{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
دلتنگي...حس عجيبي است كه گاهي تورا به يادم مي اورد گاهي يعني هميشه... ...گاهي يعني الان!!!...
دلم برا حرف زدن تنگ شده برا صداقت ........ برا اطمینان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ان روزها، تو و بوسه های داغ... این روزها، من و داغ بوسه ها...
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﻭﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺶ.ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮐﺴﯽ ﻭﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺶ.ﻋﺎﺩﺕ ﻣﻴﮑﻨﻴﻢ。ﻓﻘﻂ ﻋﺎﺩﺕ ﻣﻴﮑﻨﻴﻢ.ﺍﻣﺎﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻪ......
بساط کرده ام و تمام نداشته هایم را ﺑﻪ ﺣﺮﺍﺝ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ… بی انصاف چانه نزن ﺣﺴﺮﺕ ﻫﺎﯾﻢ … به قیمت عمرم تمام شده!!
می نویسم دفتری با اشک و آه در شبی تاریک و غمگین و سیاه می نویسم خاطرات از روی درد تا بدانی دوریت با من چه کرد
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشود گاهی دلم برای پاکی های کودکانه ی قلبم میگیرد گاهی آرزو میکنم ای کاش دلی نبود تا تنگ شود تا خسته شود تا بشکند...
تو را به خدا سپردم خودم را به دلتنگی هام خدا خودش می داند چطور مواظب تو باشد … دلتنگی هایم هم خوب بلدند چطور تو را هی به یاد من بیاورند !!!
صف می کشند دلتنگی های من چو دانه های تسبیـح به نخ کشیده شده … چقدر بگردانم دانه ها را تا تو بیایی ...
دنیا اونقد کوچیکه که آدمایی رو که دوستشون نداری رو هر روز میبینی، ولی اونقدر بزرگه که اونی که دلت می خواد رو هیچوقت نمیبینی
تا شیرینی خیال تو با من است تلخی دلتنگی هایم را می گذارم برای بعد......
آدَمْهآيـــے ـهَسْـتَنْد کِهـ دِلْتَنْگـِ ـ ــشآنــ ميشَـ ــوے.. دِلَتــْــــ ميخـوآـهَد تـوے سـَـــطْر سَــــطْرِ نِـوِشْـــتِهـ ـهآيَتـــ بـآشـَـنْد.. حَتـــےکـَــمْرَنْگــ
حسوديم ميشه وقتي هيچ چيزي كم نذاشتم**لعنت به اين جدايي؛نفرين به سرنوشتم!!!
سخت است ازبغض گلودرد بگیری و همه بگویند لباس گرم بپوش............
مــن عاشقانه هايم را روي همين ديوار مجــازي مي نويسم... از لج تو ! از لج خودم ! كه يكبــار حاضر نشديم اين هارا واقعي به هم بگوييم..
رَفتــمـُ گُفتـمـ از "خیِــرش" می گــذرمـ ... شِنیـدґ ڪه زیـ ـر لَـب گُفـت از "شـَـــــرّش" خـَـلاص شُـدمــ ... بی اِنصــــ ــاف....
دلتنگي...حس عجيبي است كه گاهي تورا به يادم مي اورد گاهي يعني هميشه... ...گاهي يعني الان!!!...
دلم برا حرف زدن تنگ شده برا صداقت ........ برا اطمینان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ان روزها، تو و بوسه های داغ... این روزها، من و داغ بوسه ها...
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﻭﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺶ.ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮐﺴﯽ ﻭﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺶ.ﻋﺎﺩﺕ ﻣﻴﮑﻨﻴﻢ。ﻓﻘﻂ ﻋﺎﺩﺕ ﻣﻴﮑﻨﻴﻢ.ﺍﻣﺎﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻪ......
بساط کرده ام و تمام نداشته هایم را ﺑﻪ ﺣﺮﺍﺝ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ… بی انصاف چانه نزن ﺣﺴﺮﺕ ﻫﺎﯾﻢ … به قیمت عمرم تمام شده!!
می نویسم دفتری با اشک و آه در شبی تاریک و غمگین و سیاه می نویسم خاطرات از روی درد تا بدانی دوریت با من چه کرد
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشود گاهی دلم برای پاکی های کودکانه ی قلبم میگیرد گاهی آرزو میکنم ای کاش دلی نبود تا تنگ شود تا خسته شود تا بشکند...
تو را به خدا سپردم خودم را به دلتنگی هام خدا خودش می داند چطور مواظب تو باشد … دلتنگی هایم هم خوب بلدند چطور تو را هی به یاد من بیاورند !!!
صف می کشند دلتنگی های من چو دانه های تسبیـح به نخ کشیده شده … چقدر بگردانم دانه ها را تا تو بیایی ...
دنیا اونقد کوچیکه که آدمایی رو که دوستشون نداری رو هر روز میبینی، ولی اونقدر بزرگه که اونی که دلت می خواد رو هیچوقت نمیبینی
تا شیرینی خیال تو با من است تلخی دلتنگی هایم را می گذارم برای بعد......
آدَمْهآيـــے ـهَسْـتَنْد کِهـ دِلْتَنْگـِ ـ ــشآنــ ميشَـ ــوے.. دِلَتــْــــ ميخـوآـهَد تـوے سـَـــطْر سَــــطْرِ نِـوِشْـــتِهـ ـهآيَتـــ بـآشـَـنْد.. حَتـــےکـَــمْرَنْگــ
حسوديم ميشه وقتي هيچ چيزي كم نذاشتم**لعنت به اين جدايي؛نفرين به سرنوشتم!!!
سخت است ازبغض گلودرد بگیری و همه بگویند لباس گرم بپوش............
مــن عاشقانه هايم را روي همين ديوار مجــازي مي نويسم... از لج تو ! از لج خودم ! كه يكبــار حاضر نشديم اين هارا واقعي به هم بگوييم..
رَفتــمـُ گُفتـمـ از "خیِــرش" می گــذرمـ ... شِنیـدґ ڪه زیـ ـر لَـب گُفـت از "شـَـــــرّش" خـَـلاص شُـدمــ ... بی اِنصــــ ــاف....
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}