{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
يه دونه از اين سوسكاي ريزهرشب ساعت 12كه ميشه مياد روميزم راه ميره هي واميسته بعد دوباره راه ميره...نميدونم كي مي خواد اين غرور لعنتيشو كنار بذاره و حرف دلشو بهم بزنه!
اعتراف میکنم خیلی از این اعتراف میکنم ها که میذارم 4جوک برام اتفاق نیفتاده و برای گرفتن امتیاز بوده فقط. خدا منو ببخشه با این دروغام.
یکی بیاد به مامانم بگه من شکمو نیستم،فقط نسبت به غذاهای توی یخچال احساس مسئولیت میکنم
اعتراف ميكنم وقتي بچه بودم،مامانم برام لاك ميخريد،منم همشونو باز ميكردم،باهم قاطيشون ميكردم.يني قدري كه اينكار بهم حال داد،موقعي كه فهميدم بزرگ شدم بهم حال نداد. . . .
یکی از چیزایی که من دوست دارم بدونم و ذهن من رو به خودش مشغول کرده اینه که فنر ماشین بیگلی بیگلی چی بود که گوری لنگوری روش مینشست؟
اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافیه یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه عالم می فهمن!
نگاهت:عقاب دلت:دريا صدات:بلبل قدت:سرو خلاصه هيچ چيزت مثل آدم نيست!
اعتراف میکنم تلفن هماسیمون روکه اورده بودیم خونمون امتحان کنیم من اشتباهی زدم به برق بعد هو به خانومه گفتم این از اولش کار نمیکرده
خوب شد موس نشديم وگرنه ملت دو ديقه نازمون ميكردن ، 20 تا ميزدن تو سرمون.
شبکه 3 تبلیغ نشون میده استفاده زیاد از اینترنت یک نوع اعتياد محسوب میشه اخه نه این که سرعت اینترنت خیلی زیاد ادم واقعا معتادش میشه من یکی که واقعا الان معتاد شدم.!!!!!
هر کی بهت سنگ پرت کرد تو گل پرتاب کن ... اما با گلدونش!!!
اعتراف میکنم یه سری چهارم دبستان تو امتحان جغرافی یه سوال بود: شهر های شمالی ایران را نام ببرید منم نوشتم: بستگی داره از کدوم ور نگاش کنیم!!!
اعتراف میکنم 7-8 سال پیش یه لپ تاپ صورتی که یه قلب هم جای برندش داشت دیده بودم تا یه سال فک میکردم لپ تاپ "DELL" به اونا میگن :))
اعتراف میکنم که بعضی از دریاها و اقیانوسها از اول شیرین بودن. ولی ی چن وقتی بود که هوس آب تنتی به سرم زد رفتم توشون شنا کردم. البته مدیونید اگه فکر کنید به خاطر نمک من بوده که شور شدنا ^_^
اعتراف میکنم فقط تا چنجم ابتدایی معدلم همش بیست بود ولی مامانم تا آخرپیش دانشگاهی پیش همه میگفت که دخترم تاالان هرسال معدلش 20بوده من ^_^ نمره هایی که من میگرفتم 0_o معلما ومدیرمدرسه O_O مامانم -__-
اعتراف میکنم من الان دشک بچه گیامو ببینی همش زرده:) اعتراف میکنم دو تا بچه ی کوچیک میبینم دعواشون میاندازم اعتراف میکنم موبایل بابام از دست من افتاد(از پنجره)دزد نبردش
يه دونه از اين سوسكاي ريزهرشب ساعت 12كه ميشه مياد روميزم راه ميره هي واميسته بعد دوباره راه ميره...نميدونم كي مي خواد اين غرور لعنتيشو كنار بذاره و حرف دلشو بهم بزنه!
اعتراف میکنم خیلی از این اعتراف میکنم ها که میذارم 4جوک برام اتفاق نیفتاده و برای گرفتن امتیاز بوده فقط. خدا منو ببخشه با این دروغام.
یکی بیاد به مامانم بگه من شکمو نیستم،فقط نسبت به غذاهای توی یخچال احساس مسئولیت میکنم
اعتراف ميكنم وقتي بچه بودم،مامانم برام لاك ميخريد،منم همشونو باز ميكردم،باهم قاطيشون ميكردم.يني قدري كه اينكار بهم حال داد،موقعي كه فهميدم بزرگ شدم بهم حال نداد. . . .
یکی از چیزایی که من دوست دارم بدونم و ذهن من رو به خودش مشغول کرده اینه که فنر ماشین بیگلی بیگلی چی بود که گوری لنگوری روش مینشست؟
اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافیه یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه عالم می فهمن!
نگاهت:عقاب دلت:دريا صدات:بلبل قدت:سرو خلاصه هيچ چيزت مثل آدم نيست!
اعتراف میکنم تلفن هماسیمون روکه اورده بودیم خونمون امتحان کنیم من اشتباهی زدم به برق بعد هو به خانومه گفتم این از اولش کار نمیکرده
خوب شد موس نشديم وگرنه ملت دو ديقه نازمون ميكردن ، 20 تا ميزدن تو سرمون.
شبکه 3 تبلیغ نشون میده استفاده زیاد از اینترنت یک نوع اعتياد محسوب میشه اخه نه این که سرعت اینترنت خیلی زیاد ادم واقعا معتادش میشه من یکی که واقعا الان معتاد شدم.!!!!!
هر کی بهت سنگ پرت کرد تو گل پرتاب کن ... اما با گلدونش!!!
اعتراف میکنم یه سری چهارم دبستان تو امتحان جغرافی یه سوال بود: شهر های شمالی ایران را نام ببرید منم نوشتم: بستگی داره از کدوم ور نگاش کنیم!!!
اعتراف میکنم 7-8 سال پیش یه لپ تاپ صورتی که یه قلب هم جای برندش داشت دیده بودم تا یه سال فک میکردم لپ تاپ "DELL" به اونا میگن :))
اعتراف میکنم که بعضی از دریاها و اقیانوسها از اول شیرین بودن. ولی ی چن وقتی بود که هوس آب تنتی به سرم زد رفتم توشون شنا کردم. البته مدیونید اگه فکر کنید به خاطر نمک من بوده که شور شدنا ^_^
اعتراف میکنم فقط تا چنجم ابتدایی معدلم همش بیست بود ولی مامانم تا آخرپیش دانشگاهی پیش همه میگفت که دخترم تاالان هرسال معدلش 20بوده من ^_^ نمره هایی که من میگرفتم 0_o معلما ومدیرمدرسه O_O مامانم -__-
اعتراف میکنم من الان دشک بچه گیامو ببینی همش زرده:) اعتراف میکنم دو تا بچه ی کوچیک میبینم دعواشون میاندازم اعتراف میکنم موبایل بابام از دست من افتاد(از پنجره)دزد نبردش
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}