{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
من زمانی که بچه بودم احساس قدرت کردم سه چرخه (از این مدل قدیمیا) بچه همسایمونو شوت کردم از وسط نصف شد از ترس سریع در افق محو شدم.
اعتراف میکنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تی وی رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه وبعد میومدم گریه میکردم به مادرم میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد!!! خب بچه بودم.پیییییسسشششش!!!
بدترين چيز اينه كه سي اسفند به دنيا بياي!!!مث من كه تا الان درگيرم...يه سال تولدم تو تقويم هست،چند سال نيس،انقده حرصم ميگيره واسه خواهرم هرسال جشن ميگيرن!
من اعتراف میکنم تو مدرسه یکی رو وادار میکردم یه سوال بی ربط بپرسه ،بعد کلی میخندیدیم... نامرد آخرش لو میداد....
انقد حال ميده وسط تماشاي فيلم ترسناك يك دفعه اوني كه بغل دستت نشسته رو بترسوني!!امتحان كردم كه ميگمااااا!
اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی میگفتن خونه رو دزد برده فکرمیکردم کلا دزدا از جاش کندن بردن... الانو نگاه نکن مخم،بچگیه دیگه ادم کلا تو آمپاسه !
ندانم طالعم را کی نوشته شدم از آتش عشقت برشته فقط در قلب من جای تو باشد کمی هم جای ناهید و فرشته!!¡
اعتراف میکنم بچه که بودم تو خونه فوتبال بازی می کردم احساس می کردم تماشاچیا دارن منو صدا میزنند ، جو منو می گرفت رو فرش تف مینداختم !
يك عدد نان سنگك ،از دوره دويست تومانى ،در فريزر مانده ،كاملا سالم ،بدون كپك ،به بالاترين پيشنهاد فروخته ميشود ،قيمت پايه 300 تومان !
به زرس قاطع اعتراف میکنم یا این وضعی که من کنکور دادم از طرف سازمان سنجش حکم (تیرمو) دادن. شما چی؟
خداییش جاذبه ای که سوراخ چاه توالت نسبت به گوشی داره جاذبه ی زمین به سیب نداره دیدم که میگما...
یکی از دوستام اعتراف می کنه که روز اول مدرسه (کلاس اول) فک کرده مشق شبو حتما باید شب بنویسه و با این حال که دل تو دلش نبوده که اولین مشق زندگیشو بنویسه تا شب صبر کرده!!!!!!!!!!!!!!!
گوشیم زنگ خورد ، اسم رفیقم "رضا" افتاد گوشی رو برداشتم ، با یه صدای خسته گفتم : سلام بی شرف یه صدای کلفتی اومد : پدر بی شرف هستم ، بی شرف اونجا نیست؟
طرح آمارگیری خانوار: -شما چند تا بچه دارین؟ - دو تا - ولی توشناسنامه که نوشته سه تا - اونو میگی؟ دکورخونست. فقط وقتهایی که اینترنت قطع میشه میره بیرون یه دوری میزنه
واسه داداشمون رفتیم خواستگاری مادر دختره میگه: 2012 تا سکه به نیت المپیک لندن!!
اعتراف میکنم چند وقت پیش به گودزیلای همسایه گفتم هرکی بتونه یه مداد رو قورت بده وقتی بزرگ شد مهندس میشه اونم قورت داد رفت توی گلوش خفه شد الانم تحت تعقیب هستم من برم که پلیسا امدن......
من زمانی که بچه بودم احساس قدرت کردم سه چرخه (از این مدل قدیمیا) بچه همسایمونو شوت کردم از وسط نصف شد از ترس سریع در افق محو شدم.
اعتراف میکنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تی وی رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه وبعد میومدم گریه میکردم به مادرم میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد!!! خب بچه بودم.پیییییسسشششش!!!
بدترين چيز اينه كه سي اسفند به دنيا بياي!!!مث من كه تا الان درگيرم...يه سال تولدم تو تقويم هست،چند سال نيس،انقده حرصم ميگيره واسه خواهرم هرسال جشن ميگيرن!
من اعتراف میکنم تو مدرسه یکی رو وادار میکردم یه سوال بی ربط بپرسه ،بعد کلی میخندیدیم... نامرد آخرش لو میداد....
انقد حال ميده وسط تماشاي فيلم ترسناك يك دفعه اوني كه بغل دستت نشسته رو بترسوني!!امتحان كردم كه ميگمااااا!
اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی میگفتن خونه رو دزد برده فکرمیکردم کلا دزدا از جاش کندن بردن... الانو نگاه نکن مخم،بچگیه دیگه ادم کلا تو آمپاسه !
ندانم طالعم را کی نوشته شدم از آتش عشقت برشته فقط در قلب من جای تو باشد کمی هم جای ناهید و فرشته!!¡
اعتراف میکنم بچه که بودم تو خونه فوتبال بازی می کردم احساس می کردم تماشاچیا دارن منو صدا میزنند ، جو منو می گرفت رو فرش تف مینداختم !
يك عدد نان سنگك ،از دوره دويست تومانى ،در فريزر مانده ،كاملا سالم ،بدون كپك ،به بالاترين پيشنهاد فروخته ميشود ،قيمت پايه 300 تومان !
به زرس قاطع اعتراف میکنم یا این وضعی که من کنکور دادم از طرف سازمان سنجش حکم (تیرمو) دادن. شما چی؟
خداییش جاذبه ای که سوراخ چاه توالت نسبت به گوشی داره جاذبه ی زمین به سیب نداره دیدم که میگما...
یکی از دوستام اعتراف می کنه که روز اول مدرسه (کلاس اول) فک کرده مشق شبو حتما باید شب بنویسه و با این حال که دل تو دلش نبوده که اولین مشق زندگیشو بنویسه تا شب صبر کرده!!!!!!!!!!!!!!!
گوشیم زنگ خورد ، اسم رفیقم "رضا" افتاد گوشی رو برداشتم ، با یه صدای خسته گفتم : سلام بی شرف یه صدای کلفتی اومد : پدر بی شرف هستم ، بی شرف اونجا نیست؟
طرح آمارگیری خانوار: -شما چند تا بچه دارین؟ - دو تا - ولی توشناسنامه که نوشته سه تا - اونو میگی؟ دکورخونست. فقط وقتهایی که اینترنت قطع میشه میره بیرون یه دوری میزنه
واسه داداشمون رفتیم خواستگاری مادر دختره میگه: 2012 تا سکه به نیت المپیک لندن!!
اعتراف میکنم چند وقت پیش به گودزیلای همسایه گفتم هرکی بتونه یه مداد رو قورت بده وقتی بزرگ شد مهندس میشه اونم قورت داد رفت توی گلوش خفه شد الانم تحت تعقیب هستم من برم که پلیسا امدن......
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}