{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
از اشعار سهراب سپهري مي توان نتيجه گرفت : 1. سهراب زن ذليل بوده (زندگي شستن يك بشقاب است) 2. سهراب شب ها جاشو خيس مي كرده (زندگي تر شدن پي در پي)
یه روز کاغذ می خوره تو سر حیف نون. حیف نون جا در جا می میره! کاغذ رو بر می دارن نگاه می کنند، می بینن توش نوشته: دو تا آجر !!!
همش حواسم پرت توست، چه كردي بامن كه در تمام زندگيم رد توست
خيلي ها نفرين مي كنن، تلافي مي كنن.. اما نه.. نفرين من: الهي اوني كه دوسش داري تنهات نذاره.. تلافي من: ميرم تا به اون برسي، سر راهت نباشم.. راستي، قدر من دوستت داره؟!.
جاسم با ماشینش میزنه به یه مغازه به مامور پول میده میگه یه کاری کن مغازه مقصر باشه !
تو بهشت هر وقت انگشت کوچیکه ی پات میخواد بخوره به پایه ی مبل پایه ی مبل جا خالی میده !
اسی جُلبک تو عروسيش گم ميشه ، دنبالش ميگردند مي بينند رفته تو ميني بوس جا گرفته!
سنگهايى كه من از ياد تو بر دل ميزدم خانه اى ميشد اگر خانه بنا ميكردم!
سوال امتحانی تو شهر خنگول : احمدشاه قاجار را فقط نام ببرید.
فعلا دلتنگي تنها نصيب من از ھمه ي زيبايي هاي اوست.
بنده خدا داشته چایی هم میزده، میبینه خیلی شیرین شده، یه دور بر میگرده!
دير باريدى باران ... دير... من مدت هاست در حجم نبودن كسى خشكيده ام...
پنج دادش یه تاکسی میخرن بعد یک ماه ورشکست میشن میدونین چرا ؟ چون پنج تایی با هم میرفتن مسافر کشی !
نتوان ترک تو ای قبله دلها کردن / که محال است دگر مثل تو پیدا کردن .
سوال کنکور خنگولها ، اسب سفيد رستم چه رنگي و مال کي بود ؟ جواب خنگول : مشکي و مال زورو بود!!..!!
یکی جبهه بوده از هر طرف خمپاره می یومده .یکی داد می زنه می گه : سنکر بگیرید .یارو از اون ور می گه : واسه من بربری بگیرید! " جوک واقعی "
از اشعار سهراب سپهري مي توان نتيجه گرفت : 1. سهراب زن ذليل بوده (زندگي شستن يك بشقاب است) 2. سهراب شب ها جاشو خيس مي كرده (زندگي تر شدن پي در پي)
یه روز کاغذ می خوره تو سر حیف نون. حیف نون جا در جا می میره! کاغذ رو بر می دارن نگاه می کنند، می بینن توش نوشته: دو تا آجر !!!
همش حواسم پرت توست، چه كردي بامن كه در تمام زندگيم رد توست
خيلي ها نفرين مي كنن، تلافي مي كنن.. اما نه.. نفرين من: الهي اوني كه دوسش داري تنهات نذاره.. تلافي من: ميرم تا به اون برسي، سر راهت نباشم.. راستي، قدر من دوستت داره؟!.
جاسم با ماشینش میزنه به یه مغازه به مامور پول میده میگه یه کاری کن مغازه مقصر باشه !
تو بهشت هر وقت انگشت کوچیکه ی پات میخواد بخوره به پایه ی مبل پایه ی مبل جا خالی میده !
اسی جُلبک تو عروسيش گم ميشه ، دنبالش ميگردند مي بينند رفته تو ميني بوس جا گرفته!
سنگهايى كه من از ياد تو بر دل ميزدم خانه اى ميشد اگر خانه بنا ميكردم!
سوال امتحانی تو شهر خنگول : احمدشاه قاجار را فقط نام ببرید.
فعلا دلتنگي تنها نصيب من از ھمه ي زيبايي هاي اوست.
بنده خدا داشته چایی هم میزده، میبینه خیلی شیرین شده، یه دور بر میگرده!
دير باريدى باران ... دير... من مدت هاست در حجم نبودن كسى خشكيده ام...
پنج دادش یه تاکسی میخرن بعد یک ماه ورشکست میشن میدونین چرا ؟ چون پنج تایی با هم میرفتن مسافر کشی !
نتوان ترک تو ای قبله دلها کردن / که محال است دگر مثل تو پیدا کردن .
سوال کنکور خنگولها ، اسب سفيد رستم چه رنگي و مال کي بود ؟ جواب خنگول : مشکي و مال زورو بود!!..!!
یکی جبهه بوده از هر طرف خمپاره می یومده .یکی داد می زنه می گه : سنکر بگیرید .یارو از اون ور می گه : واسه من بربری بگیرید! " جوک واقعی "
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}