{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
اعتراف میکنم وقتی کوچیک بودم فکر میکردم اگه بری روی یه بلندی و بپری زیر پاتو نگاه نکنی تو هوا میمونی و نمیوفتی پایین چه شیرین مغز بودم من
نمی دونم هر چی به روز های مدرسه نزدیک تر می شم بیش تر دلم می خواد بیدار بمونم شما هم این طورین ایا یا من خود درگیری دارم
اعتراف میکنم یه روز دیدم تو یه سایتی نوشته بود شماره سعید کرمانی زنگ زدم گفتم عاقا شما سعید کرمانی هستی؟ گفت:به نظرت من سعید کرمانی بودم جوابت رو میدادم؟ هیچی دیگه عاقا تو کل عمرا اینقد قانع نشده بودم
ولنتـــاين چيــــست ؟ . . . دادن يك خـــــرس لـــوس كوچيـــك به يــــك خـــرس لـــوس گنــده ..
اینو فقط اینجا اعتراف میکنم خو دلم واسه روزای مدرسه تنگ شده فقط الکی مجبورم جلو بچه های دیگه بگم اه بازم مدرسه ها شروع شد یعنی میخوای بگی خودت اینجوری نیستی؟؟؟
زندگی رویاست، زندگی خاطرهست، زندگی آرزوئه، زندگی شادیه، زندگی... ! یکی به من بگه چرا زندگی جعفر نیست، چرا بهرام نیست، چرا فرشاد نیست ؟؟ یا حتی چنگیز !!
اعتراف می کنم رفته بودم دیدن یکی از فامیلامون که تازه فارغ شده بود بچه رو بغل کردم می خواستم بگم ایشالله زنده باشه گفتم ایشاالله زنده می مونه !!!
تبریک تولد دخترا:عزیزم به دنیا اومدنت مبارک...وای مرثی تبریک تولد پسرا:نره خر روز نحس تولدت مبارک...باشه جنازه
آقـا اومـدم از هـمـیـن تـریـبـون اعـتـراف کـنـم.... بـچـه کـه بـودم.... هـمـیـشـه "آدیـداسـو" بـا "آنـانـاس" قـاطـی می کـردم....!
یکی از شروط ازدواج من اینه که همسر آیندم باید بلد باشه زغال گردون رو از پنجره بچرخونه !! خیلی مهمه بچه ها واقعنی جدی بگیرید...!!
تو فامیل پشت سر ما بحث افتاده بود! داییم میگفت این پسره تو خونه دانشجوییش همه غلطی کرده!! مامان بزرگم شاکی گفت مگه توچیزی دیدی ازش!! داییم گفت نه ولی بچه حلال زاده به داییش میره!
راسته که میگن اگه به یه کچل بخندی بی برو برگرد کچل میشی ولی به یه میلیونر قهقه هم بزنی هیچ اتفاقی نمی افته !
اعتراف می کنم ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﺮﮔﺮﻣﯿﺎم ﺍﯾﻨﻪ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧم ۱۸۱۸ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺭﻭ ﻣﯿﺪم ﺑﺒﯿﻨم ﻗﺒﺾ ﺗﻠﻔﻨﺸﻮﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﻭﻣﺪﻩ
اعتراف میکنم تا همین چند سال پبش اتمسفر رو میخوندم : . . . اتم سَفر،بعد تازشم هی با خودم میگفتم خدایا این اتم ها کجا سفر می کنند! . . چیه ؟ نگاه داره ؟ بی سواتم خودتی !
وسایل لازم برای مسافرت : دخترا : کیف ، مانتو ، شلوار ، شال روسری در رنگهای مختلف بدلیجات ، ساپورت ، کفش ، صندل ، لوازم آرایش پسرا: دمپایی ، شلوارک قلیـــــــــــــــــــــــون!!!
