{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
یادش بخیر یه زمانی تلویزیون تبلیغ سس و رب میکرد و بعد میگفتن : هزاااااااار سکه تمام بهار ازادی دوهزززززززززززززززار نیم سکه... الان دستمال توالت هم نمیتونن جایزه بدن:)))))
تا حالا متوجه شدین هروقت داریم کیف میکنیم یه نفری پیدا میشه میگنده تو اعصابمون؟هرکی موافقه لایک بزنه
شما هم وقتی تو عروسی دوست دارین برقصین کسی نیست بلندتون کنه ولی وقتی اصلا حال و حوصله ندارین برقصین همه میان سراغتون حتی شده بزور میکشوننتون وسط تا برقصوننتون یا فقط من اینجوریم !!!!!!!!!!!!!!
طرف زنگ زده به موبایلم میگه شما???? منم در کمال ناباوری گفتم ببخشید اشتباه برداشتم خداحافسسسس!!
رفیقم: زنگ زده می گه کجایی؟ من: پشتِ فرمون!!!! رفیقم: الاغ کِی ماشین خریدی؟ مبارکِه!!مارَم سوار کن یه دوری بزنیم من: کصافط زنگ زدی به تلفنِ خونه ، بعد می گی کجایی؟؟!!
پارسال به اصرار مدیرمون کل کلاس رفتیم نماز منم که نماز خون :))))))) اخر نماز حاج اقا داشت از نماز خونه خارج میشد یهو گفتم حاج اقا خسته نباشید :)))) حاج اقا:o بچه ها :)))))))) مدیرمون x-( معاونمون :|
جاتون خالی دیشب یه فیلم طنز میداد اسمش "رمز عبور" بود!!!!!!!!! کلا حال کردم ......... چی حساب کردن اینا مارو؟؟؟؟
یعنی عاشق اون استادی هستم که قبل از شنیدن "استاد خسته نباشید" خودش بگه: بچه ها خسته نباشید میتونید برید :دی
روی صحبتم با اون بچه 15 سالست که تو فیسبوک استاتوس زده"زندگی چرا اینقد منو خسته میکنی" چی شده؟باز مامانت فرستادتت نون بگیری
اعتراف میکننم کلاس اول که بودم همش گریه میکردم چون میترسیدم وقتی بیام خونه همه مرده باشن و فقط من از خانواده زنده بمونم اونوقت تنها میشدم واسه همین گریه میکردم………. !
اعتراف ميكنم بعد از اينكه فهميدم اول مهر نميرم دانشكاه(نيم سال دوم ميرم) بقدري خوشحال شدم كه انكار تو جشنواره ي سازه هاي ماكاروني مقام اوردم.انقد كه ورودي هاي جديدو مسخره كردن.....والا...
اعتراف میکنم اگه زمان جنگ بودم ، تنها دلهرم این بود که وقتی من دستشوییم ، بمب بارون نکنن !
اعتراف ميکنم يه دوست دارم که 5ساله باهم دوستيم،بعد5سال تازه برگشته بهم ميگه :عه توچشمات عسليه!؟.من همش مشکي ميديدم چشماتو! يعني دقت وهوش وذکاوت دوستم توحلقم!!!
اعتراف ميکنم ذوق وشوقي که اول مهرواسه ديدن دوستم داشتم اگه واسه درس خوندن داشتم الان توي تيزهوشان داشتم درس ميخوندم
اعتراف میکنم بچه که بودم شبا از ترس اینکه یه وقت صبح برای مدرسه خواب نمونم تا جایی که میتونستم بیدار میموندم! خوب چیه بچه بودم دیگه! الان قشنگ با خیالت راحت میخوابم!!!
اولین شکست عشقیمو تو بچگی خوردم،یه جوجه داشتم اسمش یلدا خانم بود،بزرگ که شد دیدم خروسه :| ینی کمرم خم شدا :|
یادش بخیر یه زمانی تلویزیون تبلیغ سس و رب میکرد و بعد میگفتن : هزاااااااار سکه تمام بهار ازادی دوهزززززززززززززززار نیم سکه... الان دستمال توالت هم نمیتونن جایزه بدن:)))))
تا حالا متوجه شدین هروقت داریم کیف میکنیم یه نفری پیدا میشه میگنده تو اعصابمون؟هرکی موافقه لایک بزنه
شما هم وقتی تو عروسی دوست دارین برقصین کسی نیست بلندتون کنه ولی وقتی اصلا حال و حوصله ندارین برقصین همه میان سراغتون حتی شده بزور میکشوننتون وسط تا برقصوننتون یا فقط من اینجوریم !!!!!!!!!!!!!!
طرف زنگ زده به موبایلم میگه شما???? منم در کمال ناباوری گفتم ببخشید اشتباه برداشتم خداحافسسسس!!
رفیقم: زنگ زده می گه کجایی؟ من: پشتِ فرمون!!!! رفیقم: الاغ کِی ماشین خریدی؟ مبارکِه!!مارَم سوار کن یه دوری بزنیم من: کصافط زنگ زدی به تلفنِ خونه ، بعد می گی کجایی؟؟!!
پارسال به اصرار مدیرمون کل کلاس رفتیم نماز منم که نماز خون :))))))) اخر نماز حاج اقا داشت از نماز خونه خارج میشد یهو گفتم حاج اقا خسته نباشید :)))) حاج اقا:o بچه ها :)))))))) مدیرمون x-( معاونمون :|
جاتون خالی دیشب یه فیلم طنز میداد اسمش "رمز عبور" بود!!!!!!!!! کلا حال کردم ......... چی حساب کردن اینا مارو؟؟؟؟
یعنی عاشق اون استادی هستم که قبل از شنیدن "استاد خسته نباشید" خودش بگه: بچه ها خسته نباشید میتونید برید :دی
روی صحبتم با اون بچه 15 سالست که تو فیسبوک استاتوس زده"زندگی چرا اینقد منو خسته میکنی" چی شده؟باز مامانت فرستادتت نون بگیری
اعتراف میکننم کلاس اول که بودم همش گریه میکردم چون میترسیدم وقتی بیام خونه همه مرده باشن و فقط من از خانواده زنده بمونم اونوقت تنها میشدم واسه همین گریه میکردم………. !
اعتراف ميكنم بعد از اينكه فهميدم اول مهر نميرم دانشكاه(نيم سال دوم ميرم) بقدري خوشحال شدم كه انكار تو جشنواره ي سازه هاي ماكاروني مقام اوردم.انقد كه ورودي هاي جديدو مسخره كردن.....والا...
اعتراف میکنم اگه زمان جنگ بودم ، تنها دلهرم این بود که وقتی من دستشوییم ، بمب بارون نکنن !
اعتراف ميکنم يه دوست دارم که 5ساله باهم دوستيم،بعد5سال تازه برگشته بهم ميگه :عه توچشمات عسليه!؟.من همش مشکي ميديدم چشماتو! يعني دقت وهوش وذکاوت دوستم توحلقم!!!
اعتراف ميکنم ذوق وشوقي که اول مهرواسه ديدن دوستم داشتم اگه واسه درس خوندن داشتم الان توي تيزهوشان داشتم درس ميخوندم
اعتراف میکنم بچه که بودم شبا از ترس اینکه یه وقت صبح برای مدرسه خواب نمونم تا جایی که میتونستم بیدار میموندم! خوب چیه بچه بودم دیگه! الان قشنگ با خیالت راحت میخوابم!!!
اولین شکست عشقیمو تو بچگی خوردم،یه جوجه داشتم اسمش یلدا خانم بود،بزرگ که شد دیدم خروسه :| ینی کمرم خم شدا :|
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}