{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
پر از اشکم ولی میخندم به سختی به قول فروغ که میگفت: شهامت میخواهد سردباشی و گرم بخندی
من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی
گاهی وقتا دوست داری یکی پشت سرت باشه بادستاش جلو چشماتو بگیره بعد بگه من کیم؟ توهم دستاشو بگیری وبگی هرکی هستی بمون که خیلی تنهام
آسمان همچو صفحه دل من ، روشن از جلوه مهتاب است ، امشب از خواب خوش گریزانم ، که خیال تو خوشتر از خواب است
این دنیارابه آنانی هدیه میکنم که به خیالشان دنیا فقط برای آنهاست، ولی برای تو آسمان را آرزو میکنم که همیشه مانند دلت زیباست
بگذار بسوزیم…ما که دادمان به آسمان نرسید شاید”دودمان”برسد
گاهی مرا یاد کن من همانم که اگر ساعتی از من بیخبر بودی آسمان را به زمین میدوختی
سرم را نه ظلم میتواند خم کند نه مرگ و نه ترس سرم را فقط برای بوسیدن بای مادرم خم میکنم…
چه کسی گفته که من تنهایم…؟ من، سکـوت، خاطرات، بغض و اشک همیشه با همیم… بگذار تنهایی از حسودی بمیرد
تا صدای گام هایم در…… کوچه پس کوچه های شهر می پیچد! زمین منتظر…… اشک هایم می شود
هر وقت گریه می کنم،… سبک می شوم.. ؛ عجب وزنی دارد چند قطره اشک
لاف جدید دخترا + + + نامزدم پمپ بنزین داره
محبت بر خلایق انتهای سادگیست مردی و مردانگی اخرش اوارگیست
از مردها هم میتوان آموخت… من آموختم که مردی و مردانگی هیچ ربطی به هم ندارند
من گریزانم از این شکل حیات و از این غربت تلخ که به اجبار به پایم بستند می گریزم از عشق و تو ای نازترین خاطره ها همه جا در پی تو می گردم
نمیدانم چرا رفتی!!! نمیدانم چرا شاید خطا کردم!!! وتو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی نمیدانم کجا…. تا کی….. برای چه
پر از اشکم ولی میخندم به سختی به قول فروغ که میگفت: شهامت میخواهد سردباشی و گرم بخندی
من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی
گاهی وقتا دوست داری یکی پشت سرت باشه بادستاش جلو چشماتو بگیره بعد بگه من کیم؟ توهم دستاشو بگیری وبگی هرکی هستی بمون که خیلی تنهام
آسمان همچو صفحه دل من ، روشن از جلوه مهتاب است ، امشب از خواب خوش گریزانم ، که خیال تو خوشتر از خواب است
این دنیارابه آنانی هدیه میکنم که به خیالشان دنیا فقط برای آنهاست، ولی برای تو آسمان را آرزو میکنم که همیشه مانند دلت زیباست
بگذار بسوزیم…ما که دادمان به آسمان نرسید شاید”دودمان”برسد
گاهی مرا یاد کن من همانم که اگر ساعتی از من بیخبر بودی آسمان را به زمین میدوختی
سرم را نه ظلم میتواند خم کند نه مرگ و نه ترس سرم را فقط برای بوسیدن بای مادرم خم میکنم…
چه کسی گفته که من تنهایم…؟ من، سکـوت، خاطرات، بغض و اشک همیشه با همیم… بگذار تنهایی از حسودی بمیرد
تا صدای گام هایم در…… کوچه پس کوچه های شهر می پیچد! زمین منتظر…… اشک هایم می شود
هر وقت گریه می کنم،… سبک می شوم.. ؛ عجب وزنی دارد چند قطره اشک
لاف جدید دخترا + + + نامزدم پمپ بنزین داره
محبت بر خلایق انتهای سادگیست مردی و مردانگی اخرش اوارگیست
از مردها هم میتوان آموخت… من آموختم که مردی و مردانگی هیچ ربطی به هم ندارند
من گریزانم از این شکل حیات و از این غربت تلخ که به اجبار به پایم بستند می گریزم از عشق و تو ای نازترین خاطره ها همه جا در پی تو می گردم
نمیدانم چرا رفتی!!! نمیدانم چرا شاید خطا کردم!!! وتو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی نمیدانم کجا…. تا کی….. برای چه
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}