{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
ازدکمه “اینتر”، رفیق روزهای عصبانیتمان ممنونیم که زیر بار سخت ترین ضربات دست ما، صداش در نمیاد !
به رفيقم ميگم اين ناظمه خيلي پست فطرته ميگه نه اتفاقا آدم خيلي خوبي هم هست مي پرسم چرا؟ميگه به كسي نگو چون معدل ميان ترممو يك نمره اضافه كرده!جهان سوم كه ميگن همينه!
پسره قد فيل رشد كرده و قيافش شبيه گوريله.اونوقت نامزدش صداش ميزنه جوجو
صداي تشنگي و گرسنگي از دو هفته اونطرفتر داره مياد : يوها ها ها هاااااا.....
دیدین تو این فیلما یکی تیر میخوره میوفته به رفیقاش میگه شما برید؟ زر مفته .... من اگه تیر بخورم بیوفتم ببینم رفیقام دارن میرن از پشت همشونو میبندم به رگباررررررررررر ررررر...
اعتراف میکنم بچه که بودم فک میکردم مگس و پشه زن و شوهرن. همچین آدم نابغه ای بودم من....
4 یا 5 سالم بود شبایی که خوابم نمیبرد یا نصف شب بیدار میشدم میدیم داداش کوچولوم زیر پتو خوابیده و پاها یا دستش بیرون از پتو فک میکردم ادم فضاییهاخوردنش بعد پاهاشو بیرون از پتو گذاشتن تا ماشک نکنیم
یکی از تفریحات کودکی من این بود که با تلفن خونه زنگ بزنم خونمون ببینم اشغاله یا نه!!
بچه که بودم تو خونه فوتبال بازی میکردم . برای اینکه حس فوتبال و بازی استادیومی بهم منتقل بشه و آرمانهای ورزش حفظ بشه رو فرش تف میکردم
یه بچه نداریم، وقتی میریم مهمونی شیطونی کنه، ما هم بزنیم زیر گوشش، بشینه زار زار گریه کنه، بعد خانمم بیاد از بچه دفاع کنه .. یکی هم بزنیم زیر گوش اون که دیگه تو مسائل پدر و فرزندی دخالت نکنه
اعتراف می کنم : بچه که بودم فکر می کردم دزدگیر های توی مغازه خودش می ره دنبال دزد . دزد رو می گره و بعد هم انقدر صبر می کنه تا صاحب مغازه بیاد. دزد گیرـــ:E دزد ـــ :((((((( صاحب مغازه ــ:)))) من @@
آدم ته دیگ میخوره چرا صدا تلویزیون رو دیگه نمیشنوه؟ با چه نرم افزاری مارو طراحی کردن آخه.
امتحان تنظیم خانواده 20 شدم حالا با چه رویی برم به خانواده بگم ...؟ :|
اعتراف میکنم بزرگترین افتخارم تو زندگی اینه که هر سه قسمت فیلم اخراجیهارو قبل از اینکه برن سینما , تماشا کردم!
یکی ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﺑﻌﺪ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ ﻭ ﺷﮑﻤﻤﻮ ﺗﮑﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ. ﺍﺯ ﺗﻮ ﺷﮑﻤﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﺏ ﻣﯿﻮﻣﺪ! ینی اون لحظه ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﺻﺨﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﻬﻢ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﺍﺩ!
سه تا پشه رو دیوار حموم بودن، حمله کردم و دوتاشون رو کُشتم. اون یکی که زنده موند فرار کرد رفت تو هواکش..حالا نمیدونم خودکشی کرده.! یا رفته بقیهشون رو خبر کنه، شب بریزنسرم... خیلی اضطراب دارم...:|
ازدکمه “اینتر”، رفیق روزهای عصبانیتمان ممنونیم که زیر بار سخت ترین ضربات دست ما، صداش در نمیاد !
به رفيقم ميگم اين ناظمه خيلي پست فطرته ميگه نه اتفاقا آدم خيلي خوبي هم هست مي پرسم چرا؟ميگه به كسي نگو چون معدل ميان ترممو يك نمره اضافه كرده!جهان سوم كه ميگن همينه!
پسره قد فيل رشد كرده و قيافش شبيه گوريله.اونوقت نامزدش صداش ميزنه جوجو
صداي تشنگي و گرسنگي از دو هفته اونطرفتر داره مياد : يوها ها ها هاااااا.....
دیدین تو این فیلما یکی تیر میخوره میوفته به رفیقاش میگه شما برید؟ زر مفته .... من اگه تیر بخورم بیوفتم ببینم رفیقام دارن میرن از پشت همشونو میبندم به رگباررررررررررر ررررر...
اعتراف میکنم بچه که بودم فک میکردم مگس و پشه زن و شوهرن. همچین آدم نابغه ای بودم من....
4 یا 5 سالم بود شبایی که خوابم نمیبرد یا نصف شب بیدار میشدم میدیم داداش کوچولوم زیر پتو خوابیده و پاها یا دستش بیرون از پتو فک میکردم ادم فضاییهاخوردنش بعد پاهاشو بیرون از پتو گذاشتن تا ماشک نکنیم
یکی از تفریحات کودکی من این بود که با تلفن خونه زنگ بزنم خونمون ببینم اشغاله یا نه!!
بچه که بودم تو خونه فوتبال بازی میکردم . برای اینکه حس فوتبال و بازی استادیومی بهم منتقل بشه و آرمانهای ورزش حفظ بشه رو فرش تف میکردم
یه بچه نداریم، وقتی میریم مهمونی شیطونی کنه، ما هم بزنیم زیر گوشش، بشینه زار زار گریه کنه، بعد خانمم بیاد از بچه دفاع کنه .. یکی هم بزنیم زیر گوش اون که دیگه تو مسائل پدر و فرزندی دخالت نکنه
اعتراف می کنم : بچه که بودم فکر می کردم دزدگیر های توی مغازه خودش می ره دنبال دزد . دزد رو می گره و بعد هم انقدر صبر می کنه تا صاحب مغازه بیاد. دزد گیرـــ:E دزد ـــ :((((((( صاحب مغازه ــ:)))) من @@
آدم ته دیگ میخوره چرا صدا تلویزیون رو دیگه نمیشنوه؟ با چه نرم افزاری مارو طراحی کردن آخه.
امتحان تنظیم خانواده 20 شدم حالا با چه رویی برم به خانواده بگم ...؟ :|
اعتراف میکنم بزرگترین افتخارم تو زندگی اینه که هر سه قسمت فیلم اخراجیهارو قبل از اینکه برن سینما , تماشا کردم!
یکی ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﺑﻌﺪ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ ﻭ ﺷﮑﻤﻤﻮ ﺗﮑﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ. ﺍﺯ ﺗﻮ ﺷﮑﻤﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﺏ ﻣﯿﻮﻣﺪ! ینی اون لحظه ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﺻﺨﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﻬﻢ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﺍﺩ!
سه تا پشه رو دیوار حموم بودن، حمله کردم و دوتاشون رو کُشتم. اون یکی که زنده موند فرار کرد رفت تو هواکش..حالا نمیدونم خودکشی کرده.! یا رفته بقیهشون رو خبر کنه، شب بریزنسرم... خیلی اضطراب دارم...:|
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}