بارگذاری . . . کمتر از چند ثانیه

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

بچه بودم مامانم روز اول منو برد مهد کودک؛مربیا جلو اونا بازی گرگم و گله میبرم رو اجرا کردن ؛من شدم سردسته گله؛مربی هم شد گرگ؛ مربی:گرگم و گله می برم...من با صدای بلند و رسا:تو غلط میکنی گله منو ببری !

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

ببین ژیگول به حد ارواح جدم نیستی هــه درسته یه لشگرم ولی یه نفرم پرپر میشی دم پرشم بپر بپر کنم وقتی تاتی تاتی میکردی هـــه فهمیدید من چقدر آدم شاخیم الان یا بازم بگم ؟ هـــه :|

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

يه بار رفته بودم عروسي... اومدم زبون بريزم و تعارف كنم و از اين حرفا..كه خواهر داماد و ديدم داشتم باهاش سلام عليك ميكردم كه گفتم: سلام خوب هستين.خوش اومدين!!!!!!!!!!!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

يکي از بچه ها لپ تاپش رو آورد پيش من ، وصلش کردم به مودمم که فايل دانلود کنم\ ميگه دانلود نکن حجمم کم ميشه ! :| يعني تا اين حد :)

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

دوستم پفک بهم تعارف کرد دوتا برداشتم گفت خب دیگه بسته .برگشت دستش خورد به درخت نصفش ریخت تو جوب!( کلید اسرار ) ... :)))

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

به داداش 5 سالم میگم بیا چن تا شنا برو تا قوی بشی میگه آخه چطوری اینجا شنا برم حداقل یه تشت آب بذار تو حیاط تا توش شنا برم من :-|

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

یادمه دوره دبیرستان به معلما میگفتیم آقا نمره ی نوزده و نیم رو بیست میدی؟اونام میگفتن آره ولی آخر سر که کارنامه رو میگرفتیم همه نمره ها زیر پنج بود حتی بعضی نمره ها منفی بودن یه چیزیم بدهکار میشدیم!!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

دوران اول دبیرستان اوج رذالت ما بود هر روز کلاسو تعطیل میگردیم و رو تخته سیاه کلی فحش مینوشتیم تا کسی سر کلاس نمونه میخام بگم با چ مشقت و سختی هایی درس خوندیم والا؛؛؛

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

دوستم شیش واحد تابستون درس گرفت.کلاساشو رفت.موقع امتحان گفت حوصله ندارم بیام،شیس واحد حذف کرد. من:’( رییس دانشگاه =-O دوستم;-) انجمن حمایت از حیوانات وحشی:-* والاه...

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

مدرسه كه بوديم ناظم مدرسه ميگفت :بعضي از دانش اموزان دعا ميكنند معلمشون بميره تا چند روز كلاس نيان ميگفت:خوب دعا كنييد پدرتون بميره اصلا مدرسه نياين

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

يه دوست داشتم اسمش شاهين بود.يه بار معلم ازش پرسيد:ميدوني شاهين يعني چي؟ اونم گفت:آره يعني عقاب!! من:-)) بقيه:!:-) معلم:=-|

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

مامانم بهم گفت مارو ببر تو شهر میخایم لباس بخریم داداش پنج سالم با دادو فریاد اومد گفت که منم میخام بیام گفتم تو چی میخای؟ گفت هم لباس میخام هم شلوار منو میگی پکیدم از خنده: )

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

داییم اومده بود خونمون بعد بابامو کشید کنار ک باهاش خصوصی حرف بزنه چند لحظه بعد مامانمم رفت پیششون یه دقیقه بعد منم بهشون اضافه شدم بعدش خواهر و برادرامم اومدن داییم=-0 ما :-)

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

مردم از بیکاری هرجا میرم واسه استخدام میگه باید کارت پایان خدمت داشته باشی حالا میخوام برم سربازی میترسم اونا هم بدون کارت پایان خدمت استخدام نکنن

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

يکی از سرگرمیهای من دادن آدامس اُکالیپتوس اُربیت به بچه های زیر پنج سال و دیدن عکس العملشون بعد از پنج ثانیه س!!!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

آخر یه روز یه مزرعه میخرم توش شورت میکارم صنف شورت گیاهی فروشای مترو رو میگیرم دستم :| حالا میبینین

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

بچه بودم مامانم روز اول منو برد مهد کودک؛مربیا جلو اونا بازی گرگم و گله میبرم رو اجرا کردن ؛من شدم سردسته گله؛مربی هم شد گرگ؛ مربی:گرگم و گله می برم...من با صدای بلند و رسا:تو غلط میکنی گله منو ببری !

