{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
زندگی جز ثبت عکسهای یادگاری نیست سعی کنیم آنگونه زندگی کنیم که اگر فردا روزی کسی عکس خاطراتش رو با ما نگاه کرد به جای واژه «تنفر» از واژه «یادش بخیر» استفاده کند.
گمونم اسب سفید شاهزاده منو کشتن و باهاش سوسیس درست کردن و گرنه امکان نداشت اینقده دیر کنه
چند روز پیش سرخیابون منتظر تاکسی بودم یه امبولانس قبرستون از بغلم رد شد رو شیشش نوشته بود :تاحالا فکر کردی اخرین مدل ماشینی که سوار میشی چیه؟! زورنزن مسافرخودمی
اعتراف میکنم زمان مدرسه 1 روزهایی از ترس امتحان دل درد الکی میگرفتم که نرم مدرسه ، درسته مامانم مجبورم میکرد کلی کته ماست بخورم ولی چون تو مرکز توجه قرار میگرفتم خیلی حال میداد
اعتراف میکنم اولین بار که وارد مترو شدم فک کردم چرا مردم موقع خروج دستشونو میذارن روی محل کارت منم دست خالیمو گذاشتم اونجا... اصن یه وضی کشتله
یه ١٠٠ دلاری نگه داشتم كه انشالله تا ٢ سال دیگه خونه بخرم !
رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه کم تنگ بود. فروشنده میگه: یه دوبار بپوشی جا باز میکنه! دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود. فروشنده میگه: چیزی نیست یه دو بار آب بخوره تنگ میشه!
اعتراف میکنم از با اینکه الفبای انگلیسی رو کاملا حفظم، ولی الفبای فارسی رو تا نصفه بلدم! شمام ایطوری هستید، میگی نه؟ امتحان کن!! (من بعد از "ذ" رو گیر میکنم!)
اعتراف میکنم تا دوماه پیش فک میکردم روزنامه های کثیر الانتشار اسم یه روزنامه هس!!!!!!!!!!!خو مخ معیوب و اکبندی دارم دیگه
اعتراف میکنم تا همین دو سه سال پیش فک میکردم میانجیگری یه نوع غذائه مثلا جیگر شکم پر یا یه همچین چیزای:)) هااااا؟؟؟؟؟؟؟چیهههه؟؟؟؟؟خو کسی منو در جریان نذاشته بود=)))))
اعتراف میکنم هر وقت میخوام پست بذارم میرم تو دستشویی در مورد پستم فک میکنم ببخشید دیگه :ا
اعتراف میکنم بچه ک بودم (بچه ها ، الان بزرگ شدم ) از مسواک زدن میترسیدم ینی همچین طفلی بودم ، خنگولم خودتی :0
اعتراف میکنم ی داداش دارم از خودم کوچیکتره 5 سالشه هر روز مثل سگ میزنتم دیگه دارم تمرین میکنم بهش بگم خان داداش.
بیا ! یارو توی کوه داشته قدم میزده یه زمرد پیدا کرده به وزن یازده و نیم کیلوگرم! اونوخ من یه بیست و پنش تومنی توی خیابون دیدم خم شدم وردارم خـِشتـَکم جر خورد !!!
این دبستانى هایى که تو هفته دو روز تعطیلن، اگه پسفردا بیان زِر زِر کنن که ما نسل سوخته ایم و اینا، جورى با پشت دست بزنید تو دهنشون که دیگه نتونند بلند بشن …!!
بعد از سال ها جستجو و نیافتن نیمه ی گم شده به این نتیجه رسیدم خدا منو كامل خلق كرده نیمه میمه هم ندارم ...
زندگی جز ثبت عکسهای یادگاری نیست سعی کنیم آنگونه زندگی کنیم که اگر فردا روزی کسی عکس خاطراتش رو با ما نگاه کرد به جای واژه «تنفر» از واژه «یادش بخیر» استفاده کند.
گمونم اسب سفید شاهزاده منو کشتن و باهاش سوسیس درست کردن و گرنه امکان نداشت اینقده دیر کنه
چند روز پیش سرخیابون منتظر تاکسی بودم یه امبولانس قبرستون از بغلم رد شد رو شیشش نوشته بود :تاحالا فکر کردی اخرین مدل ماشینی که سوار میشی چیه؟! زورنزن مسافرخودمی
اعتراف میکنم زمان مدرسه 1 روزهایی از ترس امتحان دل درد الکی میگرفتم که نرم مدرسه ، درسته مامانم مجبورم میکرد کلی کته ماست بخورم ولی چون تو مرکز توجه قرار میگرفتم خیلی حال میداد
اعتراف میکنم اولین بار که وارد مترو شدم فک کردم چرا مردم موقع خروج دستشونو میذارن روی محل کارت منم دست خالیمو گذاشتم اونجا... اصن یه وضی کشتله
یه ١٠٠ دلاری نگه داشتم كه انشالله تا ٢ سال دیگه خونه بخرم !
رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه کم تنگ بود. فروشنده میگه: یه دوبار بپوشی جا باز میکنه! دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود. فروشنده میگه: چیزی نیست یه دو بار آب بخوره تنگ میشه!
اعتراف میکنم از با اینکه الفبای انگلیسی رو کاملا حفظم، ولی الفبای فارسی رو تا نصفه بلدم! شمام ایطوری هستید، میگی نه؟ امتحان کن!! (من بعد از "ذ" رو گیر میکنم!)
اعتراف میکنم تا دوماه پیش فک میکردم روزنامه های کثیر الانتشار اسم یه روزنامه هس!!!!!!!!!!!خو مخ معیوب و اکبندی دارم دیگه
اعتراف میکنم تا همین دو سه سال پیش فک میکردم میانجیگری یه نوع غذائه مثلا جیگر شکم پر یا یه همچین چیزای:)) هااااا؟؟؟؟؟؟؟چیهههه؟؟؟؟؟خو کسی منو در جریان نذاشته بود=)))))
اعتراف میکنم هر وقت میخوام پست بذارم میرم تو دستشویی در مورد پستم فک میکنم ببخشید دیگه :ا
اعتراف میکنم بچه ک بودم (بچه ها ، الان بزرگ شدم ) از مسواک زدن میترسیدم ینی همچین طفلی بودم ، خنگولم خودتی :0
اعتراف میکنم ی داداش دارم از خودم کوچیکتره 5 سالشه هر روز مثل سگ میزنتم دیگه دارم تمرین میکنم بهش بگم خان داداش.
بیا ! یارو توی کوه داشته قدم میزده یه زمرد پیدا کرده به وزن یازده و نیم کیلوگرم! اونوخ من یه بیست و پنش تومنی توی خیابون دیدم خم شدم وردارم خـِشتـَکم جر خورد !!!
این دبستانى هایى که تو هفته دو روز تعطیلن، اگه پسفردا بیان زِر زِر کنن که ما نسل سوخته ایم و اینا، جورى با پشت دست بزنید تو دهنشون که دیگه نتونند بلند بشن …!!
بعد از سال ها جستجو و نیافتن نیمه ی گم شده به این نتیجه رسیدم خدا منو كامل خلق كرده نیمه میمه هم ندارم ...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}