{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
بزرگی پرسید:یک دوست می خواهی یا یک دنیا؟گفتم:هیچکدام ...چون یک دوست دارم که اندازه یک دنیاست
یک دقیقه سکوت... . . . . . . . به احترام تمام آرزوهایی که برآورده نشد...!!!
جــمع مذكر ســـالم . . . . . . . .اصـن مگه هست؟؟؟
خوشحالی یعنی... گوشیم زنگ بخوره و ببینم که شماره اونی که دوسش دارمه
یه روزی دست این کلاغه که آخر قصه ها به خونش نرسید رو میگیرم می برم در خونشون . مادرش که اومد دم در میگم : بیا این توله سگت رو جم کن از خیابونا با این بچه داریت
ما دل خود را به زندان رفاقت داده ایم آشنایان را سلامی از رفاقت داده ایم گر به ظاهر در پی احوال یاران نیستیم در حریم امن دل یاد عزیزان بوده ایم@
گاهی وقتا از دست دادن عزیزی خیلی هم بد نمیتونه باشه. این پایان قصه نیست.میشه اون اتفاقه بد بشه سکوی پرش زندگی. سلامتی همه ی اونایی که رفتنشون به نفعمون بود.......
بزن به سلامتی رفیقی که وقتی فهمید دوستش گشنشه و هیچی پول نداره غذا بگیره ، غذاشو داد بهش و گفت : بخور واسه تو آوردم ، خودم روزه ام . جلوی این رفیقا و این رفاقتا باید زانو زد . . .
واقعا خـوش بحـال اونایی که انـقدر تو زندگیـشون مشکل نـدیدن که شکست عشقی براشـون بزرگـترین مشکل محسوب میشه
دلامون بزرگه تنگش نكنيم زندگي آسونه سختش نكنيم رفاقت قشنگه رنگش نكنيم ...
دلا یاران سه قسمند گر بدانی"زبانی و جانی و نانی"به نانی نان بده از در برانش"یار زبانی را نگه دار"به جانی جان بده تا میتوانی.
دیرو از پسره پرسیدم چن سالته؟ گفت : « چن میخوره»؟؟؟ خدایا من تحمل اینجوریشا ندارم دیگه؟؟!! من برم یه گوشه ای دق کنم....
خوشبحال اونایی که اینقد توی دنیای واقعی سرشون شلوغ هست که وقت نمیکنن بیان توی دنیای مجازیه لعنتی..
گاه سكوت يك دوست معجزه ميكنه،تو مي آموزي كه هميشه بودن در فرياد نيست.
قصه دوست داشتن من... حکایت مرد کوری بود که هر روز به ماهی مرده توی تنگ غذا میداد...!!! :(
سلامتی اون لحظه ای ک حالت خ خرابه نمیدونی چیکار کنی...دلتم نمیخواد کسی رو ناراحت کنی بغض میکنی و تودلت میگی هی دل من طاقت بیار صبور باش....
بزرگی پرسید:یک دوست می خواهی یا یک دنیا؟گفتم:هیچکدام ...چون یک دوست دارم که اندازه یک دنیاست
یک دقیقه سکوت... . . . . . . . به احترام تمام آرزوهایی که برآورده نشد...!!!
جــمع مذكر ســـالم . . . . . . . .اصـن مگه هست؟؟؟
خوشحالی یعنی... گوشیم زنگ بخوره و ببینم که شماره اونی که دوسش دارمه
یه روزی دست این کلاغه که آخر قصه ها به خونش نرسید رو میگیرم می برم در خونشون . مادرش که اومد دم در میگم : بیا این توله سگت رو جم کن از خیابونا با این بچه داریت
ما دل خود را به زندان رفاقت داده ایم آشنایان را سلامی از رفاقت داده ایم گر به ظاهر در پی احوال یاران نیستیم در حریم امن دل یاد عزیزان بوده ایم@
گاهی وقتا از دست دادن عزیزی خیلی هم بد نمیتونه باشه. این پایان قصه نیست.میشه اون اتفاقه بد بشه سکوی پرش زندگی. سلامتی همه ی اونایی که رفتنشون به نفعمون بود.......
بزن به سلامتی رفیقی که وقتی فهمید دوستش گشنشه و هیچی پول نداره غذا بگیره ، غذاشو داد بهش و گفت : بخور واسه تو آوردم ، خودم روزه ام . جلوی این رفیقا و این رفاقتا باید زانو زد . . .
واقعا خـوش بحـال اونایی که انـقدر تو زندگیـشون مشکل نـدیدن که شکست عشقی براشـون بزرگـترین مشکل محسوب میشه
دلامون بزرگه تنگش نكنيم زندگي آسونه سختش نكنيم رفاقت قشنگه رنگش نكنيم ...
دلا یاران سه قسمند گر بدانی"زبانی و جانی و نانی"به نانی نان بده از در برانش"یار زبانی را نگه دار"به جانی جان بده تا میتوانی.
دیرو از پسره پرسیدم چن سالته؟ گفت : « چن میخوره»؟؟؟ خدایا من تحمل اینجوریشا ندارم دیگه؟؟!! من برم یه گوشه ای دق کنم....
خوشبحال اونایی که اینقد توی دنیای واقعی سرشون شلوغ هست که وقت نمیکنن بیان توی دنیای مجازیه لعنتی..
گاه سكوت يك دوست معجزه ميكنه،تو مي آموزي كه هميشه بودن در فرياد نيست.
قصه دوست داشتن من... حکایت مرد کوری بود که هر روز به ماهی مرده توی تنگ غذا میداد...!!! :(
سلامتی اون لحظه ای ک حالت خ خرابه نمیدونی چیکار کنی...دلتم نمیخواد کسی رو ناراحت کنی بغض میکنی و تودلت میگی هی دل من طاقت بیار صبور باش....
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}