بارگذاری . . . کمتر از چند ثانیه

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

زن و شوهر مثل تاير يك وسيله هستند يكى كه پنچر بشه اون يكى حركت نميكنه نتيجه اخلاقى:هميشه لاستيك زاپاس داشته باشيم

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

یکی از معجزات رانندگی دخترا اینه که . . . . . . . کافر هم تو ماشینشون یاده خدا میفته ....

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

بچه که بودم یه جوجه رنگي خریدم .شب شد ديدم خيلي تنهاست ،حس مادرانه مرغ بهم دست داد جوجه رو آوردم پيش خودم بخوابه وقتي صبح بلند شدم ديدم جوجه له شده ..... حیوووووونی دلم انقد سوخت براش

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

یادش بخیر ی تلویزیون 14اینچ سیا سفید داشتیم همه دکمه هاشم کنده شده بود میخ داغ کردیم گذاشتیم جاش بالاشم یه دکمه گردون بود شبکه هارو عوض میکرد وجدانن سگش می ارزید به تلویزیون سه بعدی های امروزی مگه نه؟

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

من وقتی بچه بودم می خواستم بستنی بخورم اول کاکائو روشو می خوردم بعد بستنیشو لیس می زدم شما هم اینجوری بودین

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

تا حالا دقت کردید وقتی میرید خونه یه تازه عروس برای شام یا ناهار و بعداز صرف شام اسرار دارید که ظرف بشورید .میزنید ظرفش رو میشکونید ؟ چه حکمتیه که اینجوری میشه ؟ من که خودم همین طوری ام .

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

یادش بخیر بچه بودم رفته بودیم بارک یه دفه یه نفر شکل داییمو دیدم فک کردم خودشه. رفتم در گوشش جیغ بنفش کشیدم . فک کنم طرف سکته کرد. بعد تازه فهمیدم داییم نیست.اومدم فرار کنم خوردم زمین شلوارم جر خورد .

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

كيا يادشونه موقعي كه تازه مدرسه ميرفتيم اول مهر كه ميشد از اين ليواناي خوشكل ميخريديم بعد تو زنگ تفريح هي زوركي باهاش آب ميخورديم؟ آبو مي جوييديم و قورت ميداديم! هر كي يادشه لايك كنه.

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

خااااک بر سر من . . . . . الان عاطفه هم خاستگار داره هم شماره احسان روووووووو

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

واااااااااای بچه ها مردم از خنده . . . شما هم بخندین بمیرین با هم باشیم تو شادیاتون جبران کنم ^_^ سروش به فکر 4جوکیا 0_o

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

يادش بخير هر حرفي از حروف الفبا رو ميخونديم، شبش بايد از تو روزنامه اون حرف رو پيدا ميكرديم و با قيچي مي بريديم و توي دفتر مشق مي چسبونديم..

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

يبار جوگيرشدم يه پيرمردكور و بزور از خيابون رد كردم،ديدم يچيزاي ميگفتا....شلوغ كه بود زياد توجه نكردم!!!! اونور خيابون با عصاميزنم ميگه:احمق اونطرف خيابون پسرم منتظرم بود:-)

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

يه دوست المانى داشتم اومده بود ايران، نصفه شب قلبش درد گرفت برديمش بيمارستان ، پرستاره ميگه : سكته كرده ؟؟ گفتم : نه ، ديديم خوابه ! يواشكي اورديمش ختنه اش كنيم !!!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

کیا یادشونه میرفتیم تو کوچه کارت بازی کارتارو با یه فاصله دور میذاشتیم بعد با دمپایی کارتارو میزدیم ‏ یادش بخیر چ تفریحات سالمی داشتیم

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

اون پسری که خوشتیپ تراز عشقه منه.... ....... °پسرمه°..... قربونش برم به مامانش رفته.. ^_^

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

یادتونه از مدرسه ک تعطیل میشدیم تا سر خیابون با دوچرخه مسابقه میدادیم هرکی میباخت باید پول کلوپو حساب میکرد؟؟؟؟

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

زن و شوهر مثل تاير يك وسيله هستند يكى كه پنچر بشه اون يكى حركت نميكنه نتيجه اخلاقى:هميشه لاستيك زاپاس داشته باشيم

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

یکی از معجزات رانندگی دخترا اینه که . . . . . . . کافر هم تو ماشینشون یاده خدا میفته ....

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

بچه که بودم یه جوجه رنگي خریدم .شب شد ديدم خيلي تنهاست ،حس مادرانه مرغ بهم دست داد جوجه رو آوردم پيش خودم بخوابه وقتي صبح بلند شدم ديدم جوجه له شده ..... حیوووووونی دلم انقد سوخت براش

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

یادش بخیر ی تلویزیون 14اینچ سیا سفید داشتیم همه دکمه هاشم کنده شده بود میخ داغ کردیم گذاشتیم جاش بالاشم یه دکمه گردون بود شبکه هارو عوض میکرد وجدانن سگش می ارزید به تلویزیون سه بعدی های امروزی مگه نه؟

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

من وقتی بچه بودم می خواستم بستنی بخورم اول کاکائو روشو می خوردم بعد بستنیشو لیس می زدم شما هم اینجوری بودین

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

تا حالا دقت کردید وقتی میرید خونه یه تازه عروس برای شام یا ناهار و بعداز صرف شام اسرار دارید که ظرف بشورید .میزنید ظرفش رو میشکونید ؟ چه حکمتیه که اینجوری میشه ؟ من که خودم همین طوری ام .

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

یادش بخیر بچه بودم رفته بودیم بارک یه دفه یه نفر شکل داییمو دیدم فک کردم خودشه. رفتم در گوشش جیغ بنفش کشیدم . فک کنم طرف سکته کرد. بعد تازه فهمیدم داییم نیست.اومدم فرار کنم خوردم زمین شلوارم جر خورد .

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

كيا يادشونه موقعي كه تازه مدرسه ميرفتيم اول مهر كه ميشد از اين ليواناي خوشكل ميخريديم بعد تو زنگ تفريح هي زوركي باهاش آب ميخورديم؟ آبو مي جوييديم و قورت ميداديم! هر كي يادشه لايك كنه.

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

خااااک بر سر من . . . . . الان عاطفه هم خاستگار داره هم شماره احسان روووووووو

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

واااااااااای بچه ها مردم از خنده . . . شما هم بخندین بمیرین با هم باشیم تو شادیاتون جبران کنم ^_^ سروش به فکر 4جوکیا 0_o

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

يادش بخير هر حرفي از حروف الفبا رو ميخونديم، شبش بايد از تو روزنامه اون حرف رو پيدا ميكرديم و با قيچي مي بريديم و توي دفتر مشق مي چسبونديم..

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

يبار جوگيرشدم يه پيرمردكور و بزور از خيابون رد كردم،ديدم يچيزاي ميگفتا....شلوغ كه بود زياد توجه نكردم!!!! اونور خيابون با عصاميزنم ميگه:احمق اونطرف خيابون پسرم منتظرم بود:-)

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

يه دوست المانى داشتم اومده بود ايران، نصفه شب قلبش درد گرفت برديمش بيمارستان ، پرستاره ميگه : سكته كرده ؟؟ گفتم : نه ، ديديم خوابه ! يواشكي اورديمش ختنه اش كنيم !!!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

کیا یادشونه میرفتیم تو کوچه کارت بازی کارتارو با یه فاصله دور میذاشتیم بعد با دمپایی کارتارو میزدیم ‏ یادش بخیر چ تفریحات سالمی داشتیم

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

اون پسری که خوشتیپ تراز عشقه منه.... ....... °پسرمه°..... قربونش برم به مامانش رفته.. ^_^

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

یادتونه از مدرسه ک تعطیل میشدیم تا سر خیابون با دوچرخه مسابقه میدادیم هرکی میباخت باید پول کلوپو حساب میکرد؟؟؟؟