{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
یه “دوستت دارم”هایی هم هست …میدونی دروغه ها … ولی قلبت واسه باورش به عقلت التماس میکنه …!
همیشه ادامه داده ام بی هدف... بی مفهوم... بی امید... کاش دنیایم بدون بعضی ها جور دیگری سپری می شد...
تاس هایت را دوباره بریز!!! این جفت((یک)) ارزش دو را ندارد!!! به هم نخواهیم رسید.
دلم خیلی تنگ شده برا اون وقتایی که دلت برام تنگ میشد....
نمی شود نوشت که این روزها چقدر عاشقانه باختم... نمی شود نوشت....!
تا که بودیم،نبودیم کسی/کشت مارا غم بی هم نفسیتاکه خفتیم همه بیدار شدن/تاکه مردیم همگی یارشدنقدر آن شیشه بدانید که هست/نه در آن لحظه که افتاد و شکست
*روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو میچکد!اگر باران بند آید از این خانه میروم*
تورا یاد میدارم "همه هنگام"، نه چون نیما که می گوید؛ "شباهنگام"...
همیشه یادمان باشد: "هرکه دراین بزم مقرب تراست جام بلا بیشترش میدهد"
تازگی ها شب ها پتومو روی سرم میکشم می خوابم تا صدای گریمو کسی نشنوه. گریه ام بخاطر دوریش نیست بخاطر اینه که بهش بگم دوست دارم و دیگه هیچوقت نبینمش
چـــه خسته ام با این خــــزان تنهـــایی... بـــهار عـــمر من چــرا نمی آیی...؟!
کــــــاش داشتــــنـــــت بــــه راحتـــــــی دوستـــــ داشتــــنـــــت بــود ...
خیلی وقت است، من عطر نمی زنم ابروهایم را بر نمی دارم... صورتم را اصلاح نمی کنم...و موهایم را مرتب نمیکنم!بگذار حداقل یک راه توجیح برای خودم بگذارم! شاید خیلی شیک تر و زیبـــاتر بـــود... از من !...
بگذار دیوانه صدایم کنند بگذار بگویند مجنون فرقی نمی کند! من تمام هویت خود را از زمانی که اسم مرا دیگر صدا نزدی از یاد برده ام
هنوز معتقدم خواب رفته پاهامان ، وگرنه فاصله اي نيست بين من تا تو ...
از تمام دار دنیا یک چیز دارم...!!! دوستت.......
یه “دوستت دارم”هایی هم هست …میدونی دروغه ها … ولی قلبت واسه باورش به عقلت التماس میکنه …!
همیشه ادامه داده ام بی هدف... بی مفهوم... بی امید... کاش دنیایم بدون بعضی ها جور دیگری سپری می شد...
تاس هایت را دوباره بریز!!! این جفت((یک)) ارزش دو را ندارد!!! به هم نخواهیم رسید.
دلم خیلی تنگ شده برا اون وقتایی که دلت برام تنگ میشد....
نمی شود نوشت که این روزها چقدر عاشقانه باختم... نمی شود نوشت....!
تا که بودیم،نبودیم کسی/کشت مارا غم بی هم نفسیتاکه خفتیم همه بیدار شدن/تاکه مردیم همگی یارشدنقدر آن شیشه بدانید که هست/نه در آن لحظه که افتاد و شکست
*روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو میچکد!اگر باران بند آید از این خانه میروم*
تورا یاد میدارم "همه هنگام"، نه چون نیما که می گوید؛ "شباهنگام"...
همیشه یادمان باشد: "هرکه دراین بزم مقرب تراست جام بلا بیشترش میدهد"
تازگی ها شب ها پتومو روی سرم میکشم می خوابم تا صدای گریمو کسی نشنوه. گریه ام بخاطر دوریش نیست بخاطر اینه که بهش بگم دوست دارم و دیگه هیچوقت نبینمش
چـــه خسته ام با این خــــزان تنهـــایی... بـــهار عـــمر من چــرا نمی آیی...؟!
کــــــاش داشتــــنـــــت بــــه راحتـــــــی دوستـــــ داشتــــنـــــت بــود ...
خیلی وقت است، من عطر نمی زنم ابروهایم را بر نمی دارم... صورتم را اصلاح نمی کنم...و موهایم را مرتب نمیکنم!بگذار حداقل یک راه توجیح برای خودم بگذارم! شاید خیلی شیک تر و زیبـــاتر بـــود... از من !...
بگذار دیوانه صدایم کنند بگذار بگویند مجنون فرقی نمی کند! من تمام هویت خود را از زمانی که اسم مرا دیگر صدا نزدی از یاد برده ام
هنوز معتقدم خواب رفته پاهامان ، وگرنه فاصله اي نيست بين من تا تو ...
از تمام دار دنیا یک چیز دارم...!!! دوستت.......
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}