{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
+ اعــتـراف میـکنـم کـه نمـیدونـم چـرا وختــی شـیریــنی میـخــورم تُـرش میـکنـه مـعــدم ..؟ هــــوم ...؟ +
اعتراف میکنم دلم لک زده واسه: ی دست گل کوچیک با رفقا تو کوچه و با توپ پلاستیکی دو لایه، رقصیدن و ترکوندن کلاس قبل از رسیدن ناظم و مدیر، دور هم جمع شدن با رفقا و دور زدنای الکی و به همه چی خندیدن...
خيلي دوست دارم وقتي استاد داره نگاه ميكنه بدونم منظورش منم يا صندلي جلويي؟! ولي خداييش لحظه پر استرسيه!! (من تا مرز سكته چند بار رفتم كه ميگمااااا)
+ اعـتــراف مـیـکنــم بـچــه بـودم 1 جــای دسـتــم کــه مـیبُریـد ، خــونِشــو مـیخـوردم کــه نـذارم هــدر بـشــه و بـاز بِـره تـو رگــ هـام .... +
دوستم اومده دانشگاه کت و شلوار پوشیده که هیچ کرواتم زده. بهش میگم آخه این چه کاریه مگه چه خبره؟ میگه: بذار دخترا ازم حساب ببرن! این رفیقه من دارم آخه؟
اعتراف مىكنم در دورهى گودزيلايي فكر مىكردم موقعى كه سوار آسانسور مىشم زمين اينور و اونورى مىره و ما با زدن دكمه آسانسور ميزانش رو تايين مىكنيم. انقدر گودزيلاى باهوشى بودم من!
به سلامتیه کسایی که میان انجا و نگاه مکنن ببینن کی لایک کم داره زوود لایکش مکنن تا طرف ناراحت نشه چقد عشقن اینا...
اعتراف می کنم من هروقت به پولدارا و خوشگلا حسودیم میشه؛به خودم دلداری میدم که اینا همه شون معتاد میشن آخرش ^_^
اعتراف میکنم بعد از 2 سال ک عاشق یکی شده بودم وقتی ک یکم به هم نزدیک شدیم و شناختمش دقیقا حس همون مورچه ای رو داشتم ک بعد از 2 سال فهمید عاشق یه تفاله چایی بوده نه مورچه!!!
اعتراف میکنم فقط یک دانش آموز مثل من میتونه شب گوشیش رو کوک کنه تا صبح 20 بار زنگ بزنه ولی صبح با اولین زنگ گوشی پاشه بقیه زنگ ها رو پاک کنه و دوباره با خیال راحت بخوابه !!!
رفتم کاغذ دیواری بخرم...متری 90 تا 450 هزار تومن!! حساب کردم بخوام اسکناس 1000 تومانی جاش بچسبونم 82 تومن درمیاد!! تازه می شه بهش ناخونکم زد !!!
اعتراف میکنم پست های که غلط املایی ازقصدمینوسن مثلأبجای آقا مینویسن عاقا...رواصلانمیخونم ومیرم پست بعدی! والا بااین نوناشون!
خوبه همین طوری پیش بره خانوما نمیتونن دیگه آرایش کنن بلکه حقایق اشکار شه
اعتراف میکنم بعضی وقتا الکی غیبت میکردمو نمیرفتم مدرسه بعد وقتی معلما علت غیبتمو ازم میپرسیدن با یه حالت معصومانه میگفتم :بابابزرگم فوت کرده بود!!! سالی سه ؛چهار بار
دوست دارم برم پاریس روصندلی کنار پیاده رو بشینم و این کفترا بیان دورو برم ، براش دون بپاشم؛ یهو پاشم همشونو با سنگ بزنم …
انقد اين پسرا كليپساي مارو مسخره كردن كه ديروز رفتم موهامو پسرونه زدم حالا جرات داريد به اين كله ي پخت بخنديد ...
