{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
یارو همش لباس مشکی می پوشیده دوستاش بهش میگن چرا همش مشکی می پوشی؟ میگه : آخه من ختم روزگارم!!!
عیدی چو غدیر این قدر معظم نیست حبلی چو ولایتش چنین محکم نیست بر رشته ی محکم ولایت صلوات بیچاره بود هر آن که مستعصم نیست عید سعید غدیر خم مبارک باد...
زن: این یکدست قاشق و چنگالی که عمه ات به ما کادوی عروسی داده، حتما ازجنس نقره نیست. مرد: مگه تو نقره شناسی؟ زن: نقرهشناس نیستم، ولی عمه ات رو خوب میشناسم.
پسرک دوان دوان به خانه آمد و به مادرش گفت: مامان پنجاه تومن بهم بده تا به یه مرد فقیر بدم. مادر پنجاه تومان به پسرک داد و پرسید: حالا اون مرد فقیر کجاست؟ پسرک گفت: سرکوچه است. داره بستنی میفروشه.
چقدر آن شاعر خوش ذوق زیبا گفت: به جای برو ای گدای مسکین در خانه علی زن.........باید گفت: مرو ای گدای مسکین در خانه علی زن که علی زند شبانه در خانه گدا را
شخصی زورگو در خیابان سیلی محکمی به بینوایی زد. بینوا گفت : شوخی بود یا جدی؟ زورگو گفت : جدی بود. بینوا گفت : خدا را شکر که جدی زدی ، چون من اصلا با کسی شوخی ندارم!!!!
دو اسکلت با هم شوخی می کردند ؛ اسکلت اولی ، دومی را قلقلک می داد و می گفت: دیگه قلقلکم نده ، گوشت بدنم آب می شه!!
حقا که غدیر بهر ما نوروز است میزان عدالت است و ظالم سوز است جمهوری اسلامی ما با صلوات از یمن ولایت علی پیروز است
مرغه اکس میزنه به جای قدقد میگه قدس قدس ...
عید غدیر آمد و دل ها اسیر شد مست از ولای حیدر و عشق امیر شد ای دل بگیر ذکر علی را شبانه روز از ذکر دلربای تو آقا که سیر شد؟ علی یارت بزن لایکا
دو نفر تنبل بانک میزنند اولی به اون یکی میگه: خب بیا بشمریم. دومی میگه: حوصله داری فردا رادیو میگه.
یه روز غضنفر میفته دنبال دختره با سنگ میزنه توو سرش . بهش میگه خوب مختو زدم ها !!!
یه روز از یك گربه چینی میپرسن اسمت چیه میگه میونگ
خداراسپاس مارا از پیوستگان به ولایت مولاقرارداد. عید راه یافتگان مبارک
طرف دیسك كمر داشته، بچش با كیفیت به دنیا میاد!
یارو بچش نمیخوابیده، بهش ژل میزنه !
یارو همش لباس مشکی می پوشیده دوستاش بهش میگن چرا همش مشکی می پوشی؟ میگه : آخه من ختم روزگارم!!!
عیدی چو غدیر این قدر معظم نیست حبلی چو ولایتش چنین محکم نیست بر رشته ی محکم ولایت صلوات بیچاره بود هر آن که مستعصم نیست عید سعید غدیر خم مبارک باد...
زن: این یکدست قاشق و چنگالی که عمه ات به ما کادوی عروسی داده، حتما ازجنس نقره نیست. مرد: مگه تو نقره شناسی؟ زن: نقرهشناس نیستم، ولی عمه ات رو خوب میشناسم.
پسرک دوان دوان به خانه آمد و به مادرش گفت: مامان پنجاه تومن بهم بده تا به یه مرد فقیر بدم. مادر پنجاه تومان به پسرک داد و پرسید: حالا اون مرد فقیر کجاست؟ پسرک گفت: سرکوچه است. داره بستنی میفروشه.
چقدر آن شاعر خوش ذوق زیبا گفت: به جای برو ای گدای مسکین در خانه علی زن.........باید گفت: مرو ای گدای مسکین در خانه علی زن که علی زند شبانه در خانه گدا را
شخصی زورگو در خیابان سیلی محکمی به بینوایی زد. بینوا گفت : شوخی بود یا جدی؟ زورگو گفت : جدی بود. بینوا گفت : خدا را شکر که جدی زدی ، چون من اصلا با کسی شوخی ندارم!!!!
دو اسکلت با هم شوخی می کردند ؛ اسکلت اولی ، دومی را قلقلک می داد و می گفت: دیگه قلقلکم نده ، گوشت بدنم آب می شه!!
حقا که غدیر بهر ما نوروز است میزان عدالت است و ظالم سوز است جمهوری اسلامی ما با صلوات از یمن ولایت علی پیروز است
مرغه اکس میزنه به جای قدقد میگه قدس قدس ...
عید غدیر آمد و دل ها اسیر شد مست از ولای حیدر و عشق امیر شد ای دل بگیر ذکر علی را شبانه روز از ذکر دلربای تو آقا که سیر شد؟ علی یارت بزن لایکا
دو نفر تنبل بانک میزنند اولی به اون یکی میگه: خب بیا بشمریم. دومی میگه: حوصله داری فردا رادیو میگه.
یه روز غضنفر میفته دنبال دختره با سنگ میزنه توو سرش . بهش میگه خوب مختو زدم ها !!!
یه روز از یك گربه چینی میپرسن اسمت چیه میگه میونگ
خداراسپاس مارا از پیوستگان به ولایت مولاقرارداد. عید راه یافتگان مبارک
طرف دیسك كمر داشته، بچش با كیفیت به دنیا میاد!
یارو بچش نمیخوابیده، بهش ژل میزنه !
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}