{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
بی تو چگونه می شود از آسمان نوشت/از انعکاس ساده رنگین کمان نوشت این یک حقیقت است که بی تو بهار من/باید چهار فصل زمان را خزان نوشت
تا بوده و هست نور خواهد تابید/تا سلسله حضور خواهد تابید خورشید مه آلوده عالم یک روز/از پنجره ظهور خواهد تابید
طرف ﻗﯿﺎﻓﺶ ﺩﻭ ﺭﯾﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﮔﺰﻭﺯ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﮔﺎﺯﯼ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﻩ زیر عکس پروفایلش زده: خدایا حافظم باش ، حسودان در کمین اند....!! من دیه حرفی ندارم :|
یک جمعه از شروع سحر با نبود تو/یک ریز تا نماز عشاء گریه می کنم السلام علیک یا صاحب الزمان
اقايون اول آشنايى چنان سوالات فلسفى از زندگى از ادم ميپرسند كه تو گوگل هم سرچ كنى فقط لايك ميزاره!!!!!! ولى يه كم كه ميگذره فقط يه سوال دارند…… . . . شام چى داريم؟
دوباره جمعه گذشت و قنوت گریان ماند/دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند دوباره زمزمه کاسه های خالی ما/پس از نیامدنت گوشه خیابان ماند السلام علیک یا ابا صالح
داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم/برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت/یک قدم مانده به او کار جهان درهم شد
تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم، یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت مولا شمار درد دلم بی نهایت است، تعداد درد من به خدا از رقم گذشت
اومدم از بازار برنامه ی عشق سنج دانلود کردم به جا مرده انگشت شصتمو گذاشتم به جا زنه انگشت سبابمو نوشت شما 99 درصد عاشق هم هستید تازه اهنگ هم زد من که حرفی ندارم شما دعا کنید به پا هم پیر بشن
دلبری داریم که از صاحب دلان دل می برد/غمزه ای مشکل گشا دارد که مشکل می برد گر نقاب از چهره گیرد آن نگار نازنین/پرتو رخساره اش دل های مایل می برد
در کدامین شب کوفه باز خواهی گشت؟ در کدامین اوج، در کدامین عروج، چشم به راه آمدنت در پس تمامی دریچه های زمین ایستاده ام
تمام عمر تو نظاره کردی و ما ندیده ایم دمی آن جمال زیبا را فرج ظهورش صلوات
ﯾﻪ ﺑﻨﺪه ﺧﺪا ﭘﯿﺮﻣﺮده ﺗﻮی ﭘﺎرک ﻣﺤﻠﻪ ﻣﺎ ﻫﺮ روز ﻣﯿﺎد ﻣﯽ ﺷﯿﻨﻪ و ﻫﻨﻮزم ﮐﻪ ﻫﻨﻮزه ﺧﯿﻠﯽ اﻋﺘﻘﺎد ﺑﻪ اﯾﻦ داره ﮐﻪ دﮐﻞ ﻫﺎی اﯾﺮاﻧﺴﻞ رو ﻫﻢ ﻣﺮﺣﻮم رﺿﺎﺷﺎه ﻧﺼﺐ ﮐﺮده !!
آنکس که تو را شناخت جان را چه کند/فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی/دیوانه تو هر دو جهانش کند یا صاحب الزمان ادرکنی
یارو میره مجلس ختم.تو بشقابش پر گوشت بوده.به بغل دستیش میگه: _عباسقلی به این میگن مجلس ختم ها.ری**م تو مجلس ختم بابات!
به عنوان یه دختر ایرانی یه نامه به همسر آینده م که هنوز نمیدونم کیه: . . . . . . . . عزیزم قبل از اینکه برای اولین بار پاتو بذاری تو خونه بابام قربون دستت این آشغالا رو بذار دم در.
بی تو چگونه می شود از آسمان نوشت/از انعکاس ساده رنگین کمان نوشت این یک حقیقت است که بی تو بهار من/باید چهار فصل زمان را خزان نوشت
تا بوده و هست نور خواهد تابید/تا سلسله حضور خواهد تابید خورشید مه آلوده عالم یک روز/از پنجره ظهور خواهد تابید
طرف ﻗﯿﺎﻓﺶ ﺩﻭ ﺭﯾﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﮔﺰﻭﺯ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﮔﺎﺯﯼ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﻩ زیر عکس پروفایلش زده: خدایا حافظم باش ، حسودان در کمین اند....!! من دیه حرفی ندارم :|
یک جمعه از شروع سحر با نبود تو/یک ریز تا نماز عشاء گریه می کنم السلام علیک یا صاحب الزمان
اقايون اول آشنايى چنان سوالات فلسفى از زندگى از ادم ميپرسند كه تو گوگل هم سرچ كنى فقط لايك ميزاره!!!!!! ولى يه كم كه ميگذره فقط يه سوال دارند…… . . . شام چى داريم؟
دوباره جمعه گذشت و قنوت گریان ماند/دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند دوباره زمزمه کاسه های خالی ما/پس از نیامدنت گوشه خیابان ماند السلام علیک یا ابا صالح
داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم/برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت/یک قدم مانده به او کار جهان درهم شد
تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم، یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت مولا شمار درد دلم بی نهایت است، تعداد درد من به خدا از رقم گذشت
اومدم از بازار برنامه ی عشق سنج دانلود کردم به جا مرده انگشت شصتمو گذاشتم به جا زنه انگشت سبابمو نوشت شما 99 درصد عاشق هم هستید تازه اهنگ هم زد من که حرفی ندارم شما دعا کنید به پا هم پیر بشن
دلبری داریم که از صاحب دلان دل می برد/غمزه ای مشکل گشا دارد که مشکل می برد گر نقاب از چهره گیرد آن نگار نازنین/پرتو رخساره اش دل های مایل می برد
در کدامین شب کوفه باز خواهی گشت؟ در کدامین اوج، در کدامین عروج، چشم به راه آمدنت در پس تمامی دریچه های زمین ایستاده ام
تمام عمر تو نظاره کردی و ما ندیده ایم دمی آن جمال زیبا را فرج ظهورش صلوات
ﯾﻪ ﺑﻨﺪه ﺧﺪا ﭘﯿﺮﻣﺮده ﺗﻮی ﭘﺎرک ﻣﺤﻠﻪ ﻣﺎ ﻫﺮ روز ﻣﯿﺎد ﻣﯽ ﺷﯿﻨﻪ و ﻫﻨﻮزم ﮐﻪ ﻫﻨﻮزه ﺧﯿﻠﯽ اﻋﺘﻘﺎد ﺑﻪ اﯾﻦ داره ﮐﻪ دﮐﻞ ﻫﺎی اﯾﺮاﻧﺴﻞ رو ﻫﻢ ﻣﺮﺣﻮم رﺿﺎﺷﺎه ﻧﺼﺐ ﮐﺮده !!
آنکس که تو را شناخت جان را چه کند/فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی/دیوانه تو هر دو جهانش کند یا صاحب الزمان ادرکنی
یارو میره مجلس ختم.تو بشقابش پر گوشت بوده.به بغل دستیش میگه: _عباسقلی به این میگن مجلس ختم ها.ری**م تو مجلس ختم بابات!
به عنوان یه دختر ایرانی یه نامه به همسر آینده م که هنوز نمیدونم کیه: . . . . . . . . عزیزم قبل از اینکه برای اولین بار پاتو بذاری تو خونه بابام قربون دستت این آشغالا رو بذار دم در.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}