{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
یارو ساعت 6 صبح جمعه زنگ آیفون خونمون زد . من : بله؟ یارو : این کیا اسپورتیج که جلوی پارکینگ پارک کرده مال شماست؟ من : نه یارو : دلت بسوزه . مال ماست. من : 0ا0
دوستم رتبه كنكورش رو آورده ميگه چندشدم؟؟؟؟؟!!!!!منم گفتم ازسمت راست سه رقم به سه رقم جدا كن اونوقت متوجه رتبه نجوميت ميشي عزيزم!
ﺳﺮﮐﻼﺱ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ : ﭼﻘﺪﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ ؟؟؟ ﮔﻔﺘﻢ : ﺩﺭ ﺣﺪ یکی ﺩﻭ ﺟﻤﻠﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺑﯿﻨﻨﺪﻩ ﻫﺎ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﻨﯿﻢ ... ﺑﯿﺮﻭﻧﻢ ﮐﺮﺩ ... ﺧﻮﺏ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻣﯿﮕﻔﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻭﺍﺳﺖ ﻭﻗﺖ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ ..
یادش بخیر پارسال کلاس ششم امتحانان. علوم داشتم هیچی نخونده بودم دیدم برگمو سفید بدم خیلی زایه ست بعد خاطرات بچگیمو که مامانم تعریف میکرد نوشتم بهم داد 17 ارزش اون خاطرات بیشتر از این بودا
آقا رفتیم مهمونی برگشتنا ماشین نداشتیم میزبان مارو رسوند خونمون از ماشین پیاده شدیم آبجیم برداشته میگه ببخشید که اومدیم خونتون تازه دانشجویه ارشدم هست.
ﭼﻨﺪﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺮﻍ ﭘﺎﮎ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﻏﻪ ﭼﺮﺑﯽ ﺩﺍﺭﻩ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﺮﻏﺎﯼ ﻣﺎﺩﻩ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯾﻦ !!!!! ﺁﺧﻪ ﻣﮕﻪ ﻣﺮﻍ ﻧﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﯾﻢ ! ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﺩﯾﻬﺎ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻧﮕﯿﺮ
دیروز بابام خیلی رسمی به من گفت بیا پیشم بشین نصیحتت کنم. رفتم پیشش . . . . منو گرفت یه 20 دقیقه خوب زد گفت از من به تو نصیحت دیگه سراغ کولر نرو...
دیروز خالم اینا اومدن خونمون خالم گفت سلام منم هول شدم گفتم خوبم مرسی O_o تازه بعدشم بابام به جرم اینکه فرشا همه گاز زده شده گفت تا یک سال دیگه بهم پول تو جیبی نمیده :(((((((((
پسرخالم 4 سالشه رو فرش خونمون خرابکاری کرده بود مامانشم داشت تو جمع دعواش ميکرد. اونم با همون لحن بچه گونش گفت خوب چیکار کنم....سوراخه میریزه ديگه! يني همه پاره شدن از خنده :)))
دیشب داشتیم با بابام و شوهرخالم در مورد استخری که رفتیم صحبت می کردیم و میخندیدیم. مامانم هم که دست و پا شکسته یه چیزایی متوجه شده بود اومده میگه من هم بودم؟ اصن یه وضعی!!!!
اهل دلی تعریف میکرد: توچت روم یارو قبل از اینکه سلام کنه شماره داده آخر سرم گفته میشه الان اس بدی شمارت بیوفته من شماره ناشناس جواب نمیدم.... خدایا خودت هدایت کن !
شارژ ایرانســــــل میگیرم باهاتـــــون تو بـــــارون قدم میــــزنم!!!
شما سر شهرام شبپره رو بگیرمحکم نذار تکون بخوره اگه تونست حرف بزنه !
بچه نیم وجبیه همسایمون سر سفره مرغ دیده ؛میگه سیمرغی که تو قصه ها شنیدم اینه؟طفلی گناه نداره که از وقتی خودشو شناخته مرغم گرون شده نتونسته بخوره... نتیجه: مرغ هم پر کشید و ب تاریخ پیوست
بچه که بودم وقتی مامانم تو خونه حشره کش میزد من زود پنجره رو باز میکردم تا مگسا از این طرف فرار کنن ! یه همچین کودک رقیق القلبی بودم …
جمله زیر رو سه بار تکرار کن ببین چه سوتی با نمکی میدی: دوغ گاز دار گاز دوغ دار
یارو ساعت 6 صبح جمعه زنگ آیفون خونمون زد . من : بله؟ یارو : این کیا اسپورتیج که جلوی پارکینگ پارک کرده مال شماست؟ من : نه یارو : دلت بسوزه . مال ماست. من : 0ا0
دوستم رتبه كنكورش رو آورده ميگه چندشدم؟؟؟؟؟!!!!!منم گفتم ازسمت راست سه رقم به سه رقم جدا كن اونوقت متوجه رتبه نجوميت ميشي عزيزم!
