بارگذاری . . . کمتر از چند ثانیه

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

یه مرغ دارم روزی 500 تومن گرون میشه ... چرا 500 تا؟ پس چندتا؟ 1000 تا به این میگن لبخند زدن در اوج مشکلاته گرانی :))

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم و صدام شبیه دخدرا بود وقتی از مدرسه زنگ میزدن که بچتون شیطونی کرده خودمو جای مادرم جا میزدم و از مدیر مدرسه عذرخواهی میکردم ^_^ همچین بچه ی خودکفایی بودم من

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

ما هممون یه جورایی یه زمانی جزو اقلیت های هندی بودیم! چون هممون یه گاوی رو یه روزی به عنوان عشق می پرستیدیم....:|

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

اعتراف میکنم عروسی دخترخالم سربرف شادی رو عوض کردم! بعد عروس اومد بزنه.... صورتش مثل پیرمردای هشتاد ساله شده بود!!!! کرمو خودتی!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

اعتراف ميكنم تو بچگي دو تا كار رو خيلي انجام دادم و حالا عذاب وجدان شديدي دارم ؛ ١- زنگ زدن و نشستن زير اف اف ( ايفون ) همسايه و ٢- ريختن چسب يك دو سه يا رازي در جاي كليد همسايه ي عينكيمون !

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

شما دختر جوونا یادتون نمیاد… ولی یه زمانى دخترا خواستگاراشونو رد میکردن!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

اعتراف میکنم تو کلاس زبان ما کارت دانشجویی که به ما دادن تماما فارسیه و حتی یک لغت انگلیسیم توش نیس محض اینکه اگه یکی ای کارتو پیدا کرد بفهمه ما ترمی 65 تومن پول کلاس زبان میدیم و این کارت زبانه!!!!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

یه خبرخوب :گفتم به شما بگم که من هم زن گرفتم اگه شما هم زن میخواهید بگید براى شما هم زن بگیرم ." هم زن هاي برقي مولينکس "

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

یادش بخیر قدیما میرفتی نونوایی، یه دونه یی بدون صف بود الان پنج تایی ده تایی بدون صفه !

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

اعتراف میکنم مواقعی ک دارم با کَسی حرف میزنم،و یک قلپ از آب دهنم میافته رو طرف.... اولین کاری ک میکنم: از اون محل دور میشم ب مدت 5 دقیقه توافق میکنم تا چ مدت با طرف حرف نزنم و در آخر در افق محو میشم!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

تا حالا دقت کردین که وقتی با مداد می نویسین تو 10 صفحه یه غلط هم ندارید ولی وقتی با خودکار می نویسید هی خط خوردگی و غلط پیش میاد؟

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

اعتراف ميكنم بچه كه بودم هر وقت مهمون ميومد كفش پاشنه بلنداي مهمونا را ميپوشيدم و راه ميرفتم تا تق تق كنه! خوب چي كار كنم يكي از فانتزيام كفش پاشنه بلند بود!!!!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

اعتراف ميكنم وقتي بچه بودم يه سه چرخه داشتم كه هر وقت سوارش ميشدم احساس ميكردم ماشينه و ژسِ مسافر كش ها را ميگرفتم و بازي ميكردم!:)

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

بچه ها بخدا نمی‌خوام از خودم تعریف كنمااا اما باور كنین تو هر بانکی كه پا میذارم , درش خود به خود وا میشه واسم !!! یه همچین آدم مهمی هستم من !!

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

به این نتیجه رسیدم که بعضی چیزا رو دارم بعضی چیزا رو ندارم ... مثلا معرفت دارم ولی لنگه ندارم ...

