{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
خوشکل خانوم کدوم آریشگاه میری؟؟!! بعضی از پسرا رو که میبینم دلم میخواد بهشون بگم!!
سخت ترین کار دنیا بعد از دراوردن اخرین تیکه رانی.. . در آوردن آخرین بیسکوییت از بسته ساقه طلاییه ..!!:))
شاسکول آباد همسایه ی محترم ( کصافط )... اون پلاستیک آشغالت رو از پنجره پرت نکن پایین... آشغالات خیس بود... لباسم به کنار... نگران رشد دوباره ی موهامم :|
یادتونه همیشه همیشه همیشه... قدبلندترین... شلوغ ترین... و تنبل ترین فرد در کلاس مبصر میشد!!!
دختره تو دانشگاه يه دستشو لاک آبي پررنگ زده ... يکي رو اصن لاک نزده !!! ازش میپرسم مد جديده؟ ميگه نه ، با اين دست کارت دانشجوييم رو ميدم دست حراست ... :-|
اعتراف میکنم هنوز هم که هنوزه با این همه وزن پوست کیک یزدی را بیشتر از خودش دوس دارم اما چه کنم که معده دردم مدتهاست نذاشته همچین شیطنتی بکنم :))
يكى از فانتزيهامون دوران مدرسه اين بود كه با دوستم با يه ميله آهنى و آجر بيسبال بازى ميكرديم، يه همچين آدمايى بوديم ما. مغز.آک.در حد نو:))
ای کسانیکه توی خیابون همه بهتون زل میزنن ، هیچ نگران نباشین . مشکل از شما نیست. شما هم مثل خودم خوش تیپید. اونایی که خیره میشن تا حالا آدم ندیدن.
اعتراف می کنم از همون بچگی که مامانم می گفت هر کاری کنی کلاغ میاد خبر میده تا خود ِ سوم راهنماییم دنبال کلاغ میگشتم!
اعتراف می کنم دو هفته قبل داشتم می رفتم جلسه، خیلی عجله داشتم، بهترین کت و شلوارم رو پوشیده بودم. باورتون نمی شه، وقتی از جلسه برگشتم خونه و درست دم در بود که فهمیدم همه این مدت با دمپایی بودم!
وحشتناك ترين لحظه ي دوران مدرسه اين بود كه صبح دير برسي مدرسه و ببيني هيچكي تو حياط نيست!
اعتراف ميکنم وقتي بچه بودم دلم ميخواست خدمتکاربشم !!!!!!خب چيه بچه بودم ديگه نخندلايک کن:)
احساس می کنم مدرسم داره به فیسبوکم لطمه می زنه
چوپونه با گوسفنداش قهر می کنه می برتشون چمن مصنوعی
بچه ي دونگ يي هم زن گرفت من هنوز سربازم!
اعتراف میکنم تنها هدفم واسه ی حموم رفتن اهنگ خوندنه :دی
خوشکل خانوم کدوم آریشگاه میری؟؟!! بعضی از پسرا رو که میبینم دلم میخواد بهشون بگم!!
سخت ترین کار دنیا بعد از دراوردن اخرین تیکه رانی.. . در آوردن آخرین بیسکوییت از بسته ساقه طلاییه ..!!:))
شاسکول آباد همسایه ی محترم ( کصافط )... اون پلاستیک آشغالت رو از پنجره پرت نکن پایین... آشغالات خیس بود... لباسم به کنار... نگران رشد دوباره ی موهامم :|
یادتونه همیشه همیشه همیشه... قدبلندترین... شلوغ ترین... و تنبل ترین فرد در کلاس مبصر میشد!!!
دختره تو دانشگاه يه دستشو لاک آبي پررنگ زده ... يکي رو اصن لاک نزده !!! ازش میپرسم مد جديده؟ ميگه نه ، با اين دست کارت دانشجوييم رو ميدم دست حراست ... :-|
اعتراف میکنم هنوز هم که هنوزه با این همه وزن پوست کیک یزدی را بیشتر از خودش دوس دارم اما چه کنم که معده دردم مدتهاست نذاشته همچین شیطنتی بکنم :))
يكى از فانتزيهامون دوران مدرسه اين بود كه با دوستم با يه ميله آهنى و آجر بيسبال بازى ميكرديم، يه همچين آدمايى بوديم ما. مغز.آک.در حد نو:))
ای کسانیکه توی خیابون همه بهتون زل میزنن ، هیچ نگران نباشین . مشکل از شما نیست. شما هم مثل خودم خوش تیپید. اونایی که خیره میشن تا حالا آدم ندیدن.
اعتراف می کنم از همون بچگی که مامانم می گفت هر کاری کنی کلاغ میاد خبر میده تا خود ِ سوم راهنماییم دنبال کلاغ میگشتم!
اعتراف می کنم دو هفته قبل داشتم می رفتم جلسه، خیلی عجله داشتم، بهترین کت و شلوارم رو پوشیده بودم. باورتون نمی شه، وقتی از جلسه برگشتم خونه و درست دم در بود که فهمیدم همه این مدت با دمپایی بودم!
وحشتناك ترين لحظه ي دوران مدرسه اين بود كه صبح دير برسي مدرسه و ببيني هيچكي تو حياط نيست!
اعتراف ميکنم وقتي بچه بودم دلم ميخواست خدمتکاربشم !!!!!!خب چيه بچه بودم ديگه نخندلايک کن:)
احساس می کنم مدرسم داره به فیسبوکم لطمه می زنه
چوپونه با گوسفنداش قهر می کنه می برتشون چمن مصنوعی
بچه ي دونگ يي هم زن گرفت من هنوز سربازم!
اعتراف میکنم تنها هدفم واسه ی حموم رفتن اهنگ خوندنه :دی
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}