی احبک انت و انت بالدم تفدبنی احبک انت و انت بالعین تسحرنی احبک انت و انت فی الحلم تلاقینی
گرگ ها خوب بدانند، در این ایل غریب گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز گرچه نیکان همگی بار سفر بربستند شیر مردی چو علی خامنه ای هست هنوز
خنده و طعنه به اشعار و شعارم بزنید تیر غم بر دل دیوانه و زارم بزنید در حمایت ز امامم علی خامنه ای می شوم میثم تمار به دارم بزنید
هلا یا کل هالدنیا غیابک حیل دمرنی ابی ارجع مثل اول حبیبی لا تخلینی
ارمنی در غم زینب می سوخت فتنه گر روز عزا کف می زد
شسویلک أگص من چبدی و أشویلک؟ شسویلک؟ أزور احسین وأدعیلک شسویلک؟ أطوف ابحضرت العباس وأبچیلک شسویلک؟ تبقی أنت عزیز الروح أخر نفس أهدیلک
شعله بر مسجد و مصحف می زد در عزای شه دین دف می زد
بحثت فی کتاب الاوفیا من الاف الی الیا عن صدیق من الاصدقا یستحق المحبه والوفا فوجدته یبدا وینتهی بک یا اعزاالاصدقا
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}