{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اعتراف میکنم که تا هشت سالگی فکر میکردم مردا پسر به دنیا میارن و زن ها دختر تو دل خودمم چقدر سونوگرافی رفتن رو مسخره میکردم . خخخخخخخخخخخخخخخخ
اعتراف میکنم بچه که بودم رفتیم مشهد بعد تا چشمم خورد به حرم امام رضا گفتم مامان برگردیم من دیگه حاجی شدم..... هنوز که هنوزه تا فامیل جمع میشن منو دست میندازن :))))
رفیق دوران مهد کودکم نه تنهاازدواج کردبلکه طلاقم گرفت. منم هنوز دارم پاندای کنگفوکار دانلود میکنم
همیشه اولین باری که مامانت صدات میکنه که بری واسه شام/نهار، نرو !!! این یه توطئه ست، میخوان ازت کار بکشن…!!!
“من فقط عاشق اینم حرف قلبتُ بدونم ؛ الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمیتونم” خواستم بگم واسه من یکی که جوابِ معکوس داد..طرف پرید!
اعتراف میکنم ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺎ ﻫﺮﺟﺎ ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺭﺧﺸﺪ !
آقام خیلی مرده. سر ناهار دستم خورد به بطری آب همش ریخت تو غذاش. هر کی بود یه چک میخوابوند زیرگوش بچهش. ولی آقام نزد. بشقابشو باهام عوض کرد!!
اعتراف میکنم یک سال از ذوقم موقع دریافت کارنامه شیرینی پخش کردم آخه انضباطم برای اولین بار 19 شده بود منواین همه خوشبختی مهاله مهاله مهاله
من هروقت می دوئم که به اتوبوس برسم ولی نمی رسم همینطور به دویدن ادامه میدم که فکر نکنن ضایع شدم ! یه بار سه ایستگاه دویدم !
اعتراف ميكنم وقتى جمله ى (بذار مهمونا برن.برات دارم)رو از مامانم ميشنيدم وقتى مهمونا ميرفتن با سرعت برق يه جا محو ميشدم_اولويتم كمد اتاق خواب بود _تا وقتيم مامانم خوابش نميبرد بيرون نميومدم!
استاد میگه چرا سمت راست کلاس همیشه شلوغ تر از سمته چپه !؟ گفتیم چون وایرلس اینور بهتر آنتن میده ! بیچاره استاد دچار یاس فلسفی شد!!
اعتراف میکنم که وقتی کلاس دوم دبستان بودم ، دماغم رو درآوردم و گولی گولی کردم و چسبوندم پشت مانتو خانم معلممون که داشت از کنار نمیکت رد میشد :)) ینی یه همچین جانور خطرناکی بودم من :))
از چیزایی که علم فیزیک هنوز نتونسته اثبات کنه اینه که بدن انسان چجوری ۲تا استکان چایی می گیره از اون ور ۲ لیتر تحویل میده !
تابستون فصلیه که به خاطر گرما، نمی تونی اون کاری رو به انجام برسونی که توی زمستون به دلیل سرما نمی تونستی انجام بدی ..!
اعتراف ميكنم بچه كه بودم فكر ميكردم كسايي كه چشمشون رنگيه اطرافشونو همون رنگي ميبينن! خو چي كنم؟!!؟؟! يه ذره شاس ميزدم! :)
اعتراف ميكنم وقتي بجه بودم تويكي ازامتحانام جلوي نام خانوادكي اسم مامان باباوآبجيمونوشتم!!
اعتراف میکنم که تا هشت سالگی فکر میکردم مردا پسر به دنیا میارن و زن ها دختر تو دل خودمم چقدر سونوگرافی رفتن رو مسخره میکردم . خخخخخخخخخخخخخخخخ
اعتراف میکنم بچه که بودم رفتیم مشهد بعد تا چشمم خورد به حرم امام رضا گفتم مامان برگردیم من دیگه حاجی شدم..... هنوز که هنوزه تا فامیل جمع میشن منو دست میندازن :))))
رفیق دوران مهد کودکم نه تنهاازدواج کردبلکه طلاقم گرفت. منم هنوز دارم پاندای کنگفوکار دانلود میکنم
همیشه اولین باری که مامانت صدات میکنه که بری واسه شام/نهار، نرو !!! این یه توطئه ست، میخوان ازت کار بکشن…!!!
“من فقط عاشق اینم حرف قلبتُ بدونم ؛ الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمیتونم” خواستم بگم واسه من یکی که جوابِ معکوس داد..طرف پرید!
اعتراف میکنم ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺎ ﻫﺮﺟﺎ ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺭﺧﺸﺪ !
آقام خیلی مرده. سر ناهار دستم خورد به بطری آب همش ریخت تو غذاش. هر کی بود یه چک میخوابوند زیرگوش بچهش. ولی آقام نزد. بشقابشو باهام عوض کرد!!
اعتراف میکنم یک سال از ذوقم موقع دریافت کارنامه شیرینی پخش کردم آخه انضباطم برای اولین بار 19 شده بود منواین همه خوشبختی مهاله مهاله مهاله
من هروقت می دوئم که به اتوبوس برسم ولی نمی رسم همینطور به دویدن ادامه میدم که فکر نکنن ضایع شدم ! یه بار سه ایستگاه دویدم !
اعتراف ميكنم وقتى جمله ى (بذار مهمونا برن.برات دارم)رو از مامانم ميشنيدم وقتى مهمونا ميرفتن با سرعت برق يه جا محو ميشدم_اولويتم كمد اتاق خواب بود _تا وقتيم مامانم خوابش نميبرد بيرون نميومدم!
استاد میگه چرا سمت راست کلاس همیشه شلوغ تر از سمته چپه !؟ گفتیم چون وایرلس اینور بهتر آنتن میده ! بیچاره استاد دچار یاس فلسفی شد!!
اعتراف میکنم که وقتی کلاس دوم دبستان بودم ، دماغم رو درآوردم و گولی گولی کردم و چسبوندم پشت مانتو خانم معلممون که داشت از کنار نمیکت رد میشد :)) ینی یه همچین جانور خطرناکی بودم من :))
از چیزایی که علم فیزیک هنوز نتونسته اثبات کنه اینه که بدن انسان چجوری ۲تا استکان چایی می گیره از اون ور ۲ لیتر تحویل میده !
تابستون فصلیه که به خاطر گرما، نمی تونی اون کاری رو به انجام برسونی که توی زمستون به دلیل سرما نمی تونستی انجام بدی ..!
اعتراف ميكنم بچه كه بودم فكر ميكردم كسايي كه چشمشون رنگيه اطرافشونو همون رنگي ميبينن! خو چي كنم؟!!؟؟! يه ذره شاس ميزدم! :)
اعتراف ميكنم وقتي بجه بودم تويكي ازامتحانام جلوي نام خانوادكي اسم مامان باباوآبجيمونوشتم!!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}