{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
واسه شماهم پیش اومده تومهمونی یهو یه قاشق غذا میذارین دهنتون همین ک میاین بجویین یه استخون ب عرض شونه توشه! بعد نمیدونی از کجا اینو در بیاری بقیه نبینن!
پیامبر به ما توصیه فرمودند که یه قاشق مانده به سیری دست از غذا خوردن بکشید... ولی ما یه قاشق مانده به ترکیدن دست از غذا خوردن میکشیم...
نیمه گمشده من، ینی خاک تو سرت تابستونم تموم شد خبر مرگت پیدات نشد تو من که میدونم کی میای، وسط امتحانای ترم، زنده نیای ایشالا حلواتو بخورم.
با چنگال ماست خوردن توی فرقه ی ما منطقی تر از اینه که از جات بلند شی بری قاشق بیاری !
قـهوه دم می كنم نصـف قاشق سیانور به فنجانت می ریزم لبخند كه می زنی می گویم : "قـهوه ات سرد شده، بگذار عوضش كنم..." این كار هر شب من است..
کتری مثل مادر شوهره مدام در حال جوشیدن عروس مثل قوریه که با جوشیدن کتری اونم کم کم داغ میشه پسر مثل استکانه نصفشو کتری و نصفشو قوری پر می کنه خواهرشوهرم مثل قاشق چای خوری میاد به هم می زنه و می ره!
یه نصیحت: . . . . . . . . . همیشه مراقب جفتک اونایی که خر فرضشون میکردی باش
عاغا مورد داشتیم پسره سرسفره عقد خفه شده و مرده... . . . . . . . . . . . حالا با قاشق عسل میدادی چی میشد؟؟؟ خب خواهر من ناخن مصنوعیت شل بوده دیگه.
از سفره ی عشق لقمه نانی داریم صد شکر هنوز هم توانی داریم از گرد و غبار قلبمان آکندس ما فاطمیه خانه تکانی داریم " السلام علیک یا فاطمة الزهرا "
طرف اومده با عصبانیت می گه این یارو زبون آدمیزاد حالیش نمیشه بیا تو باهاش حرف بزن… نفهمیدم داره به من فحش میده یا به یارو!!
بچه های این دوره به کمک مادرشون از کلی از بسته های اموزشی استفاده میکنن اونوقت ما از ی پکیج استفاده میکردیم که شامل لنگه دمپایی فلفل قرمز ده متر شیلنگ یک عدد قاشق داغ گاهی حبس در زیر زمینم لحاظ میشه
ﻫﻤــــﻮﻥ ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﻪ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻔﻬـــــــــﻤﻢ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺍﻣـــــــﯿﺪﻭﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﺩﻧﯿـــــــﺎﻡ ﺑــــــﺎﻭﺭﮐﻦ . . .
من تنهایی را ترجیح میدم به بودن با ادمایی که : تنها هنرش دل شکستنه ..
یه قاشق شکر میریزن تو قهوه بعد نیم دور میچرخونن میذارن کنار یعنی که چی؟ من صبحا نیم ساعت فقط هم میزنم، بازم وجدانم راضی نمیشه!
همه ی حرفها گفتنی نیستند گاهی یک سکوت هزاران حرف را می گوید فقط کافیست راااز چشمانت را بداند.......pf
امروز داشتم به مشکلاتم ميخنديدم . . . . مشکلات اومد زد تو گوشم گفت مگه من باهات شوخی دارم بچه : | اصلا جنبه نداشت :|
واسه شماهم پیش اومده تومهمونی یهو یه قاشق غذا میذارین دهنتون همین ک میاین بجویین یه استخون ب عرض شونه توشه! بعد نمیدونی از کجا اینو در بیاری بقیه نبینن!
پیامبر به ما توصیه فرمودند که یه قاشق مانده به سیری دست از غذا خوردن بکشید... ولی ما یه قاشق مانده به ترکیدن دست از غذا خوردن میکشیم...
نیمه گمشده من، ینی خاک تو سرت تابستونم تموم شد خبر مرگت پیدات نشد تو من که میدونم کی میای، وسط امتحانای ترم، زنده نیای ایشالا حلواتو بخورم.
با چنگال ماست خوردن توی فرقه ی ما منطقی تر از اینه که از جات بلند شی بری قاشق بیاری !
قـهوه دم می كنم نصـف قاشق سیانور به فنجانت می ریزم لبخند كه می زنی می گویم : "قـهوه ات سرد شده، بگذار عوضش كنم..." این كار هر شب من است..
کتری مثل مادر شوهره مدام در حال جوشیدن عروس مثل قوریه که با جوشیدن کتری اونم کم کم داغ میشه پسر مثل استکانه نصفشو کتری و نصفشو قوری پر می کنه خواهرشوهرم مثل قاشق چای خوری میاد به هم می زنه و می ره!
یه نصیحت: . . . . . . . . . همیشه مراقب جفتک اونایی که خر فرضشون میکردی باش
عاغا مورد داشتیم پسره سرسفره عقد خفه شده و مرده... . . . . . . . . . . . حالا با قاشق عسل میدادی چی میشد؟؟؟ خب خواهر من ناخن مصنوعیت شل بوده دیگه.
از سفره ی عشق لقمه نانی داریم صد شکر هنوز هم توانی داریم از گرد و غبار قلبمان آکندس ما فاطمیه خانه تکانی داریم " السلام علیک یا فاطمة الزهرا "
طرف اومده با عصبانیت می گه این یارو زبون آدمیزاد حالیش نمیشه بیا تو باهاش حرف بزن… نفهمیدم داره به من فحش میده یا به یارو!!
بچه های این دوره به کمک مادرشون از کلی از بسته های اموزشی استفاده میکنن اونوقت ما از ی پکیج استفاده میکردیم که شامل لنگه دمپایی فلفل قرمز ده متر شیلنگ یک عدد قاشق داغ گاهی حبس در زیر زمینم لحاظ میشه
ﻫﻤــــﻮﻥ ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﻪ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻔﻬـــــــــﻤﻢ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺍﻣـــــــﯿﺪﻭﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﺩﻧﯿـــــــﺎﻡ ﺑــــــﺎﻭﺭﮐﻦ . . .
من تنهایی را ترجیح میدم به بودن با ادمایی که : تنها هنرش دل شکستنه ..
یه قاشق شکر میریزن تو قهوه بعد نیم دور میچرخونن میذارن کنار یعنی که چی؟ من صبحا نیم ساعت فقط هم میزنم، بازم وجدانم راضی نمیشه!
همه ی حرفها گفتنی نیستند گاهی یک سکوت هزاران حرف را می گوید فقط کافیست راااز چشمانت را بداند.......pf
امروز داشتم به مشکلاتم ميخنديدم . . . . مشکلات اومد زد تو گوشم گفت مگه من باهات شوخی دارم بچه : | اصلا جنبه نداشت :|
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}