بارگذاری . . . کمتر از چند ثانیه

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

ماجراهای بهلول "احمق تر" روزی خلیفه از بهلول پرسید:تا به امروز احمق تر از خود دیده ای؟! بهلول گفت:نه والله!این اولین بار است که می بینم!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

دیدین بعضیا میگن اگه بغض داری باید بزنی زیر گریه تا بغضت بره؟ همشون دروغ میگن یه لیوان آب خخخخنک بخورین قشنگ بغضتون یخ میزنه و میره :| اینقد بدم میاد از اینایی که همش قضیه رو احساسی میکنن!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

ماجراهای بهلول "نزدیکترین راه" شخصی به بهلول گفت میخواهم از کوهی بلند بالا بروم،میتوانی نزدیکترین راه را به من نشان بدهی؟! بهلول گفت:نزدیکترین و آسان ترین راه نرفتن بالای کوه است!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

ماجراهای بهلول "بهلول حاکم" روزی وزیر خلیفه با تمسخر به بهلول گفت:خلیفه تورا حاکم به سگ و خروس و خوک نموده است! بهلول پاسخ داد:پس از این ساعت قدم از فرمان من بیرون مگذار که تو رعیت منی!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

یه سوالی چند وقته ذهنمو مشغول کرده، به نظرتون خواننده ها هم وقتی صدای خودشونو میشنون از صداشون بدشون میاد یا فقط ما اینجوریم. خواهشا جواب بدید ذهنم خیلی درگیره. ذهنم :(( خواننده ها :))

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

ماجراهای بهلول "الاغ" بهلول پای پیاده بر راهی میگذشت،قاضی شهر او را دید و گفت:شنیده ام الاغت سقط شده بهلول! بهلول گفت:تو زنده باشی!یک موی تو به صدتا الاغ من می ارزد!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

مضرات امتحانات : افزایش بار علمی به طور نا خواسته ! کمبود شدید خواب و کاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقیقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاری برای معلمان و استادان! سردرد حاصل از تمرکز!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

دوستان عزیز وقتی نون گرفتیدبرمیگردیدسعی کنیدنون روتودستی بگیریدکه سمت پیاده روباشه (مراقب موتورسوارای اطراف نونوایی هاباشید)

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

دانشجوی عزیز ! مهندس بعد از این ! واحد پاس نکن ! کلاس دو در کن ! استاد مسخره کن ! دانشجوی نمونه ! خلاصه مبارک !

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

یه بار دو تا خفاش از دیوار غار بر عکس اویزون بودند یکیشون پرسید:بدترین روز زندگیت کی بود؟؟؟؟ دوستشم جواب میده:پارسال که اسهال گرفته بودم .........

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

با این وضی که من میبینم همه ی گودزیلا ها تبلت دستشونه و همه ی جوونا و نو جوونا مشغول گوشی و لب تاپن و چش ازشون ورنمیدارن شبم که خواب ندارن آینده ی دنیا دست کسی نیست جز یه مشت آدم کور :|

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

معلم فلسفمون چشم تو چشمم داشت حرف میزد ک یهو . . . شیشه عینکش در اومد افتاد کف کلاس!!!! منم بیجنبه!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

شبى در خواب ديدم که هفت دختر لاغر ، هفت پسر چاق را خوردند . . . امروز تعبيرشو نگاه کردم نوشته بود؛ ...قحطى شوهر در راه است... آقاپسرا امپراطورتون پرچمو بالا نگه داشته پس بزن لايکو!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

مرداب از رود پرسید: تو چگونه انقدر زلالی؟ رود گفت:هیچی واللا،ما خانوادگی پوستمون شفافه :D

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

ماجراهای بهلول "دوستی نسیه" خلیفه از بهلول پرسید:دوست ترین مردم نزد تو کیست؟! گفت:اگر من شکم تورا سیر کنم مرا دوست داری؟! بهلول گفت:دوستی به نسیه نمی باشد!!!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

من و جناب بغل دستی موقع امتحان: وقتی سوالا رو میخونیم: (@_@) (؟_؟) چند دقیقه بعد: (←_←) (→_→) وقتی مراقب میاد: (↓_↓) (↓_↓) شماهم اینجوری هستید عایا؟