اعتراف میکنم وقتی آجیم عقدکرده بود همیشه تو اتاقش خودمو به خواب میزدم و حرفاشو با نامزدش گوش میکردم. هی خدایا العفو :)
اعتراف میکنم وقتی کوچیک بودم فکر میکردم اگه بری روی یه بلندی و بپری زیر پاتو نگاه نکنی تو هوا میمونی و نمیوفتی پایین چه شیرین مغز بودم من
نمی دونم هر چی به روز های مدرسه نزدیک تر می شم بیش تر دلم می خواد بیدار بمونم شما هم این طورین ایا یا من خود درگیری دارم
اعتراف میکنم یه روز دیدم تو یه سایتی نوشته بود شماره سعید کرمانی زنگ زدم گفتم عاقا شما سعید کرمانی هستی؟ گفت:به نظرت من سعید کرمانی بودم جوابت رو میدادم؟ هیچی دیگه عاقا تو کل عمرا اینقد قانع نشده بودم
ولنتـــاين چيــــست ؟ . . . دادن يك خـــــرس لـــوس كوچيـــك به يــــك خـــرس لـــوس گنــده ..
اینو فقط اینجا اعتراف میکنم خو دلم واسه روزای مدرسه تنگ شده فقط الکی مجبورم جلو بچه های دیگه بگم اه بازم مدرسه ها شروع شد یعنی میخوای بگی خودت اینجوری نیستی؟؟؟
زندگی رویاست، زندگی خاطرهست، زندگی آرزوئه، زندگی شادیه، زندگی... ! یکی به من بگه چرا زندگی جعفر نیست، چرا بهرام نیست، چرا فرشاد نیست ؟؟ یا حتی چنگیز !!
اعتراف می کنم رفته بودم دیدن یکی از فامیلامون که تازه فارغ شده بود بچه رو بغل کردم می خواستم بگم ایشالله زنده باشه گفتم ایشاالله زنده می مونه !!!
تبریک تولد دخترا:عزیزم به دنیا اومدنت مبارک...وای مرثی تبریک تولد پسرا:نره خر روز نحس تولدت مبارک...باشه جنازه
آقـا اومـدم از هـمـیـن تـریـبـون اعـتـراف کـنـم.... بـچـه کـه بـودم.... هـمـیـشـه "آدیـداسـو" بـا "آنـانـاس" قـاطـی می کـردم....!
یکی از شروط ازدواج من اینه که همسر آیندم باید بلد باشه زغال گردون رو از پنجره بچرخونه !! خیلی مهمه بچه ها واقعنی جدی بگیرید...!!
تو فامیل پشت سر ما بحث افتاده بود! داییم میگفت این پسره تو خونه دانشجوییش همه غلطی کرده!! مامان بزرگم شاکی گفت مگه توچیزی دیدی ازش!! داییم گفت نه ولی بچه حلال زاده به داییش میره!
راسته که میگن اگه به یه کچل بخندی بی برو برگرد کچل میشی ولی به یه میلیونر قهقه هم بزنی هیچ اتفاقی نمی افته !
اعتراف می کنم ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﺮﮔﺮﻣﯿﺎم ﺍﯾﻨﻪ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧم ۱۸۱۸ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺭﻭ ﻣﯿﺪم ﺑﺒﯿﻨم ﻗﺒﺾ ﺗﻠﻔﻨﺸﻮﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﻭﻣﺪﻩ
اعتراف میکنم تا همین چند سال پبش اتمسفر رو میخوندم : . . . اتم سَفر،بعد تازشم هی با خودم میگفتم خدایا این اتم ها کجا سفر می کنند! . . چیه ؟ نگاه داره ؟ بی سواتم خودتی !
وسایل لازم برای مسافرت : دخترا : کیف ، مانتو ، شلوار ، شال روسری در رنگهای مختلف بدلیجات ، ساپورت ، کفش ، صندل ، لوازم آرایش پسرا: دمپایی ، شلوارک قلیـــــــــــــــــــــــون!!!
اعتراف میکنم وقتی آجیم عقدکرده بود همیشه تو اتاقش خودمو به خواب میزدم و حرفاشو با نامزدش گوش میکردم. هی خدایا العفو :)
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}