ﺳﺮﮐﻼﺱ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ : ﭼﻘﺪﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ ؟؟؟ ﮔﻔﺘﻢ : ﺩﺭ ﺣﺪ یکی ﺩﻭ ﺟﻤﻠﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺑﯿﻨﻨﺪﻩ ﻫﺎ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﻨﯿﻢ ... ﺑﯿﺮﻭﻧﻢ ﮐﺮﺩ ... ﺧﻮﺏ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻣﯿﮕﻔﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻭﺍﺳﺖ ﻭﻗﺖ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ ..
یادش بخیر پارسال کلاس ششم امتحانان. علوم داشتم هیچی نخونده بودم دیدم برگمو سفید بدم خیلی زایه ست بعد خاطرات بچگیمو که مامانم تعریف میکرد نوشتم بهم داد 17 ارزش اون خاطرات بیشتر از این بودا
آقا رفتیم مهمونی برگشتنا ماشین نداشتیم میزبان مارو رسوند خونمون از ماشین پیاده شدیم آبجیم برداشته میگه ببخشید که اومدیم خونتون تازه دانشجویه ارشدم هست.
ﭼﻨﺪﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺮﻍ ﭘﺎﮎ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﻏﻪ ﭼﺮﺑﯽ ﺩﺍﺭﻩ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﺮﻏﺎﯼ ﻣﺎﺩﻩ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯾﻦ !!!!! ﺁﺧﻪ ﻣﮕﻪ ﻣﺮﻍ ﻧﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﯾﻢ ! ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﺩﯾﻬﺎ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻧﮕﯿﺮ
دیروز بابام خیلی رسمی به من گفت بیا پیشم بشین نصیحتت کنم. رفتم پیشش . . . . منو گرفت یه 20 دقیقه خوب زد گفت از من به تو نصیحت دیگه سراغ کولر نرو...
دیروز خالم اینا اومدن خونمون خالم گفت سلام منم هول شدم گفتم خوبم مرسی O_o تازه بعدشم بابام به جرم اینکه فرشا همه گاز زده شده گفت تا یک سال دیگه بهم پول تو جیبی نمیده :(((((((((
پسرخالم 4 سالشه رو فرش خونمون خرابکاری کرده بود مامانشم داشت تو جمع دعواش ميکرد. اونم با همون لحن بچه گونش گفت خوب چیکار کنم....سوراخه میریزه ديگه! يني همه پاره شدن از خنده :)))
دیشب داشتیم با بابام و شوهرخالم در مورد استخری که رفتیم صحبت می کردیم و میخندیدیم. مامانم هم که دست و پا شکسته یه چیزایی متوجه شده بود اومده میگه من هم بودم؟ اصن یه وضعی!!!!
اهل دلی تعریف میکرد: توچت روم یارو قبل از اینکه سلام کنه شماره داده آخر سرم گفته میشه الان اس بدی شمارت بیوفته من شماره ناشناس جواب نمیدم.... خدایا خودت هدایت کن !
شارژ ایرانســــــل میگیرم باهاتـــــون تو بـــــارون قدم میــــزنم!!!
شما سر شهرام شبپره رو بگیرمحکم نذار تکون بخوره اگه تونست حرف بزنه !
بچه نیم وجبیه همسایمون سر سفره مرغ دیده ؛میگه سیمرغی که تو قصه ها شنیدم اینه؟طفلی گناه نداره که از وقتی خودشو شناخته مرغم گرون شده نتونسته بخوره... نتیجه: مرغ هم پر کشید و ب تاریخ پیوست
بچه که بودم وقتی مامانم تو خونه حشره کش میزد من زود پنجره رو باز میکردم تا مگسا از این طرف فرار کنن ! یه همچین کودک رقیق القلبی بودم …
جمله زیر رو سه بار تکرار کن ببین چه سوتی با نمکی میدی: دوغ گاز دار گاز دوغ دار
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}