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

ماجراهای بهلول "احمق تر" روزی خلیفه از بهلول پرسید:تا به امروز احمق تر از خود دیده ای؟! بهلول گفت:نه والله!این اولین بار است که می بینم!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

دیدین بعضیا میگن اگه بغض داری باید بزنی زیر گریه تا بغضت بره؟ همشون دروغ میگن یه لیوان آب خخخخنک بخورین قشنگ بغضتون یخ میزنه و میره :| اینقد بدم میاد از اینایی که همش قضیه رو احساسی میکنن!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

ماجراهای بهلول "نزدیکترین راه" شخصی به بهلول گفت میخواهم از کوهی بلند بالا بروم،میتوانی نزدیکترین راه را به من نشان بدهی؟! بهلول گفت:نزدیکترین و آسان ترین راه نرفتن بالای کوه است!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

ماجراهای بهلول "بهلول حاکم" روزی وزیر خلیفه با تمسخر به بهلول گفت:خلیفه تورا حاکم به سگ و خروس و خوک نموده است! بهلول پاسخ داد:پس از این ساعت قدم از فرمان من بیرون مگذار که تو رعیت منی!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

یه سوالی چند وقته ذهنمو مشغول کرده، به نظرتون خواننده ها هم وقتی صدای خودشونو میشنون از صداشون بدشون میاد یا فقط ما اینجوریم. خواهشا جواب بدید ذهنم خیلی درگیره. ذهنم :(( خواننده ها :))

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

ماجراهای بهلول "الاغ" بهلول پای پیاده بر راهی میگذشت،قاضی شهر او را دید و گفت:شنیده ام الاغت سقط شده بهلول! بهلول گفت:تو زنده باشی!یک موی تو به صدتا الاغ من می ارزد!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

مضرات امتحانات : افزایش بار علمی به طور نا خواسته ! کمبود شدید خواب و کاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقیقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاری برای معلمان و استادان! سردرد حاصل از تمرکز!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

دوستان عزیز وقتی نون گرفتیدبرمیگردیدسعی کنیدنون روتودستی بگیریدکه سمت پیاده روباشه (مراقب موتورسوارای اطراف نونوایی هاباشید)

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

دانشجوی عزیز ! مهندس بعد از این ! واحد پاس نکن ! کلاس دو در کن ! استاد مسخره کن ! دانشجوی نمونه ! خلاصه مبارک !

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

یه بار دو تا خفاش از دیوار غار بر عکس اویزون بودند یکیشون پرسید:بدترین روز زندگیت کی بود؟؟؟؟ دوستشم جواب میده:پارسال که اسهال گرفته بودم .........

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

با این وضی که من میبینم همه ی گودزیلا ها تبلت دستشونه و همه ی جوونا و نو جوونا مشغول گوشی و لب تاپن و چش ازشون ورنمیدارن شبم که خواب ندارن آینده ی دنیا دست کسی نیست جز یه مشت آدم کور :|

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

معلم فلسفمون چشم تو چشمم داشت حرف میزد ک یهو . . . شیشه عینکش در اومد افتاد کف کلاس!!!! منم بیجنبه!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

شبى در خواب ديدم که هفت دختر لاغر ، هفت پسر چاق را خوردند . . . امروز تعبيرشو نگاه کردم نوشته بود؛ ...قحطى شوهر در راه است... آقاپسرا امپراطورتون پرچمو بالا نگه داشته پس بزن لايکو!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

مرداب از رود پرسید: تو چگونه انقدر زلالی؟ رود گفت:هیچی واللا،ما خانوادگی پوستمون شفافه :D

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

ماجراهای بهلول "دوستی نسیه" خلیفه از بهلول پرسید:دوست ترین مردم نزد تو کیست؟! گفت:اگر من شکم تورا سیر کنم مرا دوست داری؟! بهلول گفت:دوستی به نسیه نمی باشد!!!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

من و جناب بغل دستی موقع امتحان: وقتی سوالا رو میخونیم: (@_@) (؟_؟) چند دقیقه بعد: (←_←) (→_→) وقتی مراقب میاد: (↓_↓) (↓_↓) شماهم اینجوری هستید عایا؟