+ اعــتـراف میـکنـم کـه نمـیدونـم چـرا وختــی شـیریــنی میـخــورم تُـرش میـکنـه مـعــدم ..؟ هــــوم ...؟ +
اعتراف میکنم دلم لک زده واسه: ی دست گل کوچیک با رفقا تو کوچه و با توپ پلاستیکی دو لایه، رقصیدن و ترکوندن کلاس قبل از رسیدن ناظم و مدیر، دور هم جمع شدن با رفقا و دور زدنای الکی و به همه چی خندیدن...
خيلي دوست دارم وقتي استاد داره نگاه ميكنه بدونم منظورش منم يا صندلي جلويي؟! ولي خداييش لحظه پر استرسيه!! (من تا مرز سكته چند بار رفتم كه ميگمااااا)
+ اعـتــراف مـیـکنــم بـچــه بـودم 1 جــای دسـتــم کــه مـیبُریـد ، خــونِشــو مـیخـوردم کــه نـذارم هــدر بـشــه و بـاز بِـره تـو رگــ هـام .... +
دوستم اومده دانشگاه کت و شلوار پوشیده که هیچ کرواتم زده. بهش میگم آخه این چه کاریه مگه چه خبره؟ میگه: بذار دخترا ازم حساب ببرن! این رفیقه من دارم آخه؟
اعتراف مىكنم در دورهى گودزيلايي فكر مىكردم موقعى كه سوار آسانسور مىشم زمين اينور و اونورى مىره و ما با زدن دكمه آسانسور ميزانش رو تايين مىكنيم. انقدر گودزيلاى باهوشى بودم من!
به سلامتیه کسایی که میان انجا و نگاه مکنن ببینن کی لایک کم داره زوود لایکش مکنن تا طرف ناراحت نشه چقد عشقن اینا...
اعتراف می کنم من هروقت به پولدارا و خوشگلا حسودیم میشه؛به خودم دلداری میدم که اینا همه شون معتاد میشن آخرش ^_^
اعتراف میکنم بعد از 2 سال ک عاشق یکی شده بودم وقتی ک یکم به هم نزدیک شدیم و شناختمش دقیقا حس همون مورچه ای رو داشتم ک بعد از 2 سال فهمید عاشق یه تفاله چایی بوده نه مورچه!!!
اعتراف میکنم فقط یک دانش آموز مثل من میتونه شب گوشیش رو کوک کنه تا صبح 20 بار زنگ بزنه ولی صبح با اولین زنگ گوشی پاشه بقیه زنگ ها رو پاک کنه و دوباره با خیال راحت بخوابه !!!
رفتم کاغذ دیواری بخرم...متری 90 تا 450 هزار تومن!! حساب کردم بخوام اسکناس 1000 تومانی جاش بچسبونم 82 تومن درمیاد!! تازه می شه بهش ناخونکم زد !!!
اعتراف میکنم پست های که غلط املایی ازقصدمینوسن مثلأبجای آقا مینویسن عاقا...رواصلانمیخونم ومیرم پست بعدی! والا بااین نوناشون!
خوبه همین طوری پیش بره خانوما نمیتونن دیگه آرایش کنن بلکه حقایق اشکار شه
اعتراف میکنم بعضی وقتا الکی غیبت میکردمو نمیرفتم مدرسه بعد وقتی معلما علت غیبتمو ازم میپرسیدن با یه حالت معصومانه میگفتم :بابابزرگم فوت کرده بود!!! سالی سه ؛چهار بار
دوست دارم برم پاریس روصندلی کنار پیاده رو بشینم و این کفترا بیان دورو برم ، براش دون بپاشم؛ یهو پاشم همشونو با سنگ بزنم …
انقد اين پسرا كليپساي مارو مسخره كردن كه ديروز رفتم موهامو پسرونه زدم حالا جرات داريد به اين كله ي پخت بخنديد ...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}