{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اعتراف میکنم هنوزم برای سنجش دمای چایی از انگشت اشاره ام استفاده میکنم ! و در ضمن تا تمامی فنجان ها رو تست نکنم و مطمئن نشم که همشون داغ هستن عمرا واسه مهمونا نمی برم …
اعتراف میکنم تا چند وقت پیش فکر میکردم بابک مافی یکی از رپر های زیر زمینی خشنه که همش آهنگ های سیاسی و مافیایی میخونه! اسمش غلط اندازه خو :(
اعتراف میکنم بعضی از مطالبو ک میخونم فقط واسه اسم جالبی ک فرستندش برا خودش گذاشته لایکش میکنم!
اعتراف میکنم اولین روزی که رفتم دانشگاه نیم ساعت تو حیاط نشسته بودم تا زنگ رو بزنن برم سر کلاس!
اگر راست است که هر کسی یک ستاره روی آسمان دارد، ستاره من باید دور، تاریک و بیمعنی باشد-شاید من اصلاً ستاره نداشتهام!»
آه چه دلتنگم من!!!یاد روزایی که دستت تویه دستم بود و حالا نیست دلمو تنگتر میکنه...و حالا از فراز سالها نسیمی سرد نبودنت کنارم رو فریاد میزنه
بغض هايم رابه آسمان سپرده ام!خدابه خيركندباران امشبم را....
از وقتی که تــو رفتی ، آینده هیچ وقت نیامد که هیچ گذشته هم هیچ وقت نگذشت . . .
تصویر خاطراتمان را در قاب خالی ذهنم به امید دیدار نگه میدارم
ميپوشانم دلتنگي ام را با بستري از كلمات اما باز كسي در دلم تو را صدا ميزند..
دلم برایت تنگ شده ! می خواهم آنقدر اشک بریزم تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود . ولی می ترسم … ” تهران” ، ” ونیــــز” شود !!!
كــــفش هاى آخرين ديــــــدارمان را برق مي اندازمـــــ امـــــــــا..... چــــــــــقدر براى پاهـــــــايم كـــــــــــــوچكند...
دیـــــــــــــــــــــر آمـدی ... کمـــــــــــــــــــــــی تغییـــــــر کرده ام ! بــــــــرای شناخـتـنـم عکـســــــــــم را مچـالـــــــــــه کن ...!!
ممکنه من بهت بگم :"بذار به درد خودم بمیرم" اما تو نذار بمیرم شعور داشته باش!!
می خواهم تنهاییم را آنقدر تنها بگذارم تا از تنهایی بمیرد....
زمانی "من و تو " بودیم و "دیگران" در کنارمان حال " من و تو "هستیم اما "دیگران " بین مان .
اعتراف میکنم هنوزم برای سنجش دمای چایی از انگشت اشاره ام استفاده میکنم ! و در ضمن تا تمامی فنجان ها رو تست نکنم و مطمئن نشم که همشون داغ هستن عمرا واسه مهمونا نمی برم …
اعتراف میکنم تا چند وقت پیش فکر میکردم بابک مافی یکی از رپر های زیر زمینی خشنه که همش آهنگ های سیاسی و مافیایی میخونه! اسمش غلط اندازه خو :(
اعتراف میکنم بعضی از مطالبو ک میخونم فقط واسه اسم جالبی ک فرستندش برا خودش گذاشته لایکش میکنم!
اعتراف میکنم اولین روزی که رفتم دانشگاه نیم ساعت تو حیاط نشسته بودم تا زنگ رو بزنن برم سر کلاس!
اگر راست است که هر کسی یک ستاره روی آسمان دارد، ستاره من باید دور، تاریک و بیمعنی باشد-شاید من اصلاً ستاره نداشتهام!»
آه چه دلتنگم من!!!یاد روزایی که دستت تویه دستم بود و حالا نیست دلمو تنگتر میکنه...و حالا از فراز سالها نسیمی سرد نبودنت کنارم رو فریاد میزنه
بغض هايم رابه آسمان سپرده ام!خدابه خيركندباران امشبم را....
از وقتی که تــو رفتی ، آینده هیچ وقت نیامد که هیچ گذشته هم هیچ وقت نگذشت . . .
تصویر خاطراتمان را در قاب خالی ذهنم به امید دیدار نگه میدارم
ميپوشانم دلتنگي ام را با بستري از كلمات اما باز كسي در دلم تو را صدا ميزند..
دلم برایت تنگ شده ! می خواهم آنقدر اشک بریزم تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود . ولی می ترسم … ” تهران” ، ” ونیــــز” شود !!!
كــــفش هاى آخرين ديــــــدارمان را برق مي اندازمـــــ امـــــــــا..... چــــــــــقدر براى پاهـــــــايم كـــــــــــــوچكند...
دیـــــــــــــــــــــر آمـدی ... کمـــــــــــــــــــــــی تغییـــــــر کرده ام ! بــــــــرای شناخـتـنـم عکـســــــــــم را مچـالـــــــــــه کن ...!!
ممکنه من بهت بگم :"بذار به درد خودم بمیرم" اما تو نذار بمیرم شعور داشته باش!!
می خواهم تنهاییم را آنقدر تنها بگذارم تا از تنهایی بمیرد....
زمانی "من و تو " بودیم و "دیگران" در کنارمان حال " من و تو "هستیم اما "دیگران " بین مان .
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}