{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم تا ساحل چشمان توتکثیر شدیم گفتند غروب جمعه خواهى آمد آنقدر نیامدى که ما پیر شدی اللهم عجل لولیک الفرج
کبوتراولی:بق بق بقو گبوتر دومی:بق بق بقو؟؟؟؟؟؟؟ کبوتر اولی: پ ن پ قوقولی قوقو. قدر تفکر این کبوترا مننو کشته خخخخخخخخخخخخخخخخخ
در سرى نیست که سوداى سرکوى تو نیست / دل سودا زده را جز هوس روى تو نیست سینه غمزدهاى نیست که بىروى و ریا / هدف تیر کمانخانه ابروى تو نیست
چه خوش است من بمیرم به ره ولای مهدی / سروجان بها ندارد که کنم فدای مهدی همه نقد ِ هستی خود ، بدهم به صاحب جان / که یکی دقیقه بینم رخ دلگشای مهدی . . .
رایحه ای ببویمت، نرگس خوب روی من / بگذار تا بجویمت ، ای همه جستجوی من راز دلم بگویمت ، ای همه گفتگوی من /خون جگر ، خبر کند قصه مو به موی من . .
چشمههای نور را ازدیده جاری میکنیم / تا بیائی جمعهها را بیقراری میکنیم در شقایقزارها با اشک سرداران عشق / ردّ پای خستهات را مشکباری میکنیم . . .
رفتم اداره پست با یک جعبه بزرگ گذاشتم رو ترازو کارمنده اومده میگه میخوای پست کنی ؟ منم گفتم پ ن پ میخوام ببینم اگر اضافه وزن داره شبا بهش شام ندم!!!!@#$%^& هیچی دیگه از اداره پست انداختنمم بیرون.
خواهی که در پناه کرامات سرمدی / ایمن شوی زفتنه و ایمن زهر بدی لبریز کن زعطر گلِ نور سینه را / با ذکر سبز یک صلوات محمدی . . .
خال زیبای جمال دلربایت را بنازم / بوی عطر جانفزای خاک پایت را بنازم گرچه سرو ناز نازد بر قدو بالای نازش / سرو نازم ناز کم کن نازهایت را بنازم . .
ای پری رو زچه رو روی نشانم ندهی / مویی از طره گیسوی نشانم ندهی دلم از هجر رخت سوخت خدا را زچه رو / جلوه ای زان رخ دلجوی نشانم ندهی
کی شود بینم رخ ماه دل آرای ترا تا کشم بر دیدگان خاک کف پای تر سر به بالین با امید دیدن رویت نهم تا مگر در خواب بینم روی زیبا ترا . . .
رفتم مطب دکتر با شال به دور دهن و گردنم.منشی بهم گفت:مریضی؟!!! پــــَ نه پـــــَ من عضو گروه لاک پشت های نینجام!اومدم ببینم اینحجا خطری شما رو تهدید نمی کنه!
ای آفتاب هستی ای شور عشق ومستی / بازآ بخوان کلامی زان معجز الهی ای دیده ها به راهت ای قائم هدایت / تا کی کنم حکایت شرح غم جدائی
تزف میره تو مغاره برقیه میگه اقا یه سه راه بدین؟!؟! یارو صاحب مغاره میگه سه راه برق؟ طرف میگه پ ن پ سه راه حکیم نظامی سه راه ملک شهر
بود محرابم ابروی تو ای دوست / نمازم جانب کوی تو ای دوست اگر حبل المتین فرموده قرآن / نباشد غیر گیسوی تو ای دوست . . .
خدایا مردم از هجران مهدی / ندیدم چهره تابان مهدی چنانم کن که بنمایی حسابم / مرا در زمره یاران مهدی . .
از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم تا ساحل چشمان توتکثیر شدیم گفتند غروب جمعه خواهى آمد آنقدر نیامدى که ما پیر شدی اللهم عجل لولیک الفرج
کبوتراولی:بق بق بقو گبوتر دومی:بق بق بقو؟؟؟؟؟؟؟ کبوتر اولی: پ ن پ قوقولی قوقو. قدر تفکر این کبوترا مننو کشته خخخخخخخخخخخخخخخخخ
در سرى نیست که سوداى سرکوى تو نیست / دل سودا زده را جز هوس روى تو نیست سینه غمزدهاى نیست که بىروى و ریا / هدف تیر کمانخانه ابروى تو نیست
چه خوش است من بمیرم به ره ولای مهدی / سروجان بها ندارد که کنم فدای مهدی همه نقد ِ هستی خود ، بدهم به صاحب جان / که یکی دقیقه بینم رخ دلگشای مهدی . . .
رایحه ای ببویمت، نرگس خوب روی من / بگذار تا بجویمت ، ای همه جستجوی من راز دلم بگویمت ، ای همه گفتگوی من /خون جگر ، خبر کند قصه مو به موی من . .
چشمههای نور را ازدیده جاری میکنیم / تا بیائی جمعهها را بیقراری میکنیم در شقایقزارها با اشک سرداران عشق / ردّ پای خستهات را مشکباری میکنیم . . .
رفتم اداره پست با یک جعبه بزرگ گذاشتم رو ترازو کارمنده اومده میگه میخوای پست کنی ؟ منم گفتم پ ن پ میخوام ببینم اگر اضافه وزن داره شبا بهش شام ندم!!!!@#$%^& هیچی دیگه از اداره پست انداختنمم بیرون.
خواهی که در پناه کرامات سرمدی / ایمن شوی زفتنه و ایمن زهر بدی لبریز کن زعطر گلِ نور سینه را / با ذکر سبز یک صلوات محمدی . . .
خال زیبای جمال دلربایت را بنازم / بوی عطر جانفزای خاک پایت را بنازم گرچه سرو ناز نازد بر قدو بالای نازش / سرو نازم ناز کم کن نازهایت را بنازم . .
ای پری رو زچه رو روی نشانم ندهی / مویی از طره گیسوی نشانم ندهی دلم از هجر رخت سوخت خدا را زچه رو / جلوه ای زان رخ دلجوی نشانم ندهی
کی شود بینم رخ ماه دل آرای ترا تا کشم بر دیدگان خاک کف پای تر سر به بالین با امید دیدن رویت نهم تا مگر در خواب بینم روی زیبا ترا . . .
رفتم مطب دکتر با شال به دور دهن و گردنم.منشی بهم گفت:مریضی؟!!! پــــَ نه پـــــَ من عضو گروه لاک پشت های نینجام!اومدم ببینم اینحجا خطری شما رو تهدید نمی کنه!
ای آفتاب هستی ای شور عشق ومستی / بازآ بخوان کلامی زان معجز الهی ای دیده ها به راهت ای قائم هدایت / تا کی کنم حکایت شرح غم جدائی
تزف میره تو مغاره برقیه میگه اقا یه سه راه بدین؟!؟! یارو صاحب مغاره میگه سه راه برق؟ طرف میگه پ ن پ سه راه حکیم نظامی سه راه ملک شهر
بود محرابم ابروی تو ای دوست / نمازم جانب کوی تو ای دوست اگر حبل المتین فرموده قرآن / نباشد غیر گیسوی تو ای دوست . . .
خدایا مردم از هجران مهدی / ندیدم چهره تابان مهدی چنانم کن که بنمایی حسابم / مرا در زمره یاران مهدی . .
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}