{{::'controllers.mainSite.SmsCount' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsType' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SendSms' | translate}}

:

همونقد که پسرا از دخترای سیبیلو خوششون نمیاد همین احساس رو دخترا نسبت به پسرایی که زیر ابرو برمیدارن دارن گفتم که در جریان باشید ... :|

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

یه مرغ دارم روزی 500 تومن گرون میشه ... چرا 500 تا؟ پس چندتا؟ 1000 تا به این میگن لبخند زدن در اوج مشکلاته گرانی :))

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم و صدام شبیه دخدرا بود وقتی از مدرسه زنگ میزدن که بچتون شیطونی کرده خودمو جای مادرم جا میزدم و از مدیر مدرسه عذرخواهی میکردم ^_^ همچین بچه ی خودکفایی بودم من

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

ما هممون یه جورایی یه زمانی جزو اقلیت های هندی بودیم! چون هممون یه گاوی رو یه روزی به عنوان عشق می پرستیدیم....:|

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

اعتراف میکنم عروسی دخترخالم سربرف شادی رو عوض کردم! بعد عروس اومد بزنه.... صورتش مثل پیرمردای هشتاد ساله شده بود!!!! کرمو خودتی!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

اعتراف ميكنم تو بچگي دو تا كار رو خيلي انجام دادم و حالا عذاب وجدان شديدي دارم ؛ ١- زنگ زدن و نشستن زير اف اف ( ايفون ) همسايه و ٢- ريختن چسب يك دو سه يا رازي در جاي كليد همسايه ي عينكيمون !

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

شما دختر جوونا یادتون نمیاد… ولی یه زمانى دخترا خواستگاراشونو رد میکردن!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

اعتراف میکنم تو کلاس زبان ما کارت دانشجویی که به ما دادن تماما فارسیه و حتی یک لغت انگلیسیم توش نیس محض اینکه اگه یکی ای کارتو پیدا کرد بفهمه ما ترمی 65 تومن پول کلاس زبان میدیم و این کارت زبانه!!!!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

یه خبرخوب :گفتم به شما بگم که من هم زن گرفتم اگه شما هم زن میخواهید بگید براى شما هم زن بگیرم ." هم زن هاي برقي مولينکس "

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

یادش بخیر قدیما میرفتی نونوایی، یه دونه یی بدون صف بود الان پنج تایی ده تایی بدون صفه !

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

اعتراف میکنم مواقعی ک دارم با کَسی حرف میزنم،و یک قلپ از آب دهنم میافته رو طرف.... اولین کاری ک میکنم: از اون محل دور میشم ب مدت 5 دقیقه توافق میکنم تا چ مدت با طرف حرف نزنم و در آخر در افق محو میشم!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

تا حالا دقت کردین که وقتی با مداد می نویسین تو 10 صفحه یه غلط هم ندارید ولی وقتی با خودکار می نویسید هی خط خوردگی و غلط پیش میاد؟

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

اعتراف ميكنم بچه كه بودم هر وقت مهمون ميومد كفش پاشنه بلنداي مهمونا را ميپوشيدم و راه ميرفتم تا تق تق كنه! خوب چي كار كنم يكي از فانتزيام كفش پاشنه بلند بود!!!!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

اعتراف ميكنم وقتي بچه بودم يه سه چرخه داشتم كه هر وقت سوارش ميشدم احساس ميكردم ماشينه و ژسِ مسافر كش ها را ميگرفتم و بازي ميكردم!:)

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

بچه ها بخدا نمی‌خوام از خودم تعریف كنمااا اما باور كنین تو هر بانکی كه پا میذارم , درش خود به خود وا میشه واسم !!! یه همچین آدم مهمی هستم من !!

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

به این نتیجه رسیدم که بعضی چیزا رو دارم بعضی چیزا رو ندارم ... مثلا معرفت دارم ولی لنگه ندارم ...

{{::'controllers.mainSite.SmsBankNumberOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankKindOfSms' | translate}}

:

{{::'controllers.mainSite.SmsBankSendSms' | translate}}

:

همونقد که پسرا از دخترای سیبیلو خوششون نمیاد همین احساس رو دخترا نسبت به پسرایی که زیر ابرو برمیدارن دارن گفتم که در جریان باشید ... :|