{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
زیر چشم آرزوهایم کبود شده... سیلی محکمی بود باور بی وفایی اش!
ﺣﺎﻝ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﻣــــﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻝ “ﻣــــــﻦ ” ﺑﺎﺷﺪ
گاهی حسی در تو نسبت به دیگری ایجاد میشود که قوتی میشود برای بیان احساست افسوس که پیش از تو دیگری از سر تفریح آمده و شکسته و زخم زده و آزار داده هر آنچه را که باید می پروراند و نوازش میکرد .....
دلم برایت تنگ شده میخواهم آنقدر اشک بریزم تا غبار فاصله از قلبم تمیز شود ولی میترسم.. این شهر،”ونیز”شود..
يعني ميشود روزي برسد ك بيايي مرا در آغوش بگيري بخواهم گله كنم... بگويي هيس! همه كابوس ها تمام شد
شکستگی رفع بلاست . . . ولی باور نمی کند دلم . . .
پشت پلکهایم نام تو را نوشتم،تا وقتی چشمهایم را بروی کسی میبندم بداند چرا!
بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم بی تو پتیاره ی پاییز مرا می شکند این شب وسوسه انگیز مرا می شکند
این روزها عجیب دلم نازک شده است!! دلم نمی آید بهای رسیدنمان به هم جان سپردن فاصله ها باشد... بگذار او میان ما نفسش را بکشد مهم نیست ما چه میکشیم...
دلم کوچک است،کوچکتر از باغچه پشت پنجره،ولی آنقدر جا دارد که برای عشقی که دوستش دارم نیمکتی بگذارم برای همیشه.....
خیالت همیشه هست اما امروز،دلم خودت را خواست نه خیالت را....
دلتنگی یعنی شبی با خاطراتت بهش فکر کنی ، بعد شیرینی یه لبخند بیاد رو لبت و بعد چند لحظه شوری اشکهای لعنتی …
خسته ام از این همه خواستن هایی که داشتن نمی شود... !!!
دورم اما بی وفا نیستم ، دوست دارم اگر چه با محبت نیستم، یه وقت فکر نکنی به فکر تو نیستم ، بی خیال هرکی باشم بی خیال تو یکی نیستم.
دیگه باور میکنم دنیا خوبه وقتی قلبم با تو دیوونه باشه وقتی دستات تو دستامه مگه کسی عاشق تر از ما میتونه باشه
عشق تو به تاروپود جانم بسته است بی روی تو درهای جهانم بسته است از دست تو خواهم برآرم فریاد در پیش نگاه تو زبانم بسته است
زیر چشم آرزوهایم کبود شده... سیلی محکمی بود باور بی وفایی اش!
ﺣﺎﻝ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﻣــــﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻝ “ﻣــــــﻦ ” ﺑﺎﺷﺪ
گاهی حسی در تو نسبت به دیگری ایجاد میشود که قوتی میشود برای بیان احساست افسوس که پیش از تو دیگری از سر تفریح آمده و شکسته و زخم زده و آزار داده هر آنچه را که باید می پروراند و نوازش میکرد .....
دلم برایت تنگ شده میخواهم آنقدر اشک بریزم تا غبار فاصله از قلبم تمیز شود ولی میترسم.. این شهر،”ونیز”شود..
يعني ميشود روزي برسد ك بيايي مرا در آغوش بگيري بخواهم گله كنم... بگويي هيس! همه كابوس ها تمام شد
شکستگی رفع بلاست . . . ولی باور نمی کند دلم . . .
پشت پلکهایم نام تو را نوشتم،تا وقتی چشمهایم را بروی کسی میبندم بداند چرا!
بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم بی تو پتیاره ی پاییز مرا می شکند این شب وسوسه انگیز مرا می شکند
این روزها عجیب دلم نازک شده است!! دلم نمی آید بهای رسیدنمان به هم جان سپردن فاصله ها باشد... بگذار او میان ما نفسش را بکشد مهم نیست ما چه میکشیم...
دلم کوچک است،کوچکتر از باغچه پشت پنجره،ولی آنقدر جا دارد که برای عشقی که دوستش دارم نیمکتی بگذارم برای همیشه.....
خیالت همیشه هست اما امروز،دلم خودت را خواست نه خیالت را....
دلتنگی یعنی شبی با خاطراتت بهش فکر کنی ، بعد شیرینی یه لبخند بیاد رو لبت و بعد چند لحظه شوری اشکهای لعنتی …
خسته ام از این همه خواستن هایی که داشتن نمی شود... !!!
دورم اما بی وفا نیستم ، دوست دارم اگر چه با محبت نیستم، یه وقت فکر نکنی به فکر تو نیستم ، بی خیال هرکی باشم بی خیال تو یکی نیستم.
دیگه باور میکنم دنیا خوبه وقتی قلبم با تو دیوونه باشه وقتی دستات تو دستامه مگه کسی عاشق تر از ما میتونه باشه
عشق تو به تاروپود جانم بسته است بی روی تو درهای جهانم بسته است از دست تو خواهم برآرم فریاد در پیش نگاه تو زبانم بسته است
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}