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

ببین ژیگول به حد ارواح جدم نیستی هــه درسته یه لشگرم ولی یه نفرم پرپر میشی دم پرشم بپر بپر کنم وقتی تاتی تاتی میکردی هـــه فهمیدید من چقدر آدم شاخیم الان یا بازم بگم ؟ هـــه :|

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

يه بار رفته بودم عروسي... اومدم زبون بريزم و تعارف كنم و از اين حرفا..كه خواهر داماد و ديدم داشتم باهاش سلام عليك ميكردم كه گفتم: سلام خوب هستين.خوش اومدين!!!!!!!!!!!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

يکي از بچه ها لپ تاپش رو آورد پيش من ، وصلش کردم به مودمم که فايل دانلود کنم\ ميگه دانلود نکن حجمم کم ميشه ! :| يعني تا اين حد :)

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

دوستم پفک بهم تعارف کرد دوتا برداشتم گفت خب دیگه بسته .برگشت دستش خورد به درخت نصفش ریخت تو جوب!( کلید اسرار ) ... :)))

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

به داداش 5 سالم میگم بیا چن تا شنا برو تا قوی بشی میگه آخه چطوری اینجا شنا برم حداقل یه تشت آب بذار تو حیاط تا توش شنا برم من :-|

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

یادمه دوره دبیرستان به معلما میگفتیم آقا نمره ی نوزده و نیم رو بیست میدی؟اونام میگفتن آره ولی آخر سر که کارنامه رو میگرفتیم همه نمره ها زیر پنج بود حتی بعضی نمره ها منفی بودن یه چیزیم بدهکار میشدیم!!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

دوران اول دبیرستان اوج رذالت ما بود هر روز کلاسو تعطیل میگردیم و رو تخته سیاه کلی فحش مینوشتیم تا کسی سر کلاس نمونه میخام بگم با چ مشقت و سختی هایی درس خوندیم والا؛؛؛

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

دوستم شیش واحد تابستون درس گرفت.کلاساشو رفت.موقع امتحان گفت حوصله ندارم بیام،شیس واحد حذف کرد. من:’( رییس دانشگاه =-O دوستم;-) انجمن حمایت از حیوانات وحشی:-* والاه...

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

مدرسه كه بوديم ناظم مدرسه ميگفت :بعضي از دانش اموزان دعا ميكنند معلمشون بميره تا چند روز كلاس نيان ميگفت:خوب دعا كنييد پدرتون بميره اصلا مدرسه نياين

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

يه دوست داشتم اسمش شاهين بود.يه بار معلم ازش پرسيد:ميدوني شاهين يعني چي؟ اونم گفت:آره يعني عقاب!! من:-)) بقيه:!:-) معلم:=-|

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

مامانم بهم گفت مارو ببر تو شهر میخایم لباس بخریم داداش پنج سالم با دادو فریاد اومد گفت که منم میخام بیام گفتم تو چی میخای؟ گفت هم لباس میخام هم شلوار منو میگی پکیدم از خنده: )

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

داییم اومده بود خونمون بعد بابامو کشید کنار ک باهاش خصوصی حرف بزنه چند لحظه بعد مامانمم رفت پیششون یه دقیقه بعد منم بهشون اضافه شدم بعدش خواهر و برادرامم اومدن داییم=-0 ما :-)

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

مردم از بیکاری هرجا میرم واسه استخدام میگه باید کارت پایان خدمت داشته باشی حالا میخوام برم سربازی میترسم اونا هم بدون کارت پایان خدمت استخدام نکنن

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

يکی از سرگرمیهای من دادن آدامس اُکالیپتوس اُربیت به بچه های زیر پنج سال و دیدن عکس العملشون بعد از پنج ثانیه س!!!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

آخر یه روز یه مزرعه میخرم توش شورت میکارم صنف شورت گیاهی فروشای مترو رو میگیرم دستم :| حالا میبینین