{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
یکی از روش های آزار و اذیت ما در اون زمان این بود که یه سوزن لای انگشتمون جاساز میکردیم سعی میکردیم در نهایت ادب با دیگران دست بدیم !
چه قدر حال میده که نصفه شب زنگ بزنی به دوستت فوت کنی بعد از نیم ساعت دوباره بهش زنگ بزنیو جیغ بزنی اگه تا حالا از این کارا نکردین بکنید خیلی حال میده هی هی هی هی
سيم كارت تازه خريدم . ايرانسل پيام داده , خوش امديد مبلغ 50 كيلوبايت اينترنت همراه رايگان به حساب شما اضافه شد ! يعني تا الان از تعجب نميتونم پلك بزنم . اپراتور دست و دل بازه داريم !!!!!!
همیشه فکر می کردم اگر این دکمه قرمزهای روی میله اتوبوس رو بزنی، اتوبوس می ایسته! خیلی دقت می کردم دستم بهشون نخوره!
بابام یه ساله داره تو خونه دنبال سشوارش که ناپدید شده میگرده، اما غافل از اینکه من یه سال پیش اونو با 2 تا تیشرت با پسر همسایمون عوض کردم:D
داشتیم میرفتیم مسافرت تو جاده پشت ی تریلی نوشته بود:اگه جرات داری سبقت بگیر هیچی دگ بابای ما هم تا مقصد دنباله روی تریلی بود.... بابای حرف گوش کنه داریم؟؟؟؟
بچه که بودم وقتی میخوردم زمین یکی میومد کمکم کنه بلند شم خودمو میزدم به فلجی و میافتادم رو زمین که یارو رو مجبور کنم بغلم کنه....
یادتونه از این خط کش شکل دار ها میخریدیم دو روز سالم بود.میذاشتیم تو کیف ، بعدش میدیدیم به پنج قسمت نا مساوی تقسیم شده !
سال 76 عروسی داییم بود.آخر جشن که عروس رو آوردن خونه دخترخاله ام اومد مجلس گرمی کنه شعر بخونه هول شد گفت ماشالا ماشالا بهش بگین حسین آقا عروس شده!!در حد المپیک بدبخت ضایع شد.ماهم که غش کردیم از خنده!
از خاطرات کودکیم این بود که وقتی با بابام میرفتیم مسجد وقتی همه میرفتن رکوع من پا میشدم می ایستادم و کلی ذوق میکردم!!!!! منم بچه که نبودم گودزیلا بودمD:
کیا سربازی رفتن؟؟؟؟؟ اونا میدونن خوابیدن سر نگهبانی چه حالی میده یادش بخیر ..... بزن لایکو واسه خاطرات خوش سربازی
یکی از دقدقه های دوران کودکیم این بود که معنی فوشهارو از کی بپرسم...!
یه دوست دارم دو روزه کلاس کنکور ثبت نام کرده وقتی میخواد از کلاسش تعریف کنه میگه دانشگاهمون به نظر شما این عقده دانشگاه داره یا واقعا فکر میکنه دانشجو شده!!!
(اون موقع که بود عذاب بود ولی الان برای ما دهه شصتیها میشه خاطرات): هرکسی تو مدرسه فلک شده لایک کنه.....
اون موقع که ما مدرسه میرفتیم اقای صدام زنده بود هرکی به کس دیگه فحش میداد اون یکی میگفت:باکی ی ی ی بودی؟اینی که فحش داده بودمیگفت باصدام....(الانیا فحشاشون به کی میرسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
یه سری انقد ذهنم شلوغ بود ، از شهریار میخواستم سوار ماشین شم بیام سمت تهران ، تو شهریار وایستاده بودم به ماشینا میگفتم : شهریار ! شهریار ! همه هم فکر میکردن تعطیلم . خخخ !!!
یکی از روش های آزار و اذیت ما در اون زمان این بود که یه سوزن لای انگشتمون جاساز میکردیم سعی میکردیم در نهایت ادب با دیگران دست بدیم !
چه قدر حال میده که نصفه شب زنگ بزنی به دوستت فوت کنی بعد از نیم ساعت دوباره بهش زنگ بزنیو جیغ بزنی اگه تا حالا از این کارا نکردین بکنید خیلی حال میده هی هی هی هی
سيم كارت تازه خريدم . ايرانسل پيام داده , خوش امديد مبلغ 50 كيلوبايت اينترنت همراه رايگان به حساب شما اضافه شد ! يعني تا الان از تعجب نميتونم پلك بزنم . اپراتور دست و دل بازه داريم !!!!!!
همیشه فکر می کردم اگر این دکمه قرمزهای روی میله اتوبوس رو بزنی، اتوبوس می ایسته! خیلی دقت می کردم دستم بهشون نخوره!
بابام یه ساله داره تو خونه دنبال سشوارش که ناپدید شده میگرده، اما غافل از اینکه من یه سال پیش اونو با 2 تا تیشرت با پسر همسایمون عوض کردم:D
داشتیم میرفتیم مسافرت تو جاده پشت ی تریلی نوشته بود:اگه جرات داری سبقت بگیر هیچی دگ بابای ما هم تا مقصد دنباله روی تریلی بود.... بابای حرف گوش کنه داریم؟؟؟؟
بچه که بودم وقتی میخوردم زمین یکی میومد کمکم کنه بلند شم خودمو میزدم به فلجی و میافتادم رو زمین که یارو رو مجبور کنم بغلم کنه....
یادتونه از این خط کش شکل دار ها میخریدیم دو روز سالم بود.میذاشتیم تو کیف ، بعدش میدیدیم به پنج قسمت نا مساوی تقسیم شده !
سال 76 عروسی داییم بود.آخر جشن که عروس رو آوردن خونه دخترخاله ام اومد مجلس گرمی کنه شعر بخونه هول شد گفت ماشالا ماشالا بهش بگین حسین آقا عروس شده!!در حد المپیک بدبخت ضایع شد.ماهم که غش کردیم از خنده!
از خاطرات کودکیم این بود که وقتی با بابام میرفتیم مسجد وقتی همه میرفتن رکوع من پا میشدم می ایستادم و کلی ذوق میکردم!!!!! منم بچه که نبودم گودزیلا بودمD:
کیا سربازی رفتن؟؟؟؟؟ اونا میدونن خوابیدن سر نگهبانی چه حالی میده یادش بخیر ..... بزن لایکو واسه خاطرات خوش سربازی
یکی از دقدقه های دوران کودکیم این بود که معنی فوشهارو از کی بپرسم...!
یه دوست دارم دو روزه کلاس کنکور ثبت نام کرده وقتی میخواد از کلاسش تعریف کنه میگه دانشگاهمون به نظر شما این عقده دانشگاه داره یا واقعا فکر میکنه دانشجو شده!!!
(اون موقع که بود عذاب بود ولی الان برای ما دهه شصتیها میشه خاطرات): هرکسی تو مدرسه فلک شده لایک کنه.....
اون موقع که ما مدرسه میرفتیم اقای صدام زنده بود هرکی به کس دیگه فحش میداد اون یکی میگفت:باکی ی ی ی بودی؟اینی که فحش داده بودمیگفت باصدام....(الانیا فحشاشون به کی میرسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
یه سری انقد ذهنم شلوغ بود ، از شهریار میخواستم سوار ماشین شم بیام سمت تهران ، تو شهریار وایستاده بودم به ماشینا میگفتم : شهریار ! شهریار ! همه هم فکر میکردن تعطیلم . خخخ